پخش زنده

  • شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی خودم مستُ ،غزل مستُ ،تمام واژه ها مستند قلم شوریده ای امشب،عجب اُعجوبه ای هستی! به ساز من که میرقصی،قیامت میکنی به به... چه طوفانی به پا کردی،قلم شاید تو هم مستی؟! زمین مستُ،زمان مستُ،مخاطب مست شعرم شد بنازم دلبریهایت!قلم، الحق که تردستی فلانی فرق بسیار است،میان مستی و مستی عزیزم خوب دقت کن!به هر مستی نگو پستی تظاهر میکنی اما،تو هم از دیدِ من مستی اگر پاکیزه تر بودی،به شعرم دل نمی بستی خودم مستُ ،غزل مستُ، تمام واژه ها مستند مخاطب معصیت کردی!به مشتی مست پیوستی محمدرضا نظری

  • دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم نذر کردم گر گذر از کوچه قلبم کنی رد پایت را ببوسم جان به قربانش کنم یا اگر حتی به خوابم سرزده ره گم کنی سد راهت میشوم تا بوسه بـارانش کنم کوچه را مامور کردم تا بماند دیده بان وعده دادم گر بیایی من چراغانش کنم جغد شوم قصه را گفتم رَود از خانه ام جای آن بلبل بیاید تا غزل خوانش کنم بی وفایی می کند بیداد، یابم باوفا چون در آغوشش بگیرم سخت زندانش کنم اوشودسنگ صبوری برمن سنگ صبور این همه شعر و غزل در وصف چشمانش کنم