☼ ☼ ☼

(jahan1989 )
  • نظام سرمایه داری چنان با قدرت ابزارهای انقیاد خود را در تمام قشر جامعه پراکنده می کند،که از توده ها
  • نظام سرمایه داری چنان با قدرت ابزارهای انقیاد خود را در تمام قشر جامعه پراکنده می کند،که از توده ها و افرادجامعه، "مشتاقان بندگی " می سازد. بندگیِ مصرف گرایی، بندگی پول و سرمایه، بندگیِ هرکاری که درآمدزا باشد و این یعنی تا زمانی که سرمایه داری محور اصلی تمام نظام های اقتصادی دنیا باشد، همواره تولید و ساخت "اشتیاق به بندگی" هم وجود خواهد داشت ،هرچند ایستادگی در برابر چنین روند عظیم و قدرتمندی دشوار ست اما اگر با اندیشه و فهم بیشتر آگاهانه انتخاب کنیم، کار و درآمدمان را مناسب تعیین و پیش ببریم ،اگر بهر طریقی ،مصرف کننده ی صرف نباشیم ... می توانیم از زیر یوغ این بندگی خارج شویم
    ما نیازمند مقاومت در برابر این سیلی هستیم که اگر به آن تن دهیم در منجلاب متعفنی فرو خواهیم رفت واین برازنده ی انسان فهیم، آزاداندیش و عملگرا نیست .

  • در دنیای امروز، روند حاکم بر جهان، یعنی مصرف گرایی، تبدیل به الگوهای جاافتاده ای می شود که تمام انسا
  • در دنیای امروز، روند حاکم بر جهان، یعنی مصرف گرایی، تبدیل به الگوهای جاافتاده ای می شود که تمام انسانهارا تحت تاثیرخود وادار به مصرف کردن ، می کند.
    و این الگو، هرچه بیشتر به سمتی می رود که انسانها، کالاهای صنعتی،و شیمیایی را بی ملاحظه مصرف کنند..کالاهایی که اقتصاد خصوصی سازی را بچرخاند و انباشت سرمایه را بازتولید کند. همان سرمایه ای که درصد ناچیزی از آن به قشرکارگر و بدنه ی اصلی تولید می رسد البته اگر با ماشین های اتوماتیک تعویض نشده باشند.
    و قسمت اعظم آن صرف الگوهایی برای مصرف بیشتر و دارایی، سرمایه گذار می شود.
    دنیای امروز، دنیای بی رحمی ست، آنقدر همگان را تشویق به انواع مصرف کردن می کند که دیگر هرچیزی از ماهیت اصلی خود دور می شود، و بجای آنکه مصرف، بدلیل کارکرد اصلی آن کالا یا چیز باشد، مصرف ،هویت کارکردی آن می شود. یعنی باید مصرف شود بدون آنکه بتواند نقش اصلی اش را در برطرف کردن نیاز یا لزومی در زندگی انسان داشته باشد.
    وقتی این سیر بشدت و قدرت خود ادامه پیدا کند دیگر حتی انسانها نیز کارکردشان براساس مصرف خواهد بود. برای ارتباط ها تاریخ مصرف و انقضا تعیین می شود و برای هر تصمیمی نکته ی اصلی همین میزان مصرف خواهد بود .. دیگر مفاهیم از انسانی بودن به ماشینی وکالایی بودن تغییر می کند و هویت ها،جعلی می شوند..
    مراقب باشیم .. هرچند نمی توانیم از مصرف مایحتاج زندگی صرف نظر کنیم اما می توانیم با تغییراین الگوی حاکم، درکی ایجادکنیم تا مصرف ، نه براساس یک حکمِ تثبیت شده، بلکه براساس تفکر و اندیشه ولزوم باشد. لزومی که نه نظام سرمایه داری حقنه می کند،بلکه انسان از آن بهره ی مطلوب خود را می خواهد.

  • چشم هایم را می بندم، اما ذهنم را چه؟
هرروز در گوشه وکنارِ هرجایی که چشم کار می کند، آدمهای مدل به م
  • چشم هایم را می بندم، اما ذهنم را چه؟
    هرروز در گوشه وکنارِ هرجایی که چشم کار می کند، آدمهای مدل به مدل، اتفاقات عجیب و غریب درحال افتادن ست. به برکتِ فضای مجازی و محیط های اجتماعی، مستقیم تر می توان این خبرها و آدمهارا دید ..
    بحث قضاوت نیست، تحلیل روندی ست که ریشه های مشخصی دارد.و آنقدر همه گیرشده که تفکیکش کاردشواری ست
    "منفعت طلبی، وتشنه ی دیده شدن"، دوعنصر اساسی در روییدن این آدمها و شخصیت‌هاست..
    اظهار نظرهای افرادمعروف ومشهور که بدون کارشناسی گفته می شود، چه در بحث های اجتماعی چه سیاسی، به اسم مردمی بودن،که بعدهم به تکذیت و توضیح و حاشیه های متعدد کشیده می شود.
    اینستاگرامرهای عجیبی که از مدو فشن و تست غذا و آرایش وغیره،تا وسط انداختن بچه های کم سن شان در معرض دید عمومی که مطمئنا در شکل گیری شخصیتش تاثیردارد...
    عددهای نجومی درآمد از پیجهایی که گاهی به صدهامیلیون تومان درماه می رسد.
    در جامعه ی ما آدمها چند رقمی اند؟ انگار جوری ست که هویت هرکسی"عددی" دارد. عددی که یا میزان درآمدش ست یا تعداد فالوورهایش ..که مرتبه و هویت آدمهارا هم ، با همین اعداد سنجش می کنند.

    آدمهای اطراف شما چطورند؟ هویتشان عدد و رقم است، یا وجودانسانی اشان؟

    • ترمه . : (gol) (gol) (gol)

      5 روز پیش و 16 ساعت قبل

    • ..... ... : محبوبی بمحبوب جبران پلیز (khoob)

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • ایرانی ایراندوست : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) درود .. (gol) (gol)

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

  • میگه : فکرمیکنی مهمترین مسئله در عشق چیه ؟

میگم : به نظر من توعشق هرچیزی حتی جزئی و کلی اونقدر مه
  • میگه : فکرمیکنی مهمترین مسئله در عشق چیه ؟

    میگم : به نظر من توعشق هرچیزی حتی جزئی و کلی اونقدر مهمه که بود نبودش معنا ومحتوای عشق رو عوض میکنه

    میگه : به نظر من عشق هم مهماتی داره که از جزئیاتش مهمترن
    "اعتماد" یکی از اونهاست .. که به عشق واحساس و آدم روبروت اونقدر اعتماد داشته باشی که مدام درگیر تحلیل رفتارهاش نباشی
    که اونم بهت همین اندازه اعتماد داشته باشه
    که اونقدر هم رو درک کنیم و بفهمیم که لازم نباشه رفتارهامونو مرتب یا برای هم توضیح بدیم یا ازشون دفاع کنیم

    میگم : درسته این اصل مهمیه اما عشق یه جور تمامیت خواهه .. اصل روهم داشته باشه فرعیات روهم میخواد.. حتی ممکنه بخاطر یکی ازاون فرعی ها یا جزئیات بازهم احساس ناخشنودی کنه .
    برای همین شاید عاشق های واقعی اونهایی هستند که یادگرفتن نگاهشون به عشق رو تغییر بدن
    جوری اونو ببینن که نمیشه تقسیم بندیش کرد. ترکیبی از دوست داشتن، منطق، احساس، همفکری وتفاهمیه که درهم پیچیده و عشق رو تشکیل داده

    میگه : شاید پس وقتی داریم دنبال اصل و فرع در احساسی می گردیم یعنی اصلا اون احساس عشق واقعی نیست ..

    میگم :..بله ... شاید ..

    • ترمه . : (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • ترمه . : (gol) (gol) (gol)

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    • ♡ ɮŗεąŧɧ - : خوآهش..!

      4 هفته پیش

  • میگه: چرا اینقدر بداخلاق و بهونه گیر شدی؟

میگم: وقتی آدم داره رنج بزرگی میکشه یا تجربه ی خیلی مهم
  • میگه: چرا اینقدر بداخلاق و بهونه گیر شدی؟

    میگم: وقتی آدم داره رنج بزرگی میکشه یا تجربه ی خیلی مهمی رو طی میکنه مثل اینه که داره پوست اندازی می کنه ..
    درد داره ، سخته ، بی طاقت و کلافه ست بداخلاقه ، بی حوصله ست اما نتیجه یک پوسته ی جدیده ، با یک شکل و حس جدید ..

    میگه : چه رنج بزرگی وچه تجربه ی مهمی؟

    میگم :اینو دیگه هرکسی خودش می فهمه .. میفهمه داره دچار یه دگردیسی ِعجیب میشه ، داره پوسته ی قبلی شو میشکافه و دور می اندازه
    سختی ازجایی شروع میشه که حالا باید بااین پوسته ی جدید کنار بیاد و درکش کنه ..

    میگه :" پوسته ی نوت مبارک "..

  • کاری به کار همدیگه نداشته‌باشیم !
باور کنید تک‌تک آدم‌ها زخمی‌اند ...
هرکس درد خودش را دارد ، دغدغ
  • کاری به کار همدیگه نداشته‌باشیم !
    باور کنید تک‌تک آدم‌ها زخمی‌اند ...
    هرکس درد خودش را دارد ، دغدغه‌ی خودش را دارد ، مشغله خودش را دارد .
    باور کنید ...
    ذهن‌ها خسته‌اند . قلب‌ها زخمی‌اند . زبان‌ها بسته‌اند .
    برای دیگران آرزو کنیم بهترین را ...
    راحتی را ...
    همه گم شده‌ایم ، یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذت‌بخش شود .
    آدم‌ها آرام آرام پیر نمی‌شوند ...
    آدم‌ها در یک لحظه ، با یک تلفن ، با یک جمله ، با یک نگاه ، با یک اتفاق ، با یک نیامدن ، با یک دیر رسیدن ، با یک "باید برویم" ، با یک "تمام کنیم" پیر می‌شوند ...
    آدم را لحظه‌ها پیر نمی‌کنند .
    آدم را آدم‌ها پیر می‌کنند .
    سعی‌کنیم هوای دل همدیگر را داشته‌باشیم
    همدیگر را پیر نکنیم ...

    ......................................................................................................

  • وَ درد ...
به استخوانِمان رسیده,
اما هنوز...
خودمان را نباخته ایم,
و روزگار را زندگی میکنیم,
و
  • وَ درد ...
    به استخوانِمان رسیده,
    اما هنوز...
    خودمان را نباخته ایم,
    و روزگار را زندگی میکنیم,
    و هنوز ...
    آنقدر میخندیم
    که سرمان از این همه ناخوشی هایی که مجبور به پذیرفتنش کردیم,
    درد میگیرد...

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    419 هواداران
    بازدیدکنندگان