پخش زنده

❄LαÐყ ❄

3 ساعت پیش و 31 دقیقه قبل
  • برعکســـ بقیهـ کهـ نیمه‌ے گمشدشونو پخشـــ در همه‌ے افراد میبیننـــ، مشکلـــ منــ اینهـ کهـ بهـ هیچ بنی‌بشرے علاقهـ ندارمـ و هیچکسو داراےمتریالـــ نیمه‌ے گمشده شدنـــ نمیبینمـــ و حســ میکنمـ هیچکســ رو پیدا نخواهمــ کرد کهـ نگاشـــ کنمــ و با خودمــ بگمـ "اینـــ همونیهـ کهـ تا آخـــر عمرمــ میتونمـ دوسشــــ داشتهـ باشمــ"

  • بارون شیشه‌‌ی ماشینو خیس کرده بود .. داشت رانَندگی ‌می‌کرد ، هُمایون هی می‌خوند .. «اَبر می‌بارَد و من می‌شوم از یار جُدا ..» داشتَم نگاهش می‌کردم .. از اون مُدل نگاها که همیشه فقط درباره‌ی اون اتّفاق میوفتاد .. از تهِ دلم چشمَم بهش بود .. اونقدری که نگاهَمو حِس کرد .. غمِشو دَرک کرد .. سنگینی‌شو فَهمید .. هیچی نگفت .. زَد بغل .. برگشت سمتِ من .. اونم نگاهم کرد .. از اون مُدل ‌نگاها که دِلمو قُرص می‌کـرد .. همینطوری که نگاهم می‌کرد ، گفت: چی میگه این همایون ..؟ هِی یار جُدا، یار جُدا ..! کُجا جُدا ..؟! اینا رو گُفت ، وَلی عَوض نکرد .. هُمایون خوند و اون نگاهم کرد .. گُفتم: من قُفلی زدم ،تو چرا نگاه می‌کنی؟ گُفت: نه بابا..؟!تو ببینی و من نگاه نکنم نگاه کردنتو ؟! دیگه چی؟! گفتم : می‌‌مونی؟ گفت : نَمونم؟ گفتم : سوالمو با سوال جواب نَده .. گفت : نَمونم کُجا بِرم ؟! میتونَم مگه؟ گفتم : نمی‌تونی ..؟! گفت :بدونِ تو نه ..تو جُدا، تو جدا ،نمیشه ..در تَوانم نیست.. نگا
    ادامه پست...

  • می سرایم "تو" و چشمان "تو" را نه سپیدی... نه غزل... تویی آن شعر دل انگیز و بلند... که پر از مثنوی بارانی... منم آن شاعر بیدل... ڪه فقط... برق چشمان تو را می بیند... سبڪ من عاشقی و قافیه ام دلتنگی ست... منم آن مست و پریشان نگاهت... ڪه دلم "تو" و "احساس تو" را می خواهد.

    էἶցεɾ✔✖էἶքεɾ ღ

    22 ساعت پیش و 21 دقیقه قبل
  • عَََروسََکـ قَََشَََنگـ مَََنـ سِِِفید پوشیدِِِِهـ تورََختِِه خوآبِِـ کُُهنِِِه خونیـ خوآبیدِِِه عَََروسََکـ مََنـ چِِِشمآتو وآ کُُـــنـ زودِِِه بِِخوآبیـ مََنــو نِِگآ کُنـ قََلبََمـ شِِکََستِِه چِِشآمـ چِِه خََستِِه تََقصیرِِه مَََنِِه کِِه عِِِشقََمـ رََفتِِه تو دیگِِه نیستیـ اونـ بآلآهآییـ تو آسِِمونآ پیشـ خُُدآییـ :) #nrs /> #ye#do0khi#bi#asaaaabm

  • چه رویای عاشقانه ای ست در این ساعت عاشقی به یاد چشمهایت، نگاه کردن و به یاد دستهایت، لمس کردن هر چند ندارمت،اما میان آغوشت هر شب به خواب می روم و به رستگاری ی نداشتنت نزدیک می شوم ..

    محبوبه صدرا

    10 ساعت پیش و 46 دقیقه قبل [حضرت عشق]
  • خدایا مگر میشود تو باشی و من تنها باشم؟ تو باشی و من اندوهگین و افسرده باشم؟ تو باشی و من محتاج کسی یا چیزی باشم؟ تو باشی من بدون حامی باشم؟ تو باشی و من ناامید باشم؟ سپاس که هستی... ممنون که دستم رو میگیری..

  • ده ماه از سال ۹۶ گذشت؛میخوام دعا کنم نه برای خودم برای اعضای هم میهن که... بعضیاشون خیلی گرفتارن... بعضیاشون خیلی دلشکستن... بعضیاشون خیلی تنهان... بعضیاشون خیلی ناامیدن... بعضیاشون عاشقن... بعضیاشون درآرزوی رفتن به مکانهای مقدس... بعضیاشون درآرزوی داشتن فرزند... بعضیاشون گره سختی افتاده تو زندگیشون... بعضیاشونو میشناسم... بعضیاشونو نمیشناسم... خداجون هوای دلاشونو داشته باش. یه دستی به سروگوش زندگیشون بکش. نذارایمانشون ضعیف بشه.دستشونو بگیر. خدادل این دوستای مهربونو شاد کن. خدایا به یگانگیت قسمت میدم نذارآرزوهاشون آرزوبمونه...... آمین❤❤❤❤