مریم بهار

(maryambahare )

مریم بهار

3 سال پیش و 9 ماه قبل
  • خبر آمد که به دلدار اهانت شده است
.
وَ به دستان علمدار جسارت شده است
.
به خیالت مثلا قافیه سازی
  • خبر آمد که به دلدار اهانت شده است
    .
    وَ به دستان علمدار جسارت شده است
    .
    به خیالت مثلا قافیه سازی کردی
    .
    بچه جان با دُم یک شیر تو بازی کردی
    .
    پسرک آخر این قصه خودت باخته ای
    .
    این چه ابیات کثیفیست به هم بافته ای
    .
    به چه حقی تو دَم از دست علمدار زدی
    .
    شرح رسوایی خود را همه جا جار زدی
    .
    بی حیا حضرت عباس کجا وُ تو کجا
    .
    مایه ی فخر همه ناس کجا وُ تو کجا
    .
    تو که هستی که از عباس سخن می رانی
    .
    ذره ای نام وُ نشان پدرت می دانی؟
    .
    طینت پاک و نیاکان نکو می خواهد
    . بردن نام علمدار وضو می خواهد
    .
    تویِ گنجشک به شیطان لعین بنده شدی
    . باز با واژه ی "شاهین" سبب خنده شدی
    .
    نجفی! با پسر شاه نجف کارَت چیست؟
    . خود ابلیس حیا کرد وُ هوادارَت نیست .
    پرچمش فوق علم هاست علمدار حسین
    .
    پسر سوم زهراست علمدار حسین
    . اسوه ی مردی وُ اسطوره ی مردانگی است .
    بانیِ مکتب جانبازی و پروانگی است
    .
    صولت صفدری وُ هیبت حیدر دارد
    .همت وُ معرفت فاتح خیبر دارد
    .
    خود الله به عباس علی مغرور است
    . چشم خفاش به این نور خدایی کور است .
    پس تو هم جمع کن این بند وُ بساطت را زود
    .
    پرچمش باز بلند است به کوریِ حسود .

    • سجاد حیدری : سلام دوست گرامی ازشما درخواست داریم به گروه مبارز بپیوندید...باتشکرhttp://www.hammihan.com/group/hojsahi

      3 سال پیش و 8 ماه قبل

    مریم بهار

    3 سال پیش و 9 ماه قبل
  • هیس!
یواش تر خوشحالی کنید!
شاید کسی پدر نداشته باشد...
اینقد این طلای با ارزش را به رخ نکشید!
قد
  • هیس!
    یواش تر خوشحالی کنید!
    شاید کسی پدر نداشته باشد...
    اینقد این طلای با ارزش را به رخ نکشید!
    قدرشو بدونید...از کنارش بودن لذت ببرید.
    دستهاشو بو کنید؛ ساعتها نگاش کنید.
    پدر هدیه نمیخواهد؛ پدر خودش هدیه اس.
    از دستش ندید! براش وقت بزارید...
    خیلی ها حسرت دوباره شنیدن صدای پدرشونو دارن..
    فقط یواش تر!
    شاید کسی دلش برای پدرش تنگ شده باشه...

    مریم بهار

    3 سال پیش و 9 ماه قبل

    از محضر علامه طباطبایی سوال کرد راه رسیدن به امام زمان چیست؟

    پاسخ دادند: خود امام زمان فرموده است:(شما خوب باشید ما خودمان شمارا پیدا میکنیم)
    گفت چکار کنم که امام زمانم دوستم بدارد؟
    گفت: گناه نکن.

    آیت الله الهی: برای ارتباط با امام زمان (عج) تنها باید تصفیه شد. دل را باید تصفیه کرد. اگر دل صاف باشد این امواج را درک میکند و تصویر را هم خوب نشان میدهد اما اگر دل صاف نباشد و گرد و خاک داشته باشد تصویر حضرتش را خوب نشان نمیدهد.

    آیت الله کشمیری: هرروز یک ساعت با حضرت خلوت کنید و به حضرت متوجه باشید. زیارت آل یاسین بخوانید.
    یاصاحب الزمان اغثنی/یاصاحب الزمان ادرکنی و المستعان بک یابن الحسن را زیاد بگویِِید تا خود به خود رفاقت حاصل شود.

    آیت الله انصاری همدانی، وقتی از ایشان می پرسند که چه وقت می توان به تشرف امام زمان(عج) نائل شد ایشان میفرماید: زمانی که ظهور و غیبت آن حضرت برایت فرقی نکند...

    عارف تام بالله آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی(رضوان الله) که استاد آیت الله بهجت بودند فرمودند:چشمی که بعد از نماز صبح امام زمان را نبیند کور است...

    • ✿ɌЭʎĥᶏŋ ✿ : ❤ محبوب مــن گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمیکاهم تــــღو را من چشم در راهم... ◕‿↼

      3 سال پیش و 9 ماه قبل

    مریم بهار

    3 سال پیش و 10 ماه قبل
  • در زمان امام هادي علیه السلام شخصي نامه‌اي نوشت از يکي از شهرهاي دور،
 نامه‌اي نوشت که آقا من دور ا
  • در زمان امام هادي علیه السلام شخصي نامه‌اي نوشت از يکي از شهرهاي دور،
    نامه‌اي نوشت که آقا من دور از شما هستم. گاهي حاجاتي دارم، مشکلاتي دارم،
    به هر حال چه کنم؟
    حضرت در جواب ايشان نوشتند:
    «إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْك‏»
    لبت را حرکت بده، حرف بزن. بگو. ما دور نيستيم.

    (بحارالانوار/ج53/ص306)

    مریم بهار

    3 سال پیش و 10 ماه قبل
  • یا علی(ع)

اینم برا اونایی که میگن واس ماس

شکر خدا که نام علی در اذان ماس
ما شیعه ایم و عشق عل
  • یا علی(ع)

    اینم برا اونایی که میگن واس ماس

    شکر خدا که نام علی در اذان ماس
    ما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماس
    از یا علی زبان و دهان خسته کی شود
    گویا زبان برای همین در دهان ماس
    کلا عشق مولاعلی واس ماس...

  • ♥پیام مهم امام خامنه ای به افسران جوان جنگ نرم♥

سلام مرا به فرزندان انقلابی‌ام برسانید

و از تل
  • ♥پیام مهم امام خامنه ای به افسران جوان جنگ نرم♥

    سلام مرا به فرزندان انقلابی‌ام برسانید

    و از تلاشهای جهادگونه‌ی آنان در ترویج و پاسداری از آرمانها‌ی امام و انقلاب تشکّر کنید

    و چند نکته را به آنان یادآوری کنید:

    ۱) در کنار تحصیل علم و دانش،

    از فرصت جوانی برای تهذیب نفس و انس با خدا و آشنایی عمیق با معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌‌السّلام)

    بهره ببرید.

    ۲) شما افسران جوان جنگ نرم هستید و عرصه‌ی جنگ نرم،

    بصیرتی عمّارگونه و استقامتی مالک‌اشتروار میطلبد؛

    با تمام وجود، خود را برای این عرصه آماده کنید.

    ۳)نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تحلیل کنید

    و برای رویارویی با آن،

    تمام ظرفیّتهای خودتان را به‌کار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.

    ۴)تشکیلات میتواند معبد باشد، ولی مبادا تبدیل به معبود گردد؛

    اصول و ارز‌شهای عقیدتی و معنوی خودتان را در قالب تشکیلات حفظ،

    و بر صمیمیّت و همدلی بین اعضا تأکید کنید.

    ۵)افقهای روشنی در مقابل شما جوانان قرار دارد،

    این کشور و انقلاب با دست پرتوان شما آینده‌ای امیدبخش در پیشِ‌رو خواهد داشت؛

    بر تلاشهای خود بیفزایید و برای رسیدن به قلّه‌های پیشرفت و تعالی از همدیگر سبقت بگیرید.

    مریم بهار

    3 سال پیش و 10 ماه قبل
  • بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقین

با اینکه جانباز جنگ بودم نتونستم پسرم رو خوب ترب
  • بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقین

    با اینکه جانباز جنگ بودم نتونستم پسرم رو خوب تربیت کنم
    کم کم نمازش رو هم ترک کرده بود!
    هر وقت بهش میگفتم:چرا اینجوری میکنی ؟
    میگفت: شما نسلت با من فرق میکنه ما رو درک نمیکنی!!
    گفتم:حداقل به احترام من جانباز برا حفظ آبروی پدرت این کارا رو نکن!!
    توجهی نمیکرد!!
    هر کاری کردم نشد
    عصبانی رفتم سر قبر شهید زین الدین شروع کردم گریه کردن
    بهش گفتم:
    ببین آقا مهدی تو فرمانده ی من بودی من به فرمان تو اومدم جبهه همون موقعی که میتونستم پیش پسرم باشم، همون موقعی که متونستم تربیتش کنم تا اینجوری نشه
    ببین آقا مهدی اگه درستش کردی که بازم نوکرتم اگه نه که میرم همه جا جار میزنم که همه ی این چیزایی که میگید بی خود بوده!!
    اون شب دیدم نصف شب چراغ اتاق پسرم روشن شد
    رفتم پشت در دیدم صدایی نمیاد
    برگشتم
    شب دوم هم همینطور
    شب سوم طاقت نیاورد رفتم تو دیدم داره نماز شب میخونه
    تموم که شد گفتم پسرم چی شده که؟!!
    گفت:
    بابا هیچی نپرس فقط بدون کار خودت رو کردی!!
    این شبا شهید زین الدین من و برا نماز شب بیدار میکنه!!

    شهدا مراهــــم دریابیـــــد.....

  • مـن بـــه دنبال کسی می گـــردم
که دلـــش چـون یـــاس است
چشم هایش به صفای گل سرخ ..
دستهایش پلی ا
  • مـن بـــه دنبال کسی می گـــردم
    که دلـــش چـون یـــاس است
    چشم هایش به صفای گل سرخ ..
    دستهایش پلی از احساس است
    من به دنـبال کسی می گـــردم
    که سرانجام نگاهش آبیـــست
    سینه اش داغ شقایق دارد ...
    آسـمان دل او مهتابیــــــست
    من دنـبال کـــسی می گــردم
    در غــروب غربــت آینه هـا
    درطلسم غصـه های شاپرک ...
    در تمام عقده ها و کینـه ها
    من به دنبال کسی می گردم
    موج در دریای عمرش بی قرار
    اشکها در چشم او چون آینه ...
    عشق او تنها عبور از انتـظار

    • اللهم صل علی محمد و ال محمد : سلام محبوب شدي دوست داشتين محبوبم کنيد ميسي (gol)

      3 سال پیش و 10 ماه قبل

    مریم بهار

    3 سال پیش و 11 ماه قبل

    به یاد سردار فاطمی ....


    می‌گفت: زندگی‌مان را می‌کردیم، سرِ زمین بیل می‌زدیم، شوروی که آمد مملکت‌مان را گرفت بلند شدیم.یک تکه نان به پر لباس افغانی می‌بستیم و یک هفته می‌رفتیم تو کوه و کمر با روس‌ها می‌جنگیدیم، روس‌ها را بیرون کرده و نکرده خبر آمد که ایران جنگ شده، عراق حمله کرده و کل دنیا هم پشت سرش جمع شده و سرزمین اسلام در خطر است. تکه نان‌مان را زدیم پر شال و راه افتادیم. لب مرز که رسیدیم گفتند کجا؟ گفتیم آمدیم جنگ. باور نکردند، مثل همانی که برایمان پلاک می‌ساخت و گفت از کجایید و سرمان را بالا گرفتیم و گفتیم افغانستان و با تعجب نگاهمان کرد و بعد آغوش گشود. جنگ تمام شد و همین‌جا ماندگار شدیم. زمین نداشتیم دیگر، رفتیم سر ساختمان، آجر بالا می‌انداختیم. چند سال گذشت، خیلی‌ها اذیتمان کردند، می گفتند بروید سرزمین خودتان. سرزمین خودمان؟

    زندگی می‌گذشت که خبر رسید جنگ شده و حرم «خانم زینب(س)» به خطر افتاده.بلند شدیم و ایستادیم. این بار سرنوشتمان در سوریه بود. «آرمان‌» حالا در سوریه به خطر افتاده بود که سرزمین ما، سرزمین آرمان‌مان بود.بلند شدیم و روانه «زینبیه» شدیم. نامش هم دلمان را می‌لرزید.

    ***

    ابوحامد برگشته است، فرمانده، پرافتخار برگشته است و حالا این «فاطمیه» را کنار «مادر» است که مزد چند سال نگاهبانی‌اش از حرم «دختر» را گرفته است. این‌ها اولین تصاویر از بازگشت پیکر پاک اوست. اینجا ایران، سرزمین آرمانگرایی. و علیرضا توسلی، فرمانده شهید «فاطمیون»، رزمندگان افغانستانی مدافع حرم در حرم امام رضا(ع) در کنار «پسر» دفن خواهد شد. ابوحامد حالا دیگر آرام می‌گیرد. بعد از یک عمر آرمانگرایی و آرام نگرفتن. بدن بی‌سر او حالا دیگر آرام می‌خوابد...گوارایش...
    [ادامه...]

    • امین .... : خواهش میکنم..بله دیدم ممنون

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • امین .... : پروفایل زیبایی بود و لایق محبوبی

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • البرز نوعی
    • امین ....
    • saman sd
    • ❀MelikA ❀
    • مهدی تنهاترین
    • عبدالرحیم خداجو
    • غلامرضا صالحی بختیاری
    • محب عزیز خــــدا
    • ♫ کارگاه ساخت سه تار دل افروز
    • عباس عسکری
    255 هواداران
    بازدیدکنندگان