پخش زنده

  • روحي كه پيام دارد... نه عاشق مي خواهد نه مريد... من به دنبال تصاحبِ هيچكس نيستم... من به دنبال خويشتن خويشم... كه اگر نشاني از او بيابم مسرورانه جشن خواهم گرفت كه نشاني از معشوقه ام يافته ام... اگر هنوز هم به ياد مي آوري نامم را.. درفراسوي زمان و بي زماني مي مانم... نترس از شب، مه يا باران... به دنبال ردي برو يا كه هيچ ردي.. از همانجايي كه هستي مرا بخوان،روح من! و صاف به سمتم بيا،رفيق...

  • كردها را بهتر بشناسيد !!! آيا ميدانستيد دياكو و امپراطوري كوردها اولین و قوی ترین امپراطوری ایران کنونی بوده؟ آیا میدانستید زبان پهلوی همان کوردیست؟ آیا میدانستید اسم مازندران یعنی دره هاي بزرگ اسمی کوردیست؟ آيا ميدانستيد سه گره شال مردان كورد به نشانه سه پند زردشت بوده؟ آيا ميدانستيد زبان اوستا كوردي بوده؟ آیا میدانستید آذربایجان آگرپاریزان یعنی نگهبان آتش لقب کوردها زردشتی آن منطقه بوده؟ آیا میدانستید خوزستان اسم قدیمیش سوزیان یعنی محل احساس یک اسم کوردی بوده؟ آیا میدانستید البرز يا برز که عربها بهش ال دادن یعنی بلند یک اسم کوردی بوده؟ آیا میدانستید دماوند محل قشلاق عشایر کورد بوده و ریشه نامش دوماوند در گویش کوردی لکی یعنی عقب وند (محل قشلاق)؟ آیا میدانستید جزیره لاوان یک اسم کوردیه یعنی جزیزه جوانان؟ آیا میدانستید اسم اصلی قزوین کژین بوده بخاطر لهجه ترکها به قزوین تغییر کرده و کوردیست یعنی دخترانه ؟ آیا میدانستید تبریز اسم اصلیش تاوریژ بوده یعنی پایین امدن تب یک اسم ک
    ادامه پست...

  • خدایا ! هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام رانگیر... هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر... هنگامی که مقامم دادی، تواضعم رانگیر... آنگاه که تواضعم دادی ، عزتم رانگیر... وقتی قدرتم دادی ،عفوم رانگیر ... هنگامی تندرستی ام دادی، ایمانم رانگیر ... و آنگاه که فراموشت کردم ، فراموشم مکن.. روزتون پر از شادی

  • این اثر بر اساس داستانی واقعی سروده شده است...در تابستان سال هشتاد در شهرستان ساهرود پسر و دختری در همسایگی هم عاشق می شوند که خانواده دختر به دلیل فقر پسر از ازدواج آنها جلوگیری و..................................................................سروده این حقیر علی احمدی (حادثه افسانه راستین...... این که میگم قصه و افسانه نیست یه متن جعلی یا که یک نامه نیست عین حقیقته ،خدا شاهده همون خدایی که میگن واحده حکایت شکست قلب مرده صداقته آره یه ریزه سرده توی محله گلهای لاله روزای گرم و شبای بهاره کنار خونمون یه معبدی بود دختری داشت دست و دلش یکی بود دختر همسایه ما نجیب بود چشمای آبیش با دلم رفیق بود دیوار به دیوار اتاق عشقم من بودم و فقر بود و رقیب بود غروب میشد پشت کلاس درسش چادر مشکی و حیا و ترسش میگفت سلام خوبید ؟؟مادر چطوره؟؟ آبجی قراره شله زرد بیاره؟؟ هفته بعد تولده خونمون علی آقا میای به آشیو نمون؟؟ ریاضی و هندسه وای چه سخته نامه ای که داده ب
    ادامه پست...

    میرشجاع سیدین

    1 ساعت و 17 دقیقه قبل
  • تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی تو گشته ام مست و خراباتی میخانه ی تو چه نمودی که برفت از بدنم روح و روان تو بسان شمعی و من سوخته پروانه ی تو تو چه داشتی به روی و رخ افسونگر خود که به یک لحظه نظر دل شده دیوانه ی تو گر چه دیدم هزاران زشت و زیبا به عمر منظر روی تو کرد مستم و مستانه ی تو عاشقان در ره معشوق جامه را چاک دهند جان کنم من به فدای رخ یکدانه ی تو..

    علی احمدی (حادثه)

    1 ساعت و 21 دقیقه قبل [ܓܨ دل واژه ܓܨ]
  • این اثر بر اساس داستانی واقعی سروده شده است...در تابستان سال هشتاد در شهرستان ساهرود پسر و دختری در همسایگی هم عاشق می شوند که خانواده دختر به دلیل فقر پسر از ازدواج آنها جلوگیری و..................................................................سروده این حقیر علی احمدی (حادثه افسانه راستین...... این که میگم قصه و افسانه نیست یه متن جعلی یا که یک نامه نیست عین حقیقته ،خدا شاهده همون خدایی که میگن واحده حکایت شکست قلب مرده صداقته آره یه ریزه سرده توی محله گلهای لاله روزای گرم و شبای بهاره کنار خونمون یه معبدی بود دختری داشت دست و دلش یکی بود دختر همسایه ما نجیب بود چشمای آبیش با دلم رفیق بود دیوار به دیوار اتاق عشقم من بودم و فقر بود و رقیب بود غروب میشد پشت کلاس درسش چادر مشکی و حیا و ترسش میگفت سلام خوبید ؟؟مادر چطوره؟؟ آبجی قراره شله زرد بیاره؟؟ هفته بعد تولده خونمون علی آقا میای به آشیو نمون؟؟ ریاضی و هندسه وای چه سخته نامه ای که داده ب
    ادامه پست...