مهدیه وطنی

(mahdiyeh_v )
  • -چرا ازدواج نکردی
+چون هنوز کوچولوام
+توچرا ازدواج نکردی
-چون تو هنوز کوچولوعی:)
  • -چرا ازدواج نکردی
    +چون هنوز کوچولوام
    +توچرا ازدواج نکردی
    -چون تو هنوز کوچولوعی:)

    • soheil 123 : خب حداقل بگو چرا جوابم نمیدی بدونم (geryeh)

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    • soheil 123 : مهدیه چرا نمیای (geryeh)

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    • soheil 123 : مهدیه جان؟

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    ‏ازدواج تو سن پایین فقط اونجایی که هرشب غذا از بیرون سفارش میدی تا وقتی که قدش به گاز برسه.



    • مهدیه وطنی : خخخخ موافقم

      3 هفته پیش و 2 روز قبل

    • حیدر صالح : حالا ازدواج در سن پایین خوبه البته باز خیلی خوبه . ازدواج نود ساله با 15 ساله رو کجای دلم بزارم (khandeh) (khandeh) (khandeh) (khandeh) (khandeh)

      3 هفته پیش و 2 روز قبل

    • ✌★ΚÈý√ªη✌★ . : دعوتی گر.وه اول پروفایلم محبوبیت یادت نره ممنون

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    مهدیه وطنی

    4 هفته پیش, 1 روز

    سلام.
    دوستان کسی کلش بازی میکنه؟

    • مهدیه وطنی : یعنی چی؟جای داداشمونه خب

      4 هفته پیش, 1 روز

    • امیرحسین 121 : والا انقدر ک بنیامین الکی براتون مهمه ک من نفهمیدم چرا

      4 هفته پیش, 1 روز

    • مهدیه وطنی : خخخخخ

      4 هفته پیش, 1 روز

  • «احساسی آواره»
  • «احساسی آواره»

    • δαஹiга ! : (ghalb)

      4 ماه پیش

    • حسین صداقت : سلام محبوبیت پروفایلتون انجام شد . دعوتید به گروه اول پروفایلم -گروه گل محمدی (gol) (gol) (gol)

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • عرشیا محمدی : سلام وسپاس فراوان از همراهی گرم وصمیمانه تک تک شما عزیزان مهربون وبامحبتم

      7 ماه پیش

    بخون موهای تنت سیخ میشه مردونه


    بخون اما ناراحت نشو ؛؛؛!!!
    دوستان بخونید ببینم چشمی خشک می مونه ؛؛؛!!!
    یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخوند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت :
    عباس دروغ میگه ...
    عباس دروغ میگه ...
    مداح آرومش کرد گفت :
    چی شده پیر مرد گفت :
    من بعد 25 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما با خودم گفتم :
    درمون دردش عباسه !!!

    از اصفهان اومدم کربلا ؛؛؛ امروز زنگ زدن بهم گفتن : بچت مرده...!!!
    دروغ میگن که عباس حاجت میده !!!!!!
    خواهرش میگفت :
    مجلس بهم ریخت ...!!!
    فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد ...!!!

    با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره...!!!
    دیدیم اومد جلو چهار پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت :

    بیا بغل ضریح بخون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...!!!
    میخوام بگم غلط کردم...!!!
    (گریه میکرد و میگفت)

    خواهرم میگه همه رفتیم مداح گفت :
    حاجی چی شده ...؟؟؟

    پیر مرده گفت :
    خانومم زنگ زد گفته : چون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن ؛؛؛ التماس کردم گفتم :
    یک بار بچمو تو سرد خوونه ببینم...
    مادرش میگه :
    همین که کشو رو کشیدن بیرون دیدیم رو نایلون بخار نشسته س
    سریع آوردنش بیرون و بهش شوک دادن...!!!
    خلاصه پسرم به هوش اومده و شفا گرفته...!!!
    میگن تا به خودش اومده پرسیده بابام کجاست...؟؟؟
    مادرش بهش گفته :
    پدرت کربلاست...!!!<
    [ادامه...]

    • †میلآد † : محبوبیـو دعوتی به یِهـ دُنیآیـِ اِنفِرآدیـ :)!

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    • پارسا امیری
    • soheil 123
    • Iman Moallem
    • حسین ...
    • پسر تنها
    • امیر .
    • Ali Rezaei
    • . .
    • majid_ 7304
    • جواد یاورے
    • javad rashedi
    • Abi Iba
    • tanhaye tanha
    • رسول مهربان
    • حسین صداقت
    • ساناز پارسا
    1451 هواداران
    بازدیدکنندگان