دختر یخی:)

(maeedehmftf )

میدانے...
بعضے ها را هرچه بخوانے...
خسته نمے شوے...!
بعضے ها را هر چه گوش کنے...
عادت نمے شوند...!
بعضے ها هر چه تکرار شوند...
باز بکر و دست نخورده اند...!
دیده اے...؟
شنیده اے...؟
یک کلام : بعضے ها بینهایت اند...

دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….
نه به ســــــــــردی هوا….
نه به ســـــــــردی دستانت……
به سردی لحنت…سکوتم سرد شد….
سرد..سرد …سرد…
تو با لحن سردتت دلم را اتش زدی…..
و من هم با نگاه ســــــردم….دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه اموختی..

گاهی دلــــــــم می گیرد...

از آدم هایی که در پــس نگاه سردشــــــــــان

با لبخنـــــــــــد گرمــــــــی فریبت می دهند!

از کلماتی که چون شیرینـــــی افسانـــــــه ها فریبت می دهند!!

دلـــــــــــــــــم می گیرد...

از سردی چندش آور دستــــی که دستـــــت را می فشـــــــارد!!

و نگاهــــــــی کــــــــــه به توست...

و هیچ وقت تـــــــو را نمی بیند!

از دوستـــی که برایت هدیــــــــــه دو بـــــــــــال برای پریدن می آورد...

و بعــــــــــــــد... ... ...

پــــــــــرواز را با منفورترین کلمات دنیـــــــا معنـــــی می کند!!!

دلــــــــم مــــی گیرد... ... ...

از چشــــــم امیــــــد داشتنـــــم

به هوسبازانـــــی کـــــه ترانــــــــه عشــــق میخواننـــد!!

این ها همـــه هیچ...

گــاهی حتی از خـــــودم هــــــــم دلـــــــــم میگیرد...!

تو را به ترانه‌ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه‌ها
که به میوه بدل می‌شوند
و از دستم می‌چینند

تو را به ترانه‌ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد…

شمس لنگرودی......

می‌دانم هیچ چیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمی کند و الماس عاطفه را صیقل نمی دهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمی‌پذیرم؛ چرا که غم حریص است و بیشتر خواه و مرز ناپذیر...

هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان می‌طلبد، و باز هم بیشتر، و بیشتر...

هر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد می‌کشد، سلطه می‌طلبد، و له می‌کند...

غم، هرگز عقب نمی‌نشیند مگر آن که به عقب برانی‌اش، نمی‌گریزد مگر آن که بگریزانی اش، آرام نمی‌گیرد مگر آن که بی‌رحمانه سر کوبش کنی.

یک عده ای هستند که ما همیشه از رو ظاهر آنها قضاوتشان میکنیم...

پیش خودمان میگوییم:

ببین اصلا مشخص است در صورتش هیچ غمی نیست !

این بشر از هفت دولت آزاد است.....

سر خوش است و فلان است و بهمان...

ولی کافی است

یک بار از بطن زندگی آن ها مطلع شویم ،

تا بفهمیم چه غصه هایی در زندگی شان دارند که اگر یکی از آن ها را ما داشته باشیم کمرمان خم میشد...

بیایید هیچوقت آدم ها را از روی ظاهرشان قضاوت نکنیم...

همه مانند هم نیستند که بخواهند درد و غصه هایشان را میان جماعت فریاد بزنند

خیلی ها تو دار هستند

میگویند،

میخندند،

میرقصند....

اما کافی است گوشه ای را پیدا کنند که کسی حواسش به آن ها نباشد

تنهایی میبارند و

میبارند و میبارند.....

ادامه... دوستان
  • پسر نابغه ی ایرانی
  • ***الناز ***
  • محمد جانمحمدلو
  • فاطمه السادات
  • Moein Vakil
  • ققنوس پرنده آتش
  • # پارادوکس*
  • تیارا محمودی
  • محسن ..........
  • Parande Parvaz
  • سیّد علیرضا سلطان پناه
  • شهروند جهانی
271 هواداران
بازدیدکنندگان