پخش زنده

دوش در گوشه یِ محراب مِی ناب زدیم آتش از باده گرفتیم به محراب زدیم من و ساقی زِ ره مستی و بی پروایی نقشِ افسانه یِ این دایره بر آب زدیم تا سحر جامه دریدیم به پایِ دل تنگ ساز را موی کشیدیم به مضراب زدیم آسمان تیره شد از دودِ دل سوختگان ما دویدیم درِ خانه یِ مهتاب زدیم خواب خوش بود که ما را به چنین روز افکند اشک در دیده نشاندیم، رهِ خواب زدیم آشنایان ره از ورطه گذشتند و ما چون حباب سرِ خُم خیمه به غرقاب زدیم به امیدی که نشیند برِ ما دوست شبی سنگ بر شیشه خورشید جهانتاب زدیم در غمِ آنکه به پا خاست و از پا افتاد خون دل بر جگر دیده یِ بی تاب زدیم

لب تَر نکرده از در میخامه می رود دیوانه بین که عاقل و فرزانه می رود رندی به طعنه گفت که این جان محتشم محرم ز در درآمد و بیگانه می رود ما جرعه نوش میکده و خاک آن دریم زاهد ز شور ماست که مستانه می رود با بی غمان حکایت سوز درون چه سود کی شمع شد خبر چه به پروانه می رود افسون عشق و ساغر می را عزیز دار حیف آن دمی که بی می و جانانه می رود ویران شده است خانه دل گو بیا بیا بنگر به سیل خون که ز ویرانه می رود کار از جنون گذشت خرابیم آنچنان کز ما هزار قصه به افسانه می رود ما را چه غم که واعظ پرهیزکار شهر لب تَر نکرده از در میخانه می رود

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم … نـه بــرای اینکــه نخواهـم با تو هم قــــدم باشـم … می‌خواهـم پا جـــای پاهــایــت بگـــذارم … می‌خواهـم رد پــایــت را هــیچ خــیابــانی در آغوش نکشـَـد …!!! تــو تمـامـا” برای منی

یه دکتر امریکایی میگه: در امریکا اینقدر پزشکی پیشرفت کرده که ما کلیه یکی را بریدیم و به یکی دیگه پیوند زدیم و بعد از ۶ هفته او الان سالم شده و دنبال کار میگرده دکتر آلمانیه میگه: این که چیزی نیست ما تو آلمان یه تیکه از مغز یکی را برداشتیم و به مغز یکی دیگه پیوند زدیم و بعد از 4 هفته سالم شده و داره دنبال کار میگرده دکتر روسیه میگه: آقا ما نصف قلب یکیو برداشتیم و تو قفسه سینه یکی دیگه قرار دادیم و الان بعد از 2هفته سالم شده و داره دنبال کار میگرده دکتر ایرانیه میخنده و میگه: ما از همتون جلوتریم، 4 سال پیش ما یه نفر بدون مغز و بدون قلب و بدون کلیه را رئیس جمهور کردیم حالا کل مملکت دنبال کار میگردن...