مهرتن مهراني

(mehrtan )

"راه روياهايم را چه زود دزديد .من يلدام .شب دور از خورشيد ":مواردي در زندگي هر انساني هست كه از دست رفتن انها را هيچ چيز نه جبران مي تواند بكند نه جايگزين نمي داني چه روزهايي را بي تو گذراندم واين يعني نهايت حسرت .دوست دارم تو حرف بزني يكبار از دكتر انوشه سوال كردم شما مي تواني صداي منو بشنوي ؟گفت :اره .پرسيدم ايا مي تواني منو ببيني ؟گفت :نه فقط صدا بعد اضافه كرد كاش مي شد صدا را ديد وچه گل هاي قشنگي مي شد از باغ صدايش چيد ..بگذار بگويم من صداي ترا به خاطر تنهايي روحم شنيدم چيزي در قياس وشبيه تله پاتي هميشه حس مي كنم تو بانوي سرخ پوشي .رنگي كه انتخاب من بود وقتي برايم پيام دادي در وهله اول به فكرم رسيد شايد تو مرا واقعا مي شناسي ويا شايد بتواني افكار مرا بخواني من نميدانم ولي فكر مي كنم اتفاقي افتاده شايد هم همه چيز دروغ بود ومن فريب ذهن خود را خوردم شايد هم واقعيت ولي نمي توانم تشخيص دهم كدام درست است كدام غلط .دوست ندارم قصه من وتو به مانند ان كسي باشد كه زير باران بي چتر ايستاده اما به جاي انكه قدم به پيش بردارد عقب گرد مي كند .من براي اينكه قصه شروع نشود ونمي خواستم ناخواسته دوباره گرفتار شوم با خود خيلي جنگيدم اما در نهايت تسليم شدم وگذاشتم تئو تير خلاص را در قلب من شليك كني .يك رابطه اي شكل گرفت براي مني كه اصلا در اين فضاها نبودم ونمي خواستم باشم اما اتفاق افتاد من دقيقا با خطوط چهر ه ات وبا تمام زواياي وجودت اشنا بودم اما اينكه چگونه ؟نميدونم وتوانايي جواب دادن را ندارم شايد هم نيروهايي فراتر از اراده من وتو ....وقتي نگاهت را به من دوختي فهميدم قدم در راهي گذاشتم پر از واهمه واكنده از اينكه كوچكترين اشتباه مرا مات خواهد كرد انگار نگاهت به من مي گفت من با بقيه فرق دارم من مثل بقيه نيستم هر چند درظاهر مثل انها هستم ومن
[ادامه...]

  • : محبـوبی! لایـک شهـ پستـم! (ghalb)

    2 روز پیش و 6 ساعت قبل

  • مهرتن مهراني : در رد پای خاطرات میخواهی دامون وار واکاوی کنی خود را تا بیشتر وبهتر بشناسی هم خود هم او را .دوست داری اینه باشی برای انعکاس تلالو زیبایهای جسم وروحش .دوست داری غم هایش را صبر کنی با او دیروز را فراموش کنی .همه باور کنیم

    1 هفته, 1 روز

  • کوچ بنفشه ها .. : رد پای خاطرات....گاهی ابری می کند هوای دل را

    1 هفته و 2 روز قبل

"قلب شیشه ای ":در زبان ترکی راجع به قلب سه نظر اصلی وجود دارد 1-اگر قلب شیشه ای باشد خیلی ها ان را می شکنند 2-اگر قلب از اهن باشد اخرش زنگ می زند 3-اگر قلب دریا باشد هرکسی وارد قلب شود گم می شود اگر کسی شنا بلد بود نجات پیدا می کند شنا بلد نبود غرق می شود .پس انتخاب با خود انسان است که کدام گزینه را برای زندگی خود برگزیند .دوست دارم قبل از ریختن مهر ومحبت در پیمانه وجود انی که دوستش دارم ظرفیتش را سنجش کنم میخواهم زمان متوقف شود تا در تنهایی وبی کسی ام خاطراتم را پیدا کنم در دلنوشته قبلی سوال کرده بودم ایا "دفترچه خاطراتم را می خری ؟"جوابهایی دریافت کردم چه در پیام های خصوصی وچه عمومی این سبب شد به خودم دقیق شوم دامون وار به واکاویی خودم بنشینم ایا نسبت به گذشته ام تغییر کرده ام یا خیر ؟اصلا شبیه گذشته ام هستم یا نه ؟نکند الینه شد ه ام ؟بگذار جرعه ای نوستاازی داشته باشم .بیش از 60 درصد استرسی که داریم این هست که دیگران در مورد ما چه نظری دارند وبسان خار وجودمان را می خلد .نظر دیگران چون در باره تو از همه جوانب نمی دانند یک تصور خام است یا یک وهم وهر لحظه می تواند تغییر کند پس خودت باشی بهتر است تا اجازه دهی تابع بی چون وچرای نظر دیگران باشی .اکثر ما به خودمان اجازه می دهیم در مورد دیگران قضاوت کنیم مگر لحظه ای جای اون بودیم از راه ها وکوچه وخیابانهاکه عبور کرده تلخی وشادیهایی که چشیده گذشته ایم یا خیر ؟به مشکلات او برخورد کرده وباز چند باره از جای خود بلند شده نگاه کرد ه ایم من عادت دارم از چیزهای گذرا بگذرم به موضوعاتی که فناپذیر است بها ندهم نفرتم را مثل مارکز بر یخ می نویسم خلاصه کنم عادت دارم به اینکه از هرچه تعلق است خود را ازاد کنم .برایم نوشتی به هوای گشت وگذار وبه امید دلنوشته هاتون به پیچتون مراجعه می کنم ومدتی است
[ادامه...]

  • آبنَباتــ ♡ : محبوبیــ :]برا جبرانش تو گروه اولم بعضو:/ (biggrin) (ghalb)

    4 هفته پیش

  • حمید دیره : خواهش میکنم .دلمون از حضوره خوبت گرم شد

    1 ماه

  • مهرتن مهراني : دوست خوبم ممنونم از اظهار لطفتان

    1 ماه

مهرتن مهراني

5 ماه پیش و 3 هفته قبل

"ایا برای دفترچه خاطرات من خریداری هست ؟":از من سوال کردی ترا چه شده است ؟ومن میخواهم برای تو بنویسم .خیلی وقت است که قلبم را در "رهایی "کاشتم به این امید که نهال انتظار من یک روزی ثمر دهد .درد واندوه دارد سینه ام را حجیم تر می کند باور کن .قلبم دارد محراب اتشگاه عشق می شود انهم برای کسی که مقید به مکان وزمان نیست خانه ام شده در شهر خاموشی انگاری شهری بعد از زلزله وحشتناک یا مامن گدازه های اتشفشان من دارم خانه دلم را با خشت های "سرخ تنهایی "می سازم .ضرب المثل فنلاندی یادت هست که "دلم می خواهد جای تخت تو باشم "وصدای خند ه ات از پشت گوشی تمام وجودم را لرزاند .بگذار بگویم رهایی از خود رستن است از خود جستن است کاش خود بودی تا از خود رها شدن را با تمام ارکان وجودت حس می کردی حس ناب نگاه تو وشیرینی کلامت را دیوانه وار دوست دارم پرواز بی شک والاترین احساس دنیاست خصوصا برای منی که یک عمر در حسرا پرواز بودم عجیب نیست برات که بالهایم هر چه بیشتر سوخت من دیوانه تر پریدم .برای تویی که نوشتی تو نباشی "من میمیرم "وازگانی که بکار می بری نابند وعالی پر محتوایند وقابل ستایش تحسین برانگیزند رقص قلمت ارکان وجودم را می لارزاند خودت بهتر می دانی اینکه میهمان اندیشه زلالت باشم واز گلشن کلماتت مستفیض شوم بگذار بگویم که تو مهربانوی قلم بودی وهستی تا تو سخن می گویی تا تو در کنار منی دنیا برای من بهترین مکان دنیاست ومن همین که ترا دوست دارم برایم کفایت می کند به من اموختی ایستگاه احساس دوست داشتنت ارزش اتراق دارد بگذار اعتراف شیرینی کنم "من عاشق تو شدم "لولای کلبه تنهایی ام خسته است وپر سر وصدا بیا لطفی کن بهار شو ودریچه دلم را به صدا در بیار .می توانم امیدوار باشم ؟بگذار بگویم برای مرهم دل من این دل بیقرار من یک نگاه تو بس .نه نشانی ترا می پرسم نه ب
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : با سلام وتشكر

    4 هفته پیش

  • بانوی اسمان : دوپست اخرم لایک بشه لطفا (gol) (gol)

    4 هفته پیش

  • مهرتن مهراني : با سپاس از اینکه به یادم بودید برایتان ارامش وموفقیت در تمام ارکان زندگی خواهانم

    1 ماه و 3 هفته قبل

مهرتن مهراني

6 ماه پیش و 2 هفته قبل

چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 ساعت 15.5خسته از مشغله های روزانه میخواهم دوباره بنویسم برای تویی که شور وشوق نوشتن را مجددا در وجودم شعله ور کردی به تو قول داده بودم بنویسم بگذار از هیمه های این علاقه ام به تو تمام کاغذ پار ه ها بسوزند بگذار قسمتی از شعله های سرکش این عشق که تمام ارکان وجودم را به کام اتش اشتیاق کشانده به کاغذ پار ه ها منتقل کنم .من از فاصله ها از این حس ناخوشایند باختن از اینکه همه انچه بین من وتو اتفاق افتاده به خاطره بدل شود واهمه دارم من از اینکه اینهمه تنهایی سهم من از مادر سرنوشت باشد واجبارا با غم بیصدای روزگار به ساز ناکوک زمانه برقصم دلگیرم از اینکه چه موقع قرار است دل مست عشقم به خود بیاید هشیار شود تا کی می خواهد فقط نقش پل را بازی کند واهمه دارم از اینکه به این نتیجه برسد بی خیال عاشقی وبیخیال عاطفه ومحبت خوف دارم چه بر سر تقدیر من امده ؟چرا این میزان تلخ وچرا این اندازه گلوگیر ودلتنگ کننده تا کی در شبهای تنهایی ام بی کس باشم تا کی در درون خودم بشکنم تا چه اندازه سردر گم باشم تا کجا پیش روم که کسی یار قلب سودایی من نباشد واهمه دارم از این دیار سرد خالی از عشق .فروغ یعنی منهم ایمان بیاورم به اغاز فصل سرد ."نکند تو قطعه ای باشی از یک رویای محال "واهمه دارم از اینکه همدم غصه های کسی نباشم واهمه دارم از اینکه به این نتیجه برسم بهتر از "پیله تنهایی دیگر در این دنیا وجود ندارد "نگذار قطار هجران بر ریل هایی که همدم عشاق نبودند شتابان بگذرد .نگذار عظمت خورشید عشقمان در سایه سپید بی تفاوتی بمیرد وبادبادکها سودای هبوط در سر برقصانند نگذار فاصله ها روز به روز بیشتر شود هرچه باشد نیروی عشقمان ومهربانی ات روز به روز مرا بیشتر شیدا وواله تو می کند عشق تو پروانه ای بود برای من با حسی تازه نمی توانم کامل وصفش کنم ز
[ادامه...]

  • سلینا - - - - : ی دنیا سپاس نگاه پرمهرتان را ... و همچنین شادکام ودلارام باشید.

    1 ماه و 3 هفته قبل

  • مهرتن مهراني : گل وجودتان بی بلا .امید ان دارم همیشه مانا باشی

    1 ماه و 3 هفته قبل

  • سلینا - - - - : (gol) (gol) (gol) (gol) ... (gol)

    1 ماه و 3 هفته قبل

دوست داشتن انسانی که هر لحظه واهمه از دست دادنش را داریم سخت وناگوار است وقتی وازه هایی را بر زبان می اوریم که رنجشش را در پی دارد بسان کتابی با او رفتار می کنیم که اگر بخواهیم ان را بنویسیم چندین ماه طول می کشد اما اتیش زدنش فقط چند ثانیه ....همیشه به خودت هم گفتم رویای عشق تو تاریخ انقضا ندارد هر چند دوست ندارم الانم را با تکه پاره های دیروز شروع کنم اما گریزی نیست وقتی عاشق می شوی وقتی میخواهی به هدفی برسی انگاری ضربان دردرون سینه شدت می گیرد اما به نظر من اینکه بطور مداوم به سینه کوبیده می شود ماهی کوچولویی است که بزرگ شده دیگر تنگ ظرفیتش را ندارد میخواهد به دریا برسد به او فرصت بدیم یادمان باشد همهانسانهای زندگی ما قابل جایگزینی نیستن ناخواسته ان ها را می رنجانیم بهترین معلم هر انسانی اشتباهات قبلی خودشه باور کن .می رسی به جایی که تنهایی تمام وجودت را احاطه می کند وبرایت تداعی میشه که تنهایی ات عمیق ترین نقطه دنیاست چیزی در تو در من می میرد مثل کند شدن اونگ های یک پاندول هر قدر هم زندگی کنی توفیری نمی کند باید باورت بشه اینکه در سینه عاشق تو است دیگر اسمش "دل"نیست "تو"هستی وان زمانی است که قلم هم از توصیف نگاه تو عاجز می شود عشق را من به جنگ تشبیه می کنم برای شروع شدنش بهانه هایی است خیلی اسان مثل ترور ولیعهد یک کشور که جنگ جهانی اول را به راه انداخت .اما خاتمه دادنش سخته وفراموش کردن تبعات ان غیر ممکن ......روزهایی در زندگی ما وجود دارند که نگاهی از چشمانمان رد می شوند دیگر در دنیا غیر از او نمیبینیم در دل یک روزی هست که حسی شبیه انتظار مثل دریای بی ساحل بی قراری می کنی طپش های قلبت هرجا که او باشد پر می کشد بگذار بارانی تن پوش تو باشم مرا بر تنت کن خیس شدنم را باکی نیست چه از اشک چه از باران فرقی ندارد چون هر دو تواما
[ادامه...]

  • سيامك زيبايي : (ghalb) (ghalb) (ghalb) (gol) (gol) (gol)

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • مهرتن مهراني : با سپاس از حسن نظرتان

    3 ماه پیش

  • mina.. F : (haa) (haa) (haa) (haa) (haa) (haa) (haa) (haa)

    3 ماه پیش

داستانك (قسمت پاياني ):در زندگي هر انساني روزهايي وجود دارند كه بعد اون روز ديگر برايش اهميتي ندارد كه ايا فردايي است يا نه اون روز يا خيلي خوشبختيم يا خيلي داغون ....مي خواهم برايت از ديالوگهاي ماندگار بگويم كه به نوعي حديث نفس من وتوست 1-در فيلم ورونيكا تصميم مي گيرد بميرد پائلو كوئيلو .ماركو:از بوسه من خوشت نيومد ؟ورونيكا:كاش گناه نبود تا كاملا لذت مي بردم .ماركو:ما گناه مي كنيم تا خدا بخشنده بمونه .2-در شبهاي بلوبري لارونس بلاك .:چطوري مي توني به يكي بگي خدا حافظ وقتي كه حتي نمي توني زندگي بدون او را تصور كني .من نگفتم خداحافظ من هيچي نگفتم من فقط رفتم .....3-همفري بوگارت :چشات اذيتت مي كنه .لورن باكال :نه .همفري بوگارت :ولي پدر منو در اورده .من با رفتنت قسمت باقيمانده باورهايم رفت .يادت را در حصار انگشتانم پنهان كرده بودم اي واي كه اين خط خط يهايم چقدر رسواكرد مرا .اسمان دلم ابري وچشمانم شد بهاري خيال گذشته ات به دلم بسان خنجري نشست هردو ناخواسته شديم برده وفرمانبر تقدير با عشق من وتو هر دو لب برلب شمشير شديم دنبال مقصر نگرد بغض هايمان در پشت پلك پنجره هايمان شكست بانو ومنفعلانه نشستيم بي انكه توان انرا داشته باشيم كه تمناي عشقمان را فرياد كنيم در كوچه هاي قلبم مرواريدهاي نگاهت را از من نخواه به نسيان بسپارمش من از اينكه من يك عمر به دنبال دلم باشم وسايه به دنبال من ديگر جانم به لب رسيد هم از دل وهم از سايه خود .زندگي جريان داشت با سرعت داشتم به انتها نزديك مي شدم من بر من ندا زدي ديونه لحظه اي بايست وبر من نگر من مسيحا ي توام .نگاهت وحرفهاي شيرينت مرا مصلوب كرد من امدم اما تو مردد بودي انگاري از بازي كه شروع كردي "كات "دادي بدون انكه "من واقعي "را بيشتر بشناسي زمان سپري شد ومن براي گفتن انچه در دل داشتم فرصتي نيافتم و
[ادامه...]

  • رستا محمدی : سلام دوست عزیز لایک و محبوبی (gol) (khoob) (gol)

    4 ماه پیش

  • فریبا حسینی : احسنت

    5 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • ساکت ننشین خدایا : در پاسخ به راستا ................بهتره دیگه صحبتی نکنم .....من انتقادی کردم .وبزرگوارانه ایشان باید قبول می کرد ..قصد کل کل کردن با کسی را هم ندارم وهم اینکه نمی خواهم خودم را جلوی دید قرار بدم واین بحث های بیهوده را ادا

    7 ماه پیش

مهرتن مهراني

8 ماه پیش و 3 هفته قبل

اپیزود دوم .بلوار کشاورز 4 اردیبهشت سال 1396:دکترها اعتقاد دارند نوستالزی شفا دهنده قلب بیماران خسته جان اسیت خاطرات را همچنان زیرو رو می کنم باید مه الودترین فریم ها ی زندگی را به یاد بیارم حس بدی دارم بسان ان مدافعان قلعه که تمام باروتهایم خیس خورد ه اند در نبردی نابرابم که دارم به مرز ویرانی می رسم لطفا برگردیم هر دو به مرزهای گذشته می پرسی از کجا شروع کنیم می گویم از انجایی که هوز "دوستت دارم ها "را به هم شلیک نکرده بودیم که به تبع ان هر دواز پا درایم انجایی که هنوز هر دو دست نیافتنی بودیم حریمی داشتیم ودر لفافه ای از تقدس واحترام دوست ندارم نه من نه تو در قفس ساخته شده از پیش تعیین شده اسیر باشیم هم من هم تو نیاز مبرم داریم به اوج گرفتن به پرواز برای زندگی با عشق علاقه من وتو هردو نهایت خواسته مون تداوم عشق بود نه اینکه علاقه وعشق دامی باشد برای اسیر شدنمان .چشمانت راه ورود به قلبت هست بدان هر موقع که حدیث عشق را با هم بخوانیم هر موقع ان را "رونمایی "کنیم تاریخ مصرف ان سپری نشده من وتو در نقطه امروز ایستا د ه ایم اما به اسانی می توانیم افق فردا را ببینیم زخم ناسور که سالها به جای درمان ان را پنهان کردیم یادت به من گفتی "زمانی رسید که دیدم همه دنبال زندگی خود رفتند من چی ؟"نگو دردمان را واکاوی نکنیم حرفی که گفته شده9 وسالها در گلو مانده با خط خطی های .......از تو میخواهم فاصله ها را برداری هر چند خوب نگاشته شوند تو با مهربانی هایت بد عادتمن کردی که به کوچکترین تلنگری از تو دلگیر می شوم با دل دیوانه من بساز با کلام مهربانت مرا بنواز انچنان در تو غور می کنم گویی در یاخته های تن تو زندگی می کنم حتی زمانهایی می رسد که روزه سکوت می گیری واین سکوت تو برای من رساترین پیام است از هر سخن دیگر ومن لبریز می شوم از حس خوب دوست داشتن
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : نوشتی کاش .......شاید مادر سرنوشت .سرنوشت را به همان ترتیب بافته .پاسخ این سوال را مادر سرنوشت بایستی بدهد "به کدامین گناه تقدیر مرا به بند چشمان تو کشیده که عاشق می شویم اما در حسرت هجران می مانیم "

    1 ماه و 2 هفته قبل

  • ارامش ... : کاش هیچ وقت هیچ کی نیاد تو زندگیمون که تمامیت ما بشه..موندنی نیست و ما تا ابد خودمون رو گم میکنیم

    1 ماه و 2 هفته قبل

  • مهرتن مهراني : رفتنش تمامیت مرا با خود برد ومن تا ابد دهر دنبال یافتن خویشتنم

    1 ماه و 2 هفته قبل

مهرتن مهراني

8 ماه پیش و 3 هفته قبل

اپیزود اول .بلوار کشاورز -4اردیبهشت سال 1396 :جلسه ای است برای روز دوشنبه در تهران صبح از فرودگاه به ان محل ادرس میدم اما ناخوداگاه وقتی به بلوار کشاورز می رسم از راننده می خواهم توقف کند تا ادای احترامی کرده باشم به اولین قرامون با فرشته در جلوی سینما بلوار ساعت 6.15 عصر بعد از چند دقیقه دوباره به محل سمینار می رم .تو بسان پیکر تراشی که کلمات را صیقل می دهی واحساس خوب خودت را در واگویی دامون وار ان به مظنه ظهور می رسانی ومن در خیل انوار کلمات تو شناورم در کشاکش ان صیقل داده می شود روح پر تلاطم من .دارم نقش کلمات را برای تو بازی می کنم نمی خواهم در میان امواج حسرت نبودنت شناور باشم من عشق تو یعنی فصل پنجم زندگی من .یاد تو چکه چکه از قلمم تراوش می کند وبسان اب در مسیر رودخانه راه خود را بر روی کاغذ پار ه ها ی سپید پیدا می کند هر اندازه با خودم کلنجار می روم که یادت عشقت حرفهایت وخاطره هایت را به دست نسیان بسپارم اما یادت وخاطره هایت همیشه با من است در من جاری است وتا ابد دهر با من است نام ترا بی اختیار زمزمه می کنم چون تو ناب ترین غزل عشق زندگی من هستی اگر اهنگ رفتن کنی با زخمه های دردت تن های تار دلم را می لرزانی منی که در یازده موج نگاههای مهربان توام به من گفتی شاید در فرداها دور بچه هایمان به من وتو بگویند شما متفاوت ترین ادم ها بودید در تقابل باهم وهماهنگ ترین انها که در زندگی به هم رسیدید ومونس هم شدید واز اینکه همدیگر را انتخاب کردید از شما متشکریم .یادت وفتی بر سرایوان خیالم می تابد من بی قرار ترین وشیدا ترین موجود روی زمین می شوم باور کن .دوست دارم گره های دلت را باز کنی وبا عطر تنت پریشانی گیسوان بی تابت وخورشید نگاهت امشب مرا شیفته وشیدای خود کنی تو مرا دعوت کن به پرسه زدن در میان گل وازه های کلمات خود مرا لبریز ا
[ادامه...]

  • faryal S : سلام آقای مهرتن ببخشید یه سوال داشتم خدمت تون (gol)

    7 ساعت پیش و 24 دقیقه قبل

  • سینا ایمانی : لایکی و محبوب . ... (gol)

    1 ماه و 4 هفته قبل

  • ....... ..... : خواهش می کنم

    3 ماه پیش, 1 هفته

مهرتن مهراني

9 ماه پیش, 1 هفته

اپيزود3:مكان :تبريز -قسمت اندوسكوپي بيمارستان سينا ساعت 8.5 صبح 19 فروردين ماه سال 1396"من :تو طعم ياسي مي خواهم بسان پروانه باشم وبچشم ترا نمي خواهم ريواس سرخي از لبن چون شهد تو بگريزد وديگر شبدر وشقايق از جاي بوسه هايمان نرويد ميخواهم كوير تنت را باراني كنم بسان باران سيل اساي شهرم تبريز در سكوت چشمان تو مكث مي كنم نگار من يادم نيست رنگ چشمانت درياي دلتنگي مرا وبغل تنهايي ام را با اغوش گرمت پر كن ."تو :خانه دلم تنهاست مرد من شب تاريك است مرد من من در فكر فردايم وساعت 5 همان قرار هميشگيمان مرد من كه به چه سان با تو سخن بگويم كه با تو لكنت زبان پيدا مي كنم مرد من ."من كبرايم از ساعت 5 مي نويسي وزمان دلتنگي براي اينكه خودمان را عادت داديم به درددل كردن با هم سنگ صبور هم بودن براي چندمين بار مي گويم در قبال ان دل نگرانيهايت وايميل هايت كه "تو زيباترين چيزي بودي در دنيا كه من هرگز ترا نداشتم "باور كن تو صدايم كني من با هزاران جان پاسخ مي دهم به تو ديروز با تمام ويزگيهايش گذشت امروز را قدر بشناسيم كه امروزمان گذشته اي باشد براي فرداي بهترمان ."تو :نمي خواهم دوستت دارم ها را به فعل ماضي دوستت داشتن ها بدل كنيم مرد من امدنت نسيم زيبا بود دوست ندارم رفتنت بسان توفان ويرانگر باشد من به وقت دور بودن از تو به هنگام تنهايي به پيله انبوه دلتنگي ها پناه مي برم دوست دارم نام زيباي ترا به حذف قرينه هاي "اي كاش "دلتنگي "غم "صدا بزنم "من:بگذار احساس خوب عشقمان بسان شاپرك وعطر به پرواز در ايد اوج بگيرد من ادعايي ندارم نه ان شاهزاده خوشبخت سوار بر اسب سپيد وعده داده شده در قصه ها هستم نه مصلح نه سوپرمن نه هيچ كس ديگه من فقط وفقط يك عاشقم هدفم عشق تو دوست داشتن تو وپروراندن محبت توست همين ."تو:بيشتر بگو من سراپا گوشم برايم بگو از بازي زيباي مار
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : دوست خوبم از لطف شما کمال تشکر را دارم

    4 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • فرزان بندر ... : استاد دست به قلم وانتخاب موضوع شما رودست نداره

    4 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • شکیرا .... : میدونم نویسنده ای ...ینی عشقی وجود ندارد؟

    5 ماه پیش, 1 هفته

مهرتن مهراني

9 ماه پیش, 1 هفته

اپيزود 2:مكان :تبريز -قسمت اندوسكوپي بيمارستان سينا ساعت 8.5صبح 19 فروردين ماه 1396"....:سكوتكرده بودي نكنه سكوت نماد وانتقال دهنده حس رضيايت از وضع موجود است ."من:نه سكوت از نظر من ان درد جانكاهي است كه لب ها را مي دوزد نمي گذارد حرف دلت را بزني وناچارا اين گزينه را انتخاب مي كني .نگار من بدان كه ادم ها به اندازه ناگفته هايشان از هم دور مي شوند نه به اندازه قدم هايشان ."تو بهترين چيزي بودي در اين دنيا كه من هرگز ترا نداشتم "به من وعده دادي در شهريورماه از ابر محاق بيرون مي ايي ومن لحظه ها را مي شمارم تا ان روز كه "باران"رحمت ببارد ورنگين كمان زندگيمان را بسازد ايميل فرستادي كه نگران حالم بودي وهستي ودر پيام خصوصي نوشته بودي كه "هميشه دوستم خواهي داشت "بگذار بگويم كه تو در زندگي من دم مسيحايي بودي بر اين دل زخمي من من فداي ان دل نگران تو .....:اين حلاوت با من است كه من براي تو بسان نفس هايت هستم وتو دم به دم مرا تكرار مي كني ."من:تو نباشي صورت ارزوهايم به كبودي مي زند چرايش را مي پرسي دست سنگين مادر سرنوشت است كاش مادر سرنوشت را مي ديدم وبه او مي گفتم مال مرا بشكافد ......:من وتو نمي خواستيم مثل برخي ها باشيم كه فقط دنبال كسي كه پركننده اوقات فراغتمان باشد وديالوگهاي زيبا با ظاهر زيبا بدون پشتوانه عملي من ان ارتباطي را دوست دارم كه تعالي بخش باشد وموجد جرقه روشنايي براي هم ديگر ."من:اين هيمه هاي شعله ور را نمي بيني كار من وتو ديگر از جرقه وروشنايي گذرا گذر كرده باور كن ....:ميخواهي شوكه ات كنم دوست داري شوكه بشي بگذار اعتراف كنم كه من عاشقت شدم واين عشق در تمام ياخته هاي وجودم جاري است خلاصه كنم "عزيزم تو تير خلاص را چكاندي ""من :عزيز دلم من بارها گفتم وباز هم مي گويم تو با همه متفاوتي .گريه هايت .خند ه هايت .حرفهايت .با همه
[ادامه...]

  • مهرتن مهراني : دوست داشتن نه دست من ونه دست توست وقتی "چشمانش بسان خاک حاصلخیز باشد وبی اختیار گندم های عشق را به نشانه دوست داشتن در ان بکاریم در نقطه مقابل ان عشق ابیاری مهرش را از ان گندم های عشق نباید دریغ کند "

    1 ماه و 2 هفته قبل

  • ارامش ... : دقیقا..دوست داشتن غمش دردش اذیت شدنشم خوبه حس خوب به ادم میده و ماها ی جور خودازاری داریم

    1 ماه و 2 هفته قبل

  • مهرتن مهراني : فرق است مابین نوشتن در کاغذ پاره های قدیمی ووسایل اکترونیکی امروز با خود می اندیشم دوست داشتن غمش هم شیرینه یک حس خوب مثل شنیدن اواز دل انگیز الهه ناز "بنان"

    1 ماه و 2 هفته قبل

ادامه... دوستان
  • حاین ....
  • Ali Kh
  • گروه مرکز سایت بزرگترین سایت
  • KAREN T.M
  • HASAN .
  • فروشگاه زناشویی باریس
  • ایلحان ....
  • *Siyavash *
  • مهناز کدیور
  • مستر توریست
  • محمدرضا عارف نگار
  • محمد امین اسماعیل زاده
  • homayon99 mokhtary20
  • توحید زیبایی
  • خشایار عبدالهی
  • باشگاه مشتریان ایران خودرو
2195 هواداران
بازدیدکنندگان