مهرتن مهراني

(mehrtan )

مهرتن مهراني

2 هفته پیش و 2 روز قبل

چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 ساعت 15.5خسته از مشغله های روزانه میخواهم دوباره بنویسم برای تویی که شور وشوق نوشتن را مجددا در وجودم شعله ور کردی به تو قول داده بودم بنویسم بگذار از هیمه های این علاقه ام به تو تمام کاغذ پار ه ها بسوزند بگذار قسمتی از شعله های سرکش این عشق که تمام ارکان وجودم را به کام اتش اشتیاق کشانده به کاغذ پار ه ها منتقل کنم .من از فاصله ها از این حس ناخوشایند باختن از اینکه همه انچه بین من وتو اتفاق افتاده به خاطره بدل شود واهمه دارم من از اینکه اینهمه تنهایی سهم من از مادر سرنوشت باشد واجبارا با غم بیصدای روزگار به ساز ناکوک زمانه برقصم دلگیرم از اینکه چه موقع قرار است دل مست عشقم به خود بیاید هشیار شود تا کی می خواهد فقط نقش پل را بازی کند واهمه دارم از اینکه به این نتیجه برسد بی خیال عاشقی وبیخیال عاطفه ومحبت خوف دارم چه بر سر تقدیر من امده ؟چرا این میزان تلخ وچرا این اندازه گلوگیر ودلتنگ کننده تا کی در شبهای تنهایی ام بی کس باشم تا کی در درون خودم بشکنم تا چه اندازه سردر گم باشم تا کجا پیش روم که کسی یار قلب سودایی من نباشد واهمه دارم از این دیار سرد خالی از عشق .فروغ یعنی منهم ایمان بیاورم به اغاز فصل سرد ."نکند تو قطعه ای باشی از یک رویای محال "واهمه دارم از اینکه همدم غصه های کسی نباشم واهمه دارم از اینکه به این نتیجه برسم بهتر از "پیله تنهایی دیگر در این دنیا وجود ندارد "نگذار قطار هجران بر ریل هایی که همدم عشاق نبودند شتابان بگذرد .نگذار عظمت خورشید عشقمان در سایه سپید بی تفاوتی بمیرد وبادبادکها سودای هبوط در سر برقصانند نگذار فاصله ها روز به روز بیشتر شود هرچه باشد نیروی عشقمان ومهربانی ات روز به روز مرا بیشتر شیدا وواله تو می کند عشق تو پروانه ای بود برای من با حسی تازه نمی توانم کامل وصفش کنم ز
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : با افکارتان تا آشنا نیستم البته تا محدوده ای که معمولا خود آدم ها تعیین می کنند مثالی می زنم ملیکاکه همیشه است ونیست بصورت خنثی .همه انسانها دوست دارند اندکی در این زندگی پرآشوب بیاسایندومن هم هر موقع وقتی داشته باشم به

    9 ساعت پیش و 40 دقیقه قبل

  • ... : بله دوست گرامی وعزیزم من هم شهریور ۹۴آمدم بااین تفاوت که پروفایلهای مختلفی البته ازلحاظ نامهای کاربری ایجادشد ولی همیشه کم و بیش طرفدار مطالب و نوشته هایتان بودم.حس عجیبی درتمام نوشته ها موج میزنیدوگویی درحین واحدشاهداین

    10 ساعت پیش و 15 دقیقه قبل

  • مهرتن مهراني : راستش از بهمن 93 که شروع به نوشتن در سایت کردم وقبلا برای خودم می نوشتم فکر نمی کردم موندگاریم اینهمه طول بکشه وبا خودم این باور را داشتم هرکدام از نوشته هام در حکم یک پازل هستند والان خیلی ها حوصله ندارند این پازل ها را

    10 ساعت پیش و 49 دقیقه قبل

دوست داشتن انسانی که هر لحظه واهمه از دست دادنش را داریم سخت وناگوار است وقتی وازه هایی را بر زبان می اوریم که رنجشش را در پی دارد بسان کتابی با او رفتار می کنیم که اگر بخواهیم ان را بنویسیم چندین ماه طول می کشد اما اتیش زدنش فقط چند ثانیه ....همیشه به خودت هم گفتم رویای عشق تو تاریخ انقضا ندارد هر چند دوست ندارم الانم را با تکه پاره های دیروز شروع کنم اما گریزی نیست وقتی عاشق می شوی وقتی میخواهی به هدفی برسی انگاری ضربان دردرون سینه شدت می گیرد اما به نظر من اینکه بطور مداوم به سینه کوبیده می شود ماهی کوچولویی است که بزرگ شده دیگر تنگ ظرفیتش را ندارد میخواهد به دریا برسد به او فرصت بدیم یادمان باشد همهانسانهای زندگی ما قابل جایگزینی نیستن ناخواسته ان ها را می رنجانیم بهترین معلم هر انسانی اشتباهات قبلی خودشه باور کن .می رسی به جایی که تنهایی تمام وجودت را احاطه می کند وبرایت تداعی میشه که تنهایی ات عمیق ترین نقطه دنیاست چیزی در تو در من می میرد مثل کند شدن اونگ های یک پاندول هر قدر هم زندگی کنی توفیری نمی کند باید باورت بشه اینکه در سینه عاشق تو است دیگر اسمش "دل"نیست "تو"هستی وان زمانی است که قلم هم از توصیف نگاه تو عاجز می شود عشق را من به جنگ تشبیه می کنم برای شروع شدنش بهانه هایی است خیلی اسان مثل ترور ولیعهد یک کشور که جنگ جهانی اول را به راه انداخت .اما خاتمه دادنش سخته وفراموش کردن تبعات ان غیر ممکن ......روزهایی در زندگی ما وجود دارند که نگاهی از چشمانمان رد می شوند دیگر در دنیا غیر از او نمیبینیم در دل یک روزی هست که حسی شبیه انتظار مثل دریای بی ساحل بی قراری می کنی طپش های قلبت هرجا که او باشد پر می کشد بگذار بارانی تن پوش تو باشم مرا بر تنت کن خیس شدنم را باکی نیست چه از اشک چه از باران فرقی ندارد چون هر دو تواما
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : نگاه زیبایتان را می ستایم وبرایتان بهترینها را ارزو دارم .مانا باشی

    6 روز پیش و 10 ساعت قبل

  • الهام زمانی : چون از دل برآید بر دل نشیندقشنگ ودلنشینن مطالب شما

    6 روز پیش و 10 ساعت قبل

  • حمید دیره : سلام از ما وخواهش میکنم

    1 هفته و 3 روز قبل

داستانك (قسمت پاياني ):در زندگي هر انساني روزهايي وجود دارند كه بعد اون روز ديگر برايش اهميتي ندارد كه ايا فردايي است يا نه اون روز يا خيلي خوشبختيم يا خيلي داغون ....مي خواهم برايت از ديالوگهاي ماندگار بگويم كه به نوعي حديث نفس من وتوست 1-در فيلم ورونيكا تصميم مي گيرد بميرد پائلو كوئيلو .ماركو:از بوسه من خوشت نيومد ؟ورونيكا:كاش گناه نبود تا كاملا لذت مي بردم .ماركو:ما گناه مي كنيم تا خدا بخشنده بمونه .2-در شبهاي بلوبري لارونس بلاك .:چطوري مي توني به يكي بگي خدا حافظ وقتي كه حتي نمي توني زندگي بدون او را تصور كني .من نگفتم خداحافظ من هيچي نگفتم من فقط رفتم .....3-همفري بوگارت :چشات اذيتت مي كنه .لورن باكال :نه .همفري بوگارت :ولي پدر منو در اورده .من با رفتنت قسمت باقيمانده باورهايم رفت .يادت را در حصار انگشتانم پنهان كرده بودم اي واي كه اين خط خط يهايم چقدر رسواكرد مرا .اسمان دلم ابري وچشمانم شد بهاري خيال گذشته ات به دلم بسان خنجري نشست هردو ناخواسته شديم برده وفرمانبر تقدير با عشق من وتو هر دو لب برلب شمشير شديم دنبال مقصر نگرد بغض هايمان در پشت پلك پنجره هايمان شكست بانو ومنفعلانه نشستيم بي انكه توان انرا داشته باشيم كه تمناي عشقمان را فرياد كنيم در كوچه هاي قلبم مرواريدهاي نگاهت را از من نخواه به نسيان بسپارمش من از اينكه من يك عمر به دنبال دلم باشم وسايه به دنبال من ديگر جانم به لب رسيد هم از دل وهم از سايه خود .زندگي جريان داشت با سرعت داشتم به انتها نزديك مي شدم من بر من ندا زدي ديونه لحظه اي بايست وبر من نگر من مسيحا ي توام .نگاهت وحرفهاي شيرينت مرا مصلوب كرد من امدم اما تو مردد بودي انگاري از بازي كه شروع كردي "كات "دادي بدون انكه "من واقعي "را بيشتر بشناسي زمان سپري شد ومن براي گفتن انچه در دل داشتم فرصتي نيافتم و
[ادامه...]

  • ☆ Rasta ❥ : من هم قصد دلخور کردن یا توهین ب نظرتون رو نداشتم چرا ک من هم بیرون گود و فقط بینندم. اگر رنجوندمتون عذرمیخوام و به احترامتون:تمام.

    1 ماه, 1 هفته

  • از رنجی که می بریم : در پاسخ به راستا ................بهتره دیگه صحبتی نکنم .....من انتقادی کردم .وبزرگوارانه ایشان باید قبول می کرد ..قصد کل کل کردن با کسی را هم ندارم وهم اینکه نمی خواهم خودم را جلوی دید قرار بدم واین بحث های بیهوده را ادا

    1 ماه, 1 هفته

  • ☆ Rasta ❥ : نظرتون محترمه. اما فکر نمیکنید که هرکس یه سبک نوشتنی داره همون طور ک شما ساده نویسی رو انتخاب کردید و نوشته باید اول ب سلیقه و خوشایندِ نویسندش باشه تا مورد پذیرش قراربگیره تا وجه تقلیدی نداشته باشه تا بشه از رو نوشته

    1 ماه, 1 هفته

مهرتن مهراني

2 ماه پیش و 3 هفته قبل

اپیزود دوم .بلوار کشاورز 4 اردیبهشت سال 1396:دکترها اعتقاد دارند نوستالزی شفا دهنده قلب بیماران خسته جان اسیت خاطرات را همچنان زیرو رو می کنم باید مه الودترین فریم ها ی زندگی را به یاد بیارم حس بدی دارم بسان ان مدافعان قلعه که تمام باروتهایم خیس خورد ه اند در نبردی نابرابم که دارم به مرز ویرانی می رسم لطفا برگردیم هر دو به مرزهای گذشته می پرسی از کجا شروع کنیم می گویم از انجایی که هوز "دوستت دارم ها "را به هم شلیک نکرده بودیم که به تبع ان هر دواز پا درایم انجایی که هنوز هر دو دست نیافتنی بودیم حریمی داشتیم ودر لفافه ای از تقدس واحترام دوست ندارم نه من نه تو در قفس ساخته شده از پیش تعیین شده اسیر باشیم هم من هم تو نیاز مبرم داریم به اوج گرفتن به پرواز برای زندگی با عشق علاقه من وتو هردو نهایت خواسته مون تداوم عشق بود نه اینکه علاقه وعشق دامی باشد برای اسیر شدنمان .چشمانت راه ورود به قلبت هست بدان هر موقع که حدیث عشق را با هم بخوانیم هر موقع ان را "رونمایی "کنیم تاریخ مصرف ان سپری نشده من وتو در نقطه امروز ایستا د ه ایم اما به اسانی می توانیم افق فردا را ببینیم زخم ناسور که سالها به جای درمان ان را پنهان کردیم یادت به من گفتی "زمانی رسید که دیدم همه دنبال زندگی خود رفتند من چی ؟"نگو دردمان را واکاوی نکنیم حرفی که گفته شده9 وسالها در گلو مانده با خط خطی های .......از تو میخواهم فاصله ها را برداری هر چند خوب نگاشته شوند تو با مهربانی هایت بد عادتمن کردی که به کوچکترین تلنگری از تو دلگیر می شوم با دل دیوانه من بساز با کلام مهربانت مرا بنواز انچنان در تو غور می کنم گویی در یاخته های تن تو زندگی می کنم حتی زمانهایی می رسد که روزه سکوت می گیری واین سکوت تو برای من رساترین پیام است از هر سخن دیگر ومن لبریز می شوم از حس خوب دوست داشتن
[ادامه...]

  • یاغمور ..... : بجان مادرم درد دلمو تازه تر و داغترش کردی با این نوشته ی پر از احساست خوشا به حال اون عشقت چه الان در کنارت باشد یا نه فرقی نداره چون تو دیوانه وار می پرستیش من بعنوان دختر حسرت اون دختریو میخوردم که تو عاشقانه میخاهیش ن

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • مهرتن مهراني : با سپاس از دعوتتان

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • н/м :| : سلآم (khoob) (gol) شمآ دعوتید به گروه(-Never never land-)←تنهآ گروه پروفایلم→..!اگه هم نتونستید لطفا محبوبش کنید (khoob) (gol) مچکرم(: (bye)

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل

مهرتن مهراني

2 ماه پیش و 3 هفته قبل

اپیزود اول .بلوار کشاورز -4اردیبهشت سال 1396 :جلسه ای است برای روز دوشنبه در تهران صبح از فرودگاه به ان محل ادرس میدم اما ناخوداگاه وقتی به بلوار کشاورز می رسم از راننده می خواهم توقف کند تا ادای احترامی کرده باشم به اولین قرامون با فرشته در جلوی سینما بلوار ساعت 6.15 عصر بعد از چند دقیقه دوباره به محل سمینار می رم .تو بسان پیکر تراشی که کلمات را صیقل می دهی واحساس خوب خودت را در واگویی دامون وار ان به مظنه ظهور می رسانی ومن در خیل انوار کلمات تو شناورم در کشاکش ان صیقل داده می شود روح پر تلاطم من .دارم نقش کلمات را برای تو بازی می کنم نمی خواهم در میان امواج حسرت نبودنت شناور باشم من عشق تو یعنی فصل پنجم زندگی من .یاد تو چکه چکه از قلمم تراوش می کند وبسان اب در مسیر رودخانه راه خود را بر روی کاغذ پار ه ها ی سپید پیدا می کند هر اندازه با خودم کلنجار می روم که یادت عشقت حرفهایت وخاطره هایت را به دست نسیان بسپارم اما یادت وخاطره هایت همیشه با من است در من جاری است وتا ابد دهر با من است نام ترا بی اختیار زمزمه می کنم چون تو ناب ترین غزل عشق زندگی من هستی اگر اهنگ رفتن کنی با زخمه های دردت تن های تار دلم را می لرزانی منی که در یازده موج نگاههای مهربان توام به من گفتی شاید در فرداها دور بچه هایمان به من وتو بگویند شما متفاوت ترین ادم ها بودید در تقابل باهم وهماهنگ ترین انها که در زندگی به هم رسیدید ومونس هم شدید واز اینکه همدیگر را انتخاب کردید از شما متشکریم .یادت وفتی بر سرایوان خیالم می تابد من بی قرار ترین وشیدا ترین موجود روی زمین می شوم باور کن .دوست دارم گره های دلت را باز کنی وبا عطر تنت پریشانی گیسوان بی تابت وخورشید نگاهت امشب مرا شیفته وشیدای خود کنی تو مرا دعوت کن به پرسه زدن در میان گل وازه های کلمات خود مرا لبریز ا
[ادامه...]

  • حمید دیره : منهم ازشمانهایت تشکر رارادارم ممنون وسپاس از شما/پاینده باشید

    1 هفته و 3 روز قبل

  • مهرتن مهراني : ازحسن نظر جنابعالی کمال تشکر وامتنان را دارم .مانا باشی

    1 هفته و 3 روز قبل

  • حمید دیره : شما استعدادخوبی در نوستدگی ویا فیلم نامه دارید

    1 هفته و 3 روز قبل

مهرتن مهراني

3 ماه پیش, 1 هفته

اپيزود3:مكان :تبريز -قسمت اندوسكوپي بيمارستان سينا ساعت 8.5 صبح 19 فروردين ماه سال 1396"من :تو طعم ياسي مي خواهم بسان پروانه باشم وبچشم ترا نمي خواهم ريواس سرخي از لبن چون شهد تو بگريزد وديگر شبدر وشقايق از جاي بوسه هايمان نرويد ميخواهم كوير تنت را باراني كنم بسان باران سيل اساي شهرم تبريز در سكوت چشمان تو مكث مي كنم نگار من يادم نيست رنگ چشمانت درياي دلتنگي مرا وبغل تنهايي ام را با اغوش گرمت پر كن ."تو :خانه دلم تنهاست مرد من شب تاريك است مرد من من در فكر فردايم وساعت 5 همان قرار هميشگيمان مرد من كه به چه سان با تو سخن بگويم كه با تو لكنت زبان پيدا مي كنم مرد من ."من كبرايم از ساعت 5 مي نويسي وزمان دلتنگي براي اينكه خودمان را عادت داديم به درددل كردن با هم سنگ صبور هم بودن براي چندمين بار مي گويم در قبال ان دل نگرانيهايت وايميل هايت كه "تو زيباترين چيزي بودي در دنيا كه من هرگز ترا نداشتم "باور كن تو صدايم كني من با هزاران جان پاسخ مي دهم به تو ديروز با تمام ويزگيهايش گذشت امروز را قدر بشناسيم كه امروزمان گذشته اي باشد براي فرداي بهترمان ."تو :نمي خواهم دوستت دارم ها را به فعل ماضي دوستت داشتن ها بدل كنيم مرد من امدنت نسيم زيبا بود دوست ندارم رفتنت بسان توفان ويرانگر باشد من به وقت دور بودن از تو به هنگام تنهايي به پيله انبوه دلتنگي ها پناه مي برم دوست دارم نام زيباي ترا به حذف قرينه هاي "اي كاش "دلتنگي "غم "صدا بزنم "من:بگذار احساس خوب عشقمان بسان شاپرك وعطر به پرواز در ايد اوج بگيرد من ادعايي ندارم نه ان شاهزاده خوشبخت سوار بر اسب سپيد وعده داده شده در قصه ها هستم نه مصلح نه سوپرمن نه هيچ كس ديگه من فقط وفقط يك عاشقم هدفم عشق تو دوست داشتن تو وپروراندن محبت توست همين ."تو:بيشتر بگو من سراپا گوشم برايم بگو از بازي زيباي مار
[ادامه...]

  • احسانـ دیـــــونعـ : محبوبی به منم سر بزن تشکر (gol)

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • احمد دي جي : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • بر بال خیال ... : آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ... ...

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل

مهرتن مهراني

3 ماه پیش و 2 هفته قبل

اپيزود 2:مكان :تبريز -قسمت اندوسكوپي بيمارستان سينا ساعت 8.5صبح 19 فروردين ماه 1396"....:سكوتكرده بودي نكنه سكوت نماد وانتقال دهنده حس رضيايت از وضع موجود است ."من:نه سكوت از نظر من ان درد جانكاهي است كه لب ها را مي دوزد نمي گذارد حرف دلت را بزني وناچارا اين گزينه را انتخاب مي كني .نگار من بدان كه ادم ها به اندازه ناگفته هايشان از هم دور مي شوند نه به اندازه قدم هايشان ."تو بهترين چيزي بودي در اين دنيا كه من هرگز ترا نداشتم "به من وعده دادي در شهريورماه از ابر محاق بيرون مي ايي ومن لحظه ها را مي شمارم تا ان روز كه "باران"رحمت ببارد ورنگين كمان زندگيمان را بسازد ايميل فرستادي كه نگران حالم بودي وهستي ودر پيام خصوصي نوشته بودي كه "هميشه دوستم خواهي داشت "بگذار بگويم كه تو در زندگي من دم مسيحايي بودي بر اين دل زخمي من من فداي ان دل نگران تو .....:اين حلاوت با من است كه من براي تو بسان نفس هايت هستم وتو دم به دم مرا تكرار مي كني ."من:تو نباشي صورت ارزوهايم به كبودي مي زند چرايش را مي پرسي دست سنگين مادر سرنوشت است كاش مادر سرنوشت را مي ديدم وبه او مي گفتم مال مرا بشكافد ......:من وتو نمي خواستيم مثل برخي ها باشيم كه فقط دنبال كسي كه پركننده اوقات فراغتمان باشد وديالوگهاي زيبا با ظاهر زيبا بدون پشتوانه عملي من ان ارتباطي را دوست دارم كه تعالي بخش باشد وموجد جرقه روشنايي براي هم ديگر ."من:اين هيمه هاي شعله ور را نمي بيني كار من وتو ديگر از جرقه وروشنايي گذرا گذر كرده باور كن ....:ميخواهي شوكه ات كنم دوست داري شوكه بشي بگذار اعتراف كنم كه من عاشقت شدم واين عشق در تمام ياخته هاي وجودم جاري است خلاصه كنم "عزيزم تو تير خلاص را چكاندي ""من :عزيز دلم من بارها گفتم وباز هم مي گويم تو با همه متفاوتي .گريه هايت .خند ه هايت .حرفهايت .با همه
[ادامه...]

  • شکیبا نعیمی : خواهش می کنم خوش اومدید

    6 روز پیش و 8 ساعت قبل

  • مهرتن مهراني : با تشکر از دعوتتان

    6 روز پیش و 8 ساعت قبل

  • شکیبا نعیمی : سلام میشه در گروه سوم پروفایلم گروه ماشین لوکس عضو بشید خوشحال میشیم و بهتون خوش میگذره .... محبویت گروه یادتون نره...

    6 روز پیش و 9 ساعت قبل

ادامه... دوستان
  • mahmod1396 9876
  • عباس هادیان
  • negar mohajery
  • حسن حسن زاده
  • سيدداود امامي
  • امیر نانکلی
  • بهنام96 بهنام
  • Emitice ...
  • رضا مرادي
  • arqavan azadoof
  • میکا ئیل
  • .....POUYA .....
  • محمد عسکری
  • مهسا
  • داوود محسنی
  • newslist.ir لیست اخبار
1909 هواداران
بازدیدکنندگان