میثمMEYSAM اسماعیلی

(meysam1234567 )

میثمMEYSAM اسماعیلی

5 روز پیش و 20 ساعت قبل [پست ثابت]
  • نیمه شب آواره و بی حس و حال/در سرم سودای جامی بی زوال/پرسه ای آغاز کردیم در خیال/دل به یاد آورد ایام وصال/از جدایی یک دو سالی می گذشت/یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت/دل به یاد آورد اول بار را/خاطرات اولین دیدار را/آن نظر بازی آن اسرار را
    آن دو چشم مست آهو وار را
    هم چو رازی مبهم و سر بسته بود
    چون من از تکرار او هم خسته بود
    آمد و هم آشیان شد با منو
    هم نشین و هم زبان شد با منو
    خسته جان بودم که جان شد با منو
    نا توان بود و توان شد با منو
    دامنش شد خوابگاه خستگی
    این چنین آغاز شد دلبستگی
    وای از آن شب زنده داری تا سحر
    وای از آن عمری که با او شد به سر
    مست او بودم ز دنیا بی خبر
    دم به دم این عشق می شد بیشتر
    آمد و در خلوتم دم ساز شد
    گفتگو ها بین ما آغاز شد
    گفتمش در عشق پا برجاست دل
    گر گشایی چشم دل زیباست دل
    گر تو ذورق وان شوی دریاست دل
    بی تو شام بی فرداست دل
    دل ز عشق روی تو حیران شده
    در پی عشق تو سرگردان شده
    گفت در عشقت وفا دارم بدان
    من تو را بس دوس میدارم بدان
    شوق وصلت را به سر دارم بدان
    چون تویی مخمور خمارم بدان
    با تو شادی می شود غم های من
    با تو زیبا می شود فردای من
    گفتمش عشقت به دل افزون شده
    د
    ادامه پست...

    • ava3

    میثمMEYSAM اسماعیلی

    5 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • نیمه شب آواره و بی حس و حال/در سرم سودای جامی بی زوال/پرسه ای آغاز کردیم در خیال/دل به یاد آورد ایام
  • نیمه شب آواره و بی حس و حال/در سرم سودای جامی بی زوال/پرسه ای آغاز کردیم در خیال/دل به یاد آورد ایام وصال/از جدایی یک دو سالی می گذشت/یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت/دل به یاد آورد اول بار را/خاطرات اولین دیدار را/آن نظر بازی آن اسرار را
    آن دو چشم مست آهو وار را
    هم چو رازی مبهم و سر بسته بود
    چون من از تکرار او هم خسته بود
    آمد و هم آشیان شد با منو
    هم نشین و هم زبان شد با منو
    خسته جان بودم که جان شد با منو
    نا توان بود و توان شد با منو
    دامنش شد خوابگاه خستگی
    این چنین آغاز شد دلبستگی
    وای از آن شب زنده داری تا سحر
    وای از آن عمری که با او شد به سر
    مست او بودم ز دنیا بی خبر
    دم به دم این عشق می شد بیشتر
    آمد و در خلوتم دم ساز شد
    گفتگو ها بین ما آغاز شد
    گفتمش در عشق پا برجاست دل
    گر گشایی چشم دل زیباست دل
    گر تو ذورق وان شوی دریاست دل
    بی تو شام بی فرداست دل
    دل ز عشق روی تو حیران شده
    در پی عشق تو سرگردان شده
    گفت در عشقت وفا دارم بدان
    من تو را بس دوس میدارم بدان
    شوق وصلت را به سر دارم بدان
    چون تویی مخمور خمارم بدان
    با تو شادی می شود غم های من
    با تو زیبا می شود فردای من
    گفتمش عشقت به دل افزون شده
    دل ز جادوی رخت افسون شده
    جز تو هر یادی به دل مدفون شده
    عالم از زیباییت مجنون شده
    بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
    طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
    در سرم جز عشق او سودا نبود
    بحر کس جز او در این دل جا نبود
    دیده جز بر روی او بینا نبود
    هم چو عشق من هیچ گل زیبا نبود
    خوبی او شهره ی آفاق بود
    در
    [ادامه...]

    • |rozhan| : مَحبوبي مَحبوبم کن:)

      5 روز پیش و 4 ساعت قبل

    • شیلا شایسته : چشمت بی بلا ممنونم از محبتت

      5 روز پیش و 4 ساعت قبل

    • میثمMEYSAM اسماعیلی : سلامبه شمام چشمامروز انقد چشم گفتم کور شدم

      5 روز پیش و 4 ساعت قبل

    میثمMEYSAM اسماعیلی

    6 روز پیش, 1 ساعت

    لیلی و مجنون اثر جامی
    بسیااار زیباست نظامی رو خونده بودم ولی جامی رو نه
    الان درگیر جامی ام
    حیفم اومد نگم به دوستان
    واقعا دیوانه کنندست

    • _Princess. Stars : ممنونـ میشمـ عضو گروهـ دومـ پروفمـ بشیـ و محبوبشـ کنیـ (gol)

      6 روز پیش, 1 ساعت

  • خدا ! بهش بگو به خودش تکون بده ، از جاش بلند بشه
بگو زندگی من الان تو دستاشه بگو فقط بیاد
بگو من م
  • خدا ! بهش بگو به خودش تکون بده ، از جاش بلند بشه
    بگو زندگی من الان تو دستاشه بگو فقط بیاد
    بگو من میخوام تو تنهاییاش باشم ، دلم میخواد شادش کنم
    درداشو بده به من که خوشی بهش بدم ، منه لعنتی فقط حالم پیش اون خوشه
    بگو نه نگه . بی حرکت نمونه . ببینه ! منو ببینه ! من دنیامو بهش میدم که شاد بشه
    دنیای من ، شادی من کنار اون دیوونس ! چرا نمیفهمه ؟
    بهش بگو نه از سر ترحم ، نه دلسوزی
    بگو با عشق ، با قلبش بیاد سمتم
    همونجوری که منم دوسش دارم !!

    "ساده دل بستم ولی ساده نمیگذرم ازت
    خیلیا بودن ولی چشمام تو رو دیدن فقط

    • مریم ✌ ✌ : عالی بودحرف دل منم بود (gol) (gol)

      5 روز پیش و 21 ساعت قبل

  • همان طور که دردم به خودم مربوط است،
شیطنت های دلم هم به خودم مربوط است

گله کم کن که چرا از همه ی
  • همان طور که دردم به خودم مربوط است،
    شیطنت های دلم هم به خودم مربوط است

    گله کم کن که چرا از همه ی شهر تو را …
    «آرزویم» که مسلّم به خودم مربوط است !

    گفته بودند که عشق است و غمش سوزان است
    برود غم به جهنّم! به خودم مربوط است

    دوست دارم که ازین بغض بمیرم اما
    پیشت هرگز نزنم دم، به خودم مربوط است

    می نشینم شب و در فکر تو تا اول صبح
    می چکم خاطره، نم نم، به خودم مربوط است

    اینکه بعد از تو چه با زندگی ام خواهم کرد،
    -دار، رگ، پنجره یا سم- به خودم مربوط است

    دوستت دارم و این دست خودم نیست ولی
    بهتر آن است بگویم به خودم مربوط است

    دوستت دارم، بی آنکه بپرسم که: تو چه؟
    عاشقی کردن مبهم! به خودم مربوط است !

    این مهم نیست تو و بقیه چه می اندیشید
    دوستت دارم و آن هم به خودم مربوط است …

    • شبنم یوسفی : سلام جبران شد محبوبیتی که زده بودین

      6 روز پیش و 22 ساعت قبل

  • گفت از یاد تو میرم نه عزیزم مگه میشه؟؟

بجای چشمام قلبم اما پیش توست تاهمیشه..

فاصله بین منو تو
  • گفت از یاد تو میرم نه عزیزم مگه میشه؟؟

    بجای چشمام قلبم اما پیش توست تاهمیشه..

    فاصله بین منو تو تا کجا دنباله داره..؟

    قسمت این بود که جدابمونیم از هم تا همیشه.

    نمیدونم که کجا و با کی هستی نمیخوامم که بدونم

    باتومن کلبه ای ساختم توی قلبم تا همیشه..

    یه روزی .یه وقتی،یه جایی

    چشم من میفته توی چشمای تو
    اما این همون خیاله که بامن هست تا همیشه...

    چه دیدی خدا رو شاید بشی مال من همیشه
    روز موعود همون روزه برای من

  • نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم
......
دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم
.......
  • نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم
    ......
    دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم
    .......
    نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم
    .......
    ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم
    .......
    کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی
    .........
    که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی
    .........
    برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه
    .........
    آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه
    .........
    نمی دونم تو این برزخ کی از این درد می میرم
    ........
    نمی دونم چرا یک شب فراموشی نمی گیرم
    .........
    منُ اینجا بکُش وقتی قراره تازه رویا شی
    .........
    اگه تا آخر دنیا قراره تو دلم باشی…

    • ⊰⊹৶ پــانــیـذا ৶⊹⊱ : با سلام در آستانه فرا رسیدن "عید نوروز باستانی" و طمطراق پیک بهار نوان و آغاز سال نو تبریک و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کام

      19 ساعت پیش و 41 دقیقه قبل

    • میثمMEYSAM اسماعیلی : چجوریه بلد نیستم

      1 هفته

    • Leila . : سلام میشع عضو گروه اول پروفم بشیو محبوبشم بکنی ممنون

      1 هفته

  • به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌ هایم
ه
  • به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
    که تو رفتی و دلم ثانیه‌ ای بند نشد

    لب تو میوه ممنوع ولی لب‌ هایم
    هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

    بی قرار توام و در دل تنگم گله‌ هاست
    آه بی‌ تاب شدن عادت کم حوصله‌ هاست

    با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
    هیچ‌ کس هیچ‌ کس این‌جا به تو مانند نشد

  • نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی… ما را به خیالی
  • نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
    پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
    کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
    خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
    درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
    آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
    خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
    که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

    رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم
    قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
    آنکه یک روز دل به نگاهش دادیم
    خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم
    عشق بازیچه ی شهر است ولی در دل ما
    دختر عشق نجیب است بیا برگردیم
    تقدیم به.......؟؟

    • سال او * : خخخخ باشه مرسی روزشما خوش

      1 هفته

    • میثمMEYSAM اسماعیلی : دارم پست میزارم فکرم متمرکز نیست بزاریمش برا بعدروز شما هم خوش

      1 هفته

    • سال او * : تکراری جناب خخخخ روزت شاد

      1 هفته

  • ﺁﻣﺪﻥ‌ﺍﺕ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﻤﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ
ﻭ چشم‌های ﺁﺑﯽ‌اﺕ
ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ

ﺭﻓﺘﻦ‌ﺍﺕ
ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺑ
  • ﺁﻣﺪﻥ‌ﺍﺕ
    ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﻤﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ
    ﻭ چشم‌های ﺁﺑﯽ‌اﺕ
    ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ

    ﺭﻓﺘﻦ‌ﺍﺕ
    ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﮕﺬﺍﺷﺖ

    ﺣﺎﻻ
    ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
    ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ
    ﺑﻬﺎﻧﻪ‌ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ
    ﺑﺮﻧﻤﯽ‌ﮔﺮﺩﯼ؟

    ادامه... دوستان
    • کوزت ؟
    • BAXFILM .ir
    • ترنم ....
    • ღ Mahsa ^^nakisa ღ
    • نوشین€€ احمدی
    • ... .....
    • محمد حسین ツ
    • *** ***
    • ali بی غم
    • احمد دي جي
    • ⊰⊹৶ پــانــیـذا ৶⊹⊱
    • علی حسینی
    • سعید کورد
    • ترمه .
    • (نیزار آبی)
    • شاعری از شهر عشق
    67 هواداران
    بازدیدکنندگان