رضا رمضانی

(ludk )
  • **موشی کوچک مهار شتری را در دست گرفته به جلو می کشید و به خود می بالید که این منم که شتر را می کشم.
  • **موشی کوچک مهار شتری را در دست گرفته به جلو می کشید و به خود می بالید که این منم که شتر را می کشم. شتر با چالاکی در پی او می رفت. در این اثنا شتر به اندیشه ی غرور آمیز موش پی برد. پیش خود گفت : «فعلا سرخوشی کن تا به موقعش تو را به خودت بشناسم و رسوا گردی.»
    همین طور که می رفتند به جوی بزرگی رسیدند. موش که توان گذر از آن رودخانه را نداشت بر جای ایستاد و تکان نخورد.
    شتر رو به موش کرد و گفت : «برای چه ایستاده ای ؟! مردانه گام بردار و به جلو برو. آخر تو پیشاهنگ و جلودار منی.»
    موش گفت : «این آب خیلی عمیق است. من می ترسم غرق شوم.»
    شتر گفت : «ببینم چقدر عمق دارد.» و سپس با سرعت پایش را در آب نهاد و گفت : این که تا زانوی من است. چرا تو می ترسی و ایستاده ای ؟!»
    موش پاسخ داد : «زانوی من کجا و زانوی تو کجا، این رودخانه برای تو مورچه و برای من اژدها است. اگر آب تا زانوی توست صد گز از سر من می گذرد.»

    گفت گستاخی نکن بار دگر
    تا نسوزد جسم و جانت زین شرر

    موش گفت : «توبه کردم، مرا از این آب عبور بده.»
    شتر جواب داد : «بیا روی کوهانم بنشین، من صدها هزار چون تو را می توانم از این جا بگذرانم.»

    چون پَیَمبَر نیستی، پس رَو به راه
    تا رسی از چاه روزی سوی جاه

    غرور به خود راه نده، ابتدا پیروی کن، شاگردی کن، مرید باش، گوش کن تا زبانت باز شود آن گاه زبان گشا و آن هم نخست به صورت پرسش و فروتنانه و در همه حال معنی و باطن موضوع و مطلب را بنگر تا به معرفت حقیقی برسی.
    *** در برابر حق با غرور و خودخواهی حرکت نکن...
    *داستان های مثنوی معنوی

    رضا رمضانی

    1 هفته و 3 روز قبل
  • هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّکينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِمْ. آیه
  • هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّکينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِمْ. آیه 4 سوره فتح.
    اوست خدایی که سکینت و وقار بر دلهای مؤمنان آورد تا بر یقین و ایمانشان بیفزاید.*
    ***************
    آرامش قلبی با ایمان....

  • *جهان یادگارست و ما رفتنی//  به گیتی نماند به جز مردمی**
**به نام نیکو گر بمیرم رواست // مرا نام با
  • *جهان یادگارست و ما رفتنی// به گیتی نماند به جز مردمی**
    **به نام نیکو گر بمیرم رواست // مرا نام باید که تن مرگ راست**
    **کجا شد فریدون و هوشنگ شاه ؟//که بودند با گنج و تخت و کلاه**
    **برفتند و ما را سپردند جای//جهان را چنین است آئین و رای**
    * فردوسی بزرگ **

    رضا رمضانی

    3 هفته پیش, 1 روز
  • امام موسی کاظم(ع): «زراعت در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع
  • امام موسی کاظم(ع): «زراعت در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع جاى مى گيرد نه در دل هاى متكبر. خداوند متعال، تواضع را وسيله عقل و تكبر را وسيله جهل قرار داده است.»
    تحف العقول، ص 396**
    ***************************
    در زمین سخت چیزی رشد نمی کند...

    رضا رمضانی

    3 هفته پیش, 1 روز
  • در سفارش لقمان به فرزندش: وَ اقْصِدْ في‏ مَشْيِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوات
  • در سفارش لقمان به فرزندش: وَ اقْصِدْ في‏ مَشْيِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ. آیه 19 سوره لقمان*
    ( پسرم! ) در راه رفتن ، اعتدال را رعایت کن از صدای خود بکاه ( و هرگز فریاد مزن ) که زشت ترین صداها صدای خران است.**
    ************ میانه روی و آرام سخن گفتن....

    رضا رمضانی

    3 هفته پیش و 2 روز قبل
  • زندگی آوازی است که به جان ها جاری است*
زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است*
زندگی لبخندی
  • زندگی آوازی است که به جان ها جاری است*
    زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است*
    زندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و تو*
    زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری*
    زندگی یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندی*
    زندگی خواب خوش کودک احساس من است*
    زندگی بغض دل توست به هنگام سحر*
    زندگی قطره اشکی است فروریخته بر گونه تو*
    زندگی آن رازی است که نهفته است به چشم گل سرخ*
    زندگی حرف نگفته است که تو می شنوی*
    زندگی یک رویاست که به خوابش بینی*
    زندگی دست نوازشگر توست*
    زندگی دلهره و ترس درون دل توست*
    زندگی امیدی است که تو در نگاه من می جویی*
    زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو*
    زندگی این همه است*
    من و تو می دانیم*
    زندگی یک سفر است... سهراب سپهری*

    رضا رمضانی

    3 هفته پیش و 2 روز قبل
  • زندگی رسم خویشاوندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرسشی دارد اندازه ی عشق
زندگی چیزی نیست
  • زندگی رسم خویشاوندی است
    زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
    پرسشی دارد اندازه ی عشق
    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود
    زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
    زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد
    زندگی مجذور آیینه است
    زندگی گل به توان ابدیت
    زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست
    زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفس هاست... سهراب سپهری*

    ادامه... دوستان
    • اذر بانو
    • فرشته اسدی
    • ⚘محبوبه صدرا⚘
    447 هواداران
    بازدیدکنندگان