احمد دي جي

(hmaleki )

احمد دي جي

2 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم...
 در زیر باران اشک می ریزم،
  • باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم...
    در زیر باران اشک می ریزم،
    تا تو نبینی،
    اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام

    • یک نفر : تو نیستی ..دل این چتر وا نخواهد شد ..غمی است باران...وقتی هوافهوای تو نیست

      19 ساعت پیش و 31 دقیقه قبل

    • ... . ... : سپاس از شما روزتون گلستان (gol)

      1 روز و 2 ساعت قبل

    • احمد دي جي : سلام ممنونم از شما (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol

      1 روز و 2 ساعت قبل

    احمد دي جي

    2 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﯼ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯿﺰﻧﻢ ...
ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧد ...
ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﻤ
  • ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﯼ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯿﺰﻧﻢ ...
    ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧد ...
    ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﻮﻧﺪ ...
    ﻭﭼﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﮐﻪ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺵ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯿﺒﺮﺩ ...
    ﭼﻪ ﻓﮑﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﻢ ﺭﺍ ﺫﺭﻩ ﺫﺭﻩ ﻓﺮﺳﻮﺩ ...

    • حمید دیره : تضاد درونی یه انسانو را در جدل با افکارش که بعضا خوب وموردعلاقه وخیلی خاطره دار وروزهایی خسته کننده ودرداور چیزی وارامش فکری در ونی وبرعکس چیزی که همه ما انرا تجربه کردیم ولی شما بخوبی انرا ترسیم کردید وهیجان درونی خودرا

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    احمد دي جي

    2 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • یک سال گذشت ...
 
یکسال که بزرگتر میشوی گویا بار هایت سنگین تر میشود
 
زندگیت سنگین تر میشود
  • یک سال گذشت ...

    یکسال که بزرگتر میشوی گویا بار هایت سنگین تر میشود

    زندگیت سنگین تر میشود

    انگار عمرت هم سنگین تر میشود

    گذر زمان هم برایت سنگین میشود

    خودت هم سنگین میشوی

    دیگه راحت نمیتونی قدم برداری برای هر کاری

    دیگه دل دل میکنی بری یا نه همان جا بمانی برای خودت

    یک سال که میگذرد انگار چیزی ته دلت ته نشین شده

    و تو نمی دانی با آنهمه خاطره ی گذشته چه کنی

    • آرامش زندگی : دوست عزیزم بزرگوار محبوبی م (gol) محبوبم کن (gol) (ghalb) (gol) (ghalb) (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 19 ساعت قبل

    • حمید دیره : من واقعا بیان اشعارتان وفکری درونی که دارید وبخوبی انرا بیان میکنیید دوست دارم چون حقیقت وحسی که در گذر زمان است را بخوبی ترسیم کردید (gol)

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    احمد دي جي

    2 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • يكي از بدترين چيزهايي كه از بچگي يادمان مي دهند
'جاي چيزي كه نيست را با چيز ديگري پر كردن' است ،
ي
  • يكي از بدترين چيزهايي كه از بچگي يادمان مي دهند
    'جاي چيزي كه نيست را با چيز ديگري پر كردن' است ،
    يادمان ندادند چيزي كه نيست يعني ديگر نيست ،
    بادكنك گازي آبي اي كه تركيد جايش با يك بادكنك گازي زرد ديگر پُر نمي شود ،
    جوجه ماشيني صورتي اي كه مُرد
    جايش با يك جوجه ماشيني حتي همان رنگي هم پُر نمي شود

    • حمید دیره : دقیقا تلاش والدین در زمان بچگی باعث میشه درزمانی که بزرگتر میشیم نوعی احساس که از بچگی با خودمان همراه داریم را با فکرمان یدک کنیم ونتونیم اینو درک کنیم که درزندگی در سنین بالاتر چنین امکانش وجود ندارد وهمه اینا باعث میش

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    احمد دي جي

    2 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • يك سري از دوست داشتن ها هم هست
كه از هر دوست داشتني
سخت تر است
دوست داشتني كه نميداني آخر و عاقبت
  • يك سري از دوست داشتن ها هم هست
    كه از هر دوست داشتني
    سخت تر است
    دوست داشتني كه نميداني آخر و عاقبتش چه ميشود
    نه آنقد دور است كه نتواني به دست بياوريش
    نه آنقدر نزديك كه بتواني تصاحبش كني
    تو هستي و برزخت

    • شکیبا نعیمی : با سلام از شما دعوت می کنم در گروه جدیدم رازهای عشق عضو بشید و محبوبش کنید و اگه دوست داشتید فعالیت کنید....اینم لینکش https://hammihan.com/group/Porfosooor70000

      1 روز و 8 ساعت قبل

    • حمید دیره : دقیقا واین برزخ انتهاهیش ناپیدا وخیلی سخته چنین دوست داشتن ها /تو هستی وبرزخت واقعا

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    احمد دي جي

    4 روز پیش و 18 ساعت قبل
  • چه چیزی غم انگیزتر از این است که
شب های یک غریبه را عاشقانه بخیر میکنی
و شب های منی که برایت جان م
  • چه چیزی غم انگیزتر از این است که
    شب های یک غریبه را عاشقانه بخیر میکنی
    و شب های منی که برایت جان میدهم را...
    "بگذریم عزیزِ دلم شبت بخیر

    • سمیرا samira : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 روز پیش و 22 ساعت قبل

    • مریم پویا : غم.انگیز....با گویشی عاااالی...

      3 روز پیش, 1 ساعت

    • احمد دي جي : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (g

      3 روز پیش, 1 ساعت

    احمد دي جي

    1 هفته و 3 روز قبل
  • هیـــچ چیـــزی در ایـــن دنیـــا . . . تلـــخ تـــر از ایـــن نیســـت . . . کــــه بـــدانــــی . .
  • هیـــچ چیـــزی در ایـــن دنیـــا . . . تلـــخ تـــر از ایـــن نیســـت . . . کــــه بـــدانــــی . . . پــایـــان همـــه تلـــاش هــایـــت . . . بـــه هیـــچ میـرســــد

    • حمید دیره : این یکی از بدترین چیزهاست وگمان میکنم چیزی از این بدتر وجود ندارد

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    • فریبا حسینی : اخه از کجا میفهمی که پایان است وهیچ .چون اینجوری فکر میکنی همیطوری میشه بابا ی بار هم شده خوشگل فکر کن ...امتحان کن ............اااااااااااااااااااااهی هیچی نمیگم هاااااااااااااااااااااااا

      3 روز پیش و 2 ساعت قبل

    • ... . ... : پاینده باشین/ (gol)

      5 روز پیش و 2 ساعت قبل

    احمد دي جي

    1 هفته و 4 روز قبل
  • عکاس ها نمی دانند که بی تو لبخند روی لب‌هایم چقدر درد دارد این دلتنگی ها پشت رژهای قرمزم پنهان است ا
  • عکاس ها نمی دانند که بی تو لبخند روی لب‌هایم چقدر درد دارد این دلتنگی ها پشت رژهای قرمزم پنهان است اگر ببوسیم پاک میشوند کاش #تو را داشت

    • سکوت * : .چه کنم ؟چاره کجاست؟ سهم من دردل این ویرانی یک سبد بی تابی است

      1 هفته, 1 روز

    • احمد دي جي : : باز دل گم گشت در کویت من دیوانه ر

      1 هفته و 2 روز قبل

    • شیرین ... : بی تو؛ دلتنگ ترین حادثه ی قصه منم...

      1 هفته و 2 روز قبل

    احمد دي جي

    3 هفته پیش و 2 روز قبل
  • و دلتنگم، و دلتنگی آنجایی خوب نیست که نمی دانی دلتنگ چی و کی و چطور ؟ یادت نیست. می دانی؟ یک روزی خو
  • و دلتنگم، و دلتنگی آنجایی خوب نیست که نمی دانی دلتنگ چی و کی و چطور ؟ یادت نیست. می دانی؟ یک روزی خوب می دانستم دلتنگ چه چیز باید باشم، در تمنای چه چیز باید باشم، در تلاش برای کدام مقصد .. در آرزوی چه چیز شب ها باید دست هایم را ببرم بالا و صبح ها برای چه باید بیدار شوم .. و می دانی؟ شب ها راحت تر می خوابیدم، تخت می خوابیدم تا خود صبح. این شب ها اما اینطور نیستند .. اما آنجایی که نمی دانی، که یادت نیست که دلیل ها را گم می کنی، که آرزوها رنگ ندارند.. که کنار پنجره می ایستی دست هایت را به این ور و آن ور پنجره می گیری و یادت نمی آید چه چیز می خواستی بگویی، می دانستی، همین چند لحظه پیش تمام گوشه های مغزت را پر کرده بود اما حالا یادت نمی آید و فقط صدایی نا مفهوم از حنجره ت بیرون می آید. نا مفهوم و گنگ پرت می شود بیرون از پنجره و گم می شود در هیاهوی همین شب .. همین شب دلتنگی ها. دلتنگم و دلتنگی آنجایش خوب نیست که دلیل نداشته باشد

    • آفرین . : همه دلتنگیم...صبحتون دلپذیر... (gol)

      1 روز و 2 ساعت قبل

    • سینا ایمانی : فول لایییییییییک ...ومحبوبی .. (gol)

      1 روز و 18 ساعت قبل

    • حمید دیره : سلام /دوسته خوبم کانته انقدر شفاف واضح است که نه در مکاتب چون رئالیسم ویا سورئال دنبال بگردیم به زبنی ساده همه چیزو گفتی وچقدر خوب بی بالایش انرا بیان کردی واقعا ماهمه در حسرت همه ان چیزهایی هستیم که شما در کامنتتون گنجا

      1 روز و 23 ساعت قبل

    ادامه... دوستان
    • هیلا امشی اف
    • سهیلا
    • somayeh0098 سمیه جعفری
    • شیما سعادتی
    • MAHISA A
    • yas sareh
    • Sogol kosari
    • رویا راز
    • هانیه هانیه
    • sabor saberi
    • سحر محتشم
    • hiwebex hiwebex
    • سامیار محبی
    • عاشق مهرانه
    • مهراوید قاسمی
    • shadb raha
    5597 هواداران
    بازدیدکنندگان