Lunate ن

(lunate )
  • در این هنگام که در اتاق نشسته ام و به تو فکر میکنم ،
 برگ درختی دارد به دنیال معشوقه ش روانه میشود
  • در این هنگام که در اتاق نشسته ام و به تو فکر میکنم ،
    برگ درختی دارد به دنیال معشوقه ش روانه میشود ،
    و چه زیباست ،
    کمک باد به برگ ،
    چه دوستی بهتر از باد ،
    دلش به حال برگ میسوزد اما برگ انتخابش را کرده است ،
    برگ با شوقی وصف ناشدنی به دنبال معشوقه ای میرد که عاشق دیگریست ،
    چه امید واهی ای دارد ،
    ولی نمیخواهد حسرت تمام وجودش را بگیرد ،
    راه افتاد ،
    باد میدانست ولی برگ نمیدانست عاقبتش دیگر خانه نیست ؟؟؟
    میدانست ...
    باد چه دوست خوبی بود ...

    ( کسی از حال باد خبری نداشت )

  • از همه ی زیبایی ها و داشته های این دنیا ،
 فقط فقر و نداری و زشتی هاش رو تجربه کردیم ؛
 فقط چهار ت
  • از همه ی زیبایی ها و داشته های این دنیا ،
    فقط فقر و نداری و زشتی هاش رو تجربه کردیم ؛
    فقط چهار تا طرز فکر مثل فکر خودمون رو تجربه کردیم ؛
    از همه ی این داشته های این دنیا فقط مسیر خونه تا مدرسه ، دانشگاه ، محل کار رو تجربه کردیم ؛
    فقط چند تا غذایی که میشناسیم رو تجربه کردیم ؛
    فقط و فقط سقف بالای سرمون رو دیدیم و فقط زیر همون یه تیکه ش زندکی کردیم ...

    میدونی چرا آدما زیاد راضی نیستن از این دنیا ؟
    چون داخل روزمرگی و عادات قبلیشون گم شدن ،
    اصلا دنبال چالشهای جدید نیستن ،
    تو یه کلام ، اصلا تجربه ندارن ...

    بعد چه حرفا که پشت این دنیا نمیرنن ...

    حرفکم اینه :
    کسی میتونه بگه این دنیا کثیف و بده که همه چیزایی که این دنیا داره رو داشته باشه( و تجربه کرده باشه ) و بعد اجازه داره این حرفو بزنه ...

    اصلا حرفم این نیست دنیا خوبه یا بده ،
    حرفم فقط اینه که تقریبا همه ی ما تو جایگاهی نیستیم که در مورد این دنیا نظری بدیم...
    این دنیا نیمه پری هم داره که باید خودمون سمتش بریم و ببینیمش و تجربه کنیم...

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    109 هواداران
    بازدیدکنندگان