مهران محمدزاده

(mehranmohammadzade )
  • کاری از خودم...
  • کاری از خودم...

    • * سعید * : خواهش میکنم..اوقاتتون به خیر..

      15 ساعت پیش و 27 دقیقه قبل

    • مهران محمدزاده : از راهنمایی و مطالب ارزنده شما ممنونم . شاداب باشید

      16 ساعت پیش و 8 دقیقه قبل

    • * سعید * : دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیر

      18 ساعت پیش و 46 دقیقه قبل

    مهران محمدزاده

    1 روز و 15 ساعت قبل [☂Għαšeđακ✿]
  • برف می بارد
آسمان چندی است ابری و کبود و تنگ گشته
راستی سرمای سختی هست

در میان کوهسارانِ سپید
  • برف می بارد
    آسمان چندی است ابری و کبود و تنگ گشته
    راستی سرمای سختی هست

    در میان کوهسارانِ سپید
    روی صخره ای نشسته بی تحرک
    پیرمردی خسته و فرتوت
    تکیه داده بر عصایِ خویش
    خیره در رنگ سپهر صبحِ چون یاقوت

    سال ها گردد که آرد گله را تا کوه
    نوجوانی تا به حالایش..

    باد می پیچد به هرجا همچو مستی گیج
    می زند اجزای برف سرد را بر چهره آن پیر
    پوستش خشکیده از سرماست یا پیری؟

    خاطراتش را به ذهنش می کند تصویر
    کودکی اش را که همراه پدر می گشت در کهسار
    مرگ ناگاه پدر را که بدون هیچ حرفی رفت در خواب 
    بر همین صخره که بنشست ست
    چهره ی فرزند خود را در نخستین روز
    تا زمان مرگِ غمناکش که لغزش کرد زیر پای او سنگی و افتاد اندرون دره ای تاریک
    آه از اندوه ... آه از اندوه
    لیک جز این ها
    دیگر از هیچ آیَتَش در یاد ، یادی نیست

    کم کمک
    باز می دارد گِره را کان به چشم و آسمانش بر زده بود است
    با نگاهی کز غم و اندوه اندود است
    سوی گله می کند دیدن
    که به هر سو گشته اند از بهر سبزه ای پراکنده
    لیک حالا هم مگر در این سپیده زار و فصل یخ
    می شود پیدا گیاه

    می نوازند
    گوش را زنگوله ها
    گویی اما از مکانی دور یا نزدیک
    نعره ها و زوزه های گرگ می آید ولیک
    در میان باد می گردد خموش

    چشم هایش گشته سنگین
    ذهن او خسته
    دیگر این هنگام حتی
    خاطره هایش به جایش نیست
    دست بر روی عصای خویش
    تکیه گاهی نیست جز آن
    دور او می گردد انگار
    کوه
    چشم هایش بسته می گردد
    [ادامه...]

    • مهران محمدزاده : کدوم دختر؟؟؟

      1 روز و 12 ساعت قبل

    • MehrsA M-M : چ دخمل بامزه ایه

      1 روز و 12 ساعت قبل

    • مهران محمدزاده : ممنونم

      1 روز و 15 ساعت قبل

    مهران محمدزاده

    6 روز پیش و 4 ساعت قبل [☂Għαšeđακ✿]
  • هان ملائک !!
هان کــه دســـتور آمد:
باید امـــروز  ببارانــیم...
گوشه ای از کرمِ جانان را
نعمتِ
  • هان ملائک !!
    هان کــه دســـتور آمد:
    باید امـــروز ببارانــیم...
    گوشه ای از کرمِ جانان را
    نعمتِ باران را
    و به همراهش .. بارانِ نعمت...
    برخیزید...

    #مهران محمدزاده
    امروز اینجا باران می بارد...

    مهران محمدزاده

    6 روز پیش و 7 ساعت قبل [☂Għαšeđακ✿]
  • چه کرده ام که جوابم سکوتِ تلخِ تو بود
که تلخ تر ز سکوتت کسی نوا نسرود

عذاب می کنی و شدتی به سوی
  • چه کرده ام که جوابم سکوتِ تلخِ تو بود
    که تلخ تر ز سکوتت کسی نوا نسرود

    عذاب می کنی و شدتی به سوی فراز
    عذاب میکشم و طاقتی به سوی فرود

    عجیب این که برای تو زندگی کردم
    ولی برای تو فرقی نداشت بود و نبود

    دل من از تو وفا ، هرگز انتظار نداشت
    ولی به عشق تو زنده ست از تمام وجود

    #مهران محمدزاده

    • * سعید * : ممنونم.. خوش آمدین.. (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 11 ساعت قبل

    • مهران محمدزاده : تشکر بانوی عزیز

      1 روز و 13 ساعت قبل

    • MehrsA M-M : زیباااااااااااااااااا

      1 روز و 13 ساعت قبل

    ادامه... دوستان
    • fateme ...
    • پویا 1
    • dark angel
    • سعید پسر کورد
    • یخ فروشه جهنم....
    • mehdi salimi
    • Sσɦεყℓム .ƒ
    • Sadiya sa
    • ãfrã æ
    • Sara taghavi
    • کیانا **
    • YASI BANOO
    • LaYa radfar
    • *شهربانو *
    • حمید 021
    • nafas dadkhah
    211 هواداران
    بازدیدکنندگان