پخش زنده

  • پشت دریای نگاهت بارانیست قصه ی زندگیه طوفانیست بعد تو باور این ذهنه قشنگ شن زاریست کوک این زندگیه بی بالیست حسام الدین شفیعیان باور کن تو را دیده ام با رقص قلم تو را چیده ام من سر به هوا کوچه را آمده ام پشت پنجره ی غم تو مانده ام شعرم به سرا که دگر فردا دیرست حرفم بنویس که دگر حرف برایت غزلم با هر دو سه بیت شعر بگو شعر مرا بیت به بیت مو به مو باز بگو این قصه که دیدی نسرائیدمو نه شکل گرفت طرح غزل بافتن موی تو بود من از تو سرودم یه چند بیت غزل با چای تو را قندو غزل شعر بگفتن هنرست وین پس که هوا ابریو بارانیست من شاعر چشمان غزل سوز بیابانی کی دانمو کی خوانمو کی حرف بگویم تا تو برای بهار غم نسرائی درد دگری از قفس شعر برایی من نه به از آن که خزانم نه به آن شوری شور دل خسته ترین مرد غزل خوان تو ام من با حرف تو در موجو غزل در به درم من یک جمله نوشتم که چرا شعر تو را باران کرد رنگین کمان تو تمام غزلهای منه خسته دله شوریده دلی بود بعد از تو نیامد که بگم وزنو سرایم دگر ا
    ادامه پست...