mahsa_ tak

(masi_tak )

زنـــدگی می کنم...
بــرای رویاهایی که منــتظر حقیقی شدن به دست من هستند.
من فــــرصتی برای بودن دارم...
پـــــس ساکت نمی نشیـــنم!
می گذارم همه بدانند که من با تمــام توانایی ها و کاستی ها شاهـــکار زندگی خودم هستم.
کافـــی است لحظات گذشته را رهـــا کنم...
و بــــرای ثانیه های آینده زندگـــی کنم!
چـــون رویاهایم آنجاست...
و من،
فقــط یک بار فــرصت زندگی کردن دارم.

وقتـــــــیکه همه چیز رو به را است امـــــید معنایی ندارد

امـــــــید زمانی معنی پیدا میکند که همه چیز را از دست داده باشی


پس !

هیچ وقت نا امـــــــــــــــید نشوکوشش کن تا بهترین ه را از اَن خودسازی

چون خواستن توانستن است

بویزه در اوج تاریکی ,تنـــــــــهایی و تلــــــــخی

  • Afshin asd : در تنهایی از تن ها میترسم.....

    4 سال پیش و 8 ماه قبل

انسان پدیده ای غریب است:

به فتح هیمالیا می رود،

به کشف اقیانوس آرام دست میابد،

به ماه و مریخ سفر می کند،

تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند

و آن دنیای درونی وجود خود است

  • 15 سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش
  • 15 سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
    پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش بسته
    بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود
    کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
    «بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست...
    تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:

    «به تو خیانت می کنند، تو مکن.
    تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
    تو را می ستایند، فریب مخور.
    تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
    مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
    همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش…
    آنگاه از ما خواهی بود»…

    دیگر، نایی در بدن ندارم؛
    خداحافظ دنیا.

  • بخـنــد  هــرچـنــد  غـمـگینــی

   بـبخــش  هــرچـنـد   مـسکینـــی

 فـرامـوش کــن هــرچـنــد
  • بخـنــد هــرچـنــد غـمـگینــی

    بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

    فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

    زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

    بخنـــد ببخــش و فرامـوش کـــن

    هــرچـنــد میدانم ... آســـان نــیســـت.

  • پسر؛ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!
دختر؛تو باز گفتی ضعیفه؟

پسر؛خب منزل بگم چطو
  • پسر؛ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!
    دختر؛تو باز گفتی ضعیفه؟

    پسر؛خب منزل بگم چطوره؟
    دختر؛وااااااای ....از دست تو!

    پسر؛باشه,باشه,ببخشید ویکتوریا خوبه؟
    دختر؛اه...اصلا باهات قهرم!

    پسر؛باشه بابا,تو عزیز منی,خوب شد؟آشتی؟
    دختر؛آشتی.راستی گفتی دلت چی شده بود؟

    پسر؛دلم؟آها یکم میپیچه! از دیشب تا حالا!
    دختر؛واقعا که!

    پسر؛خب چیه؟نمیگم مریضم اصلا!خوبه؟
    دختر؛لووووووووووووس....

    پسر؛ای بابا,ضعیفه!ایندفعه اگه قهر کنی دیگه نازکش نداریا...
    دختر؛بازم گفت این کلمه رو...

    پسر؛خب تقصیر خودته!میدونی من اونایی رو که دوس دارم اذیت میکنم,هی نقطه ضعف میدی دست من!
    دختر؛من از دست تو چیکارکنم؟

    پسر؛شکرخدا!دلم هی پیچ میخوره چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم,لیلی قرن بیست و یکم من!
    دختر؛چه دل قشنگی داری تو!چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه!

    پسر؛صفای وجودت خانومم
    دختر؛میدونی!دلم برای پیاده روی هامون,
    برای سرک کشیدنامون تو مغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها,
    برای بوی کاغذ نو برای شونه به شونه ات راه رفتن,دیدن نگاه حسرت بار بقیه....آخه هیچ زنی مثل مرد من نداره!
    پسر؛میدونم!میدونم,دل منم تنگه,برای دیدن آسمون چشمهای تو...
    برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم....
    برای خونه ای که تو خیال ساخته بودیم و من مردش بودم...
    دختر؛یادته همیشه به من میگفتی خاتون!

    پسر؛آره,آخه تو منو یاد دخترای ابرو کمون قجری می انداختی!
    دختر؛ولی من بور بودم!

    پسر؛باشه فرقی نمیکنه!
    دختر؛آخ چه روزا
    [ادامه...]

    • mahsa_ tak : خواهش

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • ___mojy fallah ___ # : هه مرسی

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • mahsa_ tak : اوه اوه عکسشو نگااااااااااا،خوش بحال لیلا خانوووووووووووووم

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

  • بایــد کلـــی شیطنـتــــــ کــــرد .
تــو جاهـــای مختلفــــــ یهـــو بپـــری عشقــتو مـــاچش کنـــ
  • بایــد کلـــی شیطنـتــــــ کــــرد .
    تــو جاهـــای مختلفــــــ یهـــو بپـــری عشقــتو مـــاچش کنــــی .
    داره کتــاب میخـــونه هـــی اذیتش کنــــی.
    داره رانندگــــی میکنـــه قلقلکــش بـدی .
    میخـــواد بخوابـــه زوری از رختخـــواب بکشیش بیـــرون.یه پر در بیاری بکنی تو گوشش
    تـــو اوج گرمـــا وســط خیابـــون اب بــازی کنیـــن .البته تو بیشتر اونو خیس کنی
    باهـــم بشینین فوتبـــال ببینـین.وتیم مورد علاقشو تشویق منی
    وقتـــی بغــض کــــرده جکـــــ بـــراش تعریفــــــ کنـــی.
    باید باهم کشتی بگیرین .
    وقتــــی عصبانیـــه لپاشـــو بکشی و گـــازش بگـــیری
    اخرش هـــم کــه خســــته شــدین در اغـــوش هـــم بخوابیـــن و بـا هــــم درد دل کنیـــن.
    رابطـــه بایـد بی قیـــد و شـــرط باشــــه .
    بایــد پــر از شور کودکیـــو صداقتــــــ باشـــه .
    باید معنـــی واقـــعی زندگـــی و شــــور جوانیـــو ارامـــش را بــا هـــم تجـــربه کنیـــد . . .

    • mahsa_ tak : خواهش میکنم عزیزم

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • فـــآطـمـه ◕ ‿ ◕ : میسی گلم که نظر میدید

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • mahsa_ tak : سلام عزیزم مرسی چشم حتما

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    با مـــــن دعـوا کــــن ... با مــــن قهــــر کــــن

    حرصــــم و در بیـــار ... بهونـــــه بگــــیر

    اجــــازه داری اشکمــــــو در بـــــیاری

    امــــا. . .حــــق نــــداری

    هیــــچوقــــت بـــری هیــچوقـــــــت . .

    ادامه... دوستان
    • Bahman r 2
    • حسن ....
    • sepideh *********
    • کیوان شاهزاده آبی
    • Meisam 70
    1964 هواداران
    بازدیدکنندگان