½

(mim.kaf )
  • دیدے ڪ سختـ نیستـ تنها بدونـ من
     دیدے ڪ صبحـ مےشود شبها بدون منـ
این نبض زندگے بےوقفهـ میزنـــ
  • دیدے ڪ سختـ نیستـ تنها بدونـ من
    دیدے ڪ صبحـ مےشود شبها بدون منـ
    این نبض زندگے بےوقفهـ میزنــــــــــــــد
    فرقے نمےکند با منــــــــــــ بدون منــــــــــــ
    دیروز گر چهـ سختـ
    امروز همـ گذشتـــ
    طورے نمےشود
    فردا بدونـ #من

  • کاش من پسر بودم... 
کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر...
با کسی که عاشقشی چجور رفتار
  • کاش من پسر بودم...
    کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر...
    با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی...
    براش شعر میگفتم...
    تو چشماش نگاه میکردم و مولانا میخوندم...
    دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم...
    و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم جلوش یهو...
    موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد نازی اخه؟
    از موهاش تعریف میکردم...
    از دستاش...از برق چشماش...
    از خط منحنی زیبای لبخندش...
    انقدر از زیباییاش میگفتم تا دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از هیچکس دیگه ای نباشه...
    شب اول اونو میخوابوندم پشت گوشی بعد خودم میخوابیدم...
    صبح بی خبر میرفتم سر راهش
    هول هولکی یه شاخه گل میدادم بهش
    صورتشو میبوسیدم و فرار میکردم...
    و فدای صدای خنده هاش از دور میشدم
    اگه بهش شک میکردم...
    اگه بدبین میشدم...
    اگه اشتباه میکرد...فراریش نمیدادم...
    تنها ولش نمیکردم...ترکش نمیکردم...
    در عوض سرشو میبوسیدم و با مهربونی ته تو قضیه رو درمیوردم...
    بهش توجه میکردم...
    براش کتاب میخریدم...
    یا لاک...یا یه روسری اون رنگ که دوس دارم خودم...
    با این چیزا کوچیک سوپرایزش میکردم دیگه...
    هیچوقت نمیزدم تو ذوقش حتی اگه خسته بودم بی حوصله بودم عصبی بودم...
    از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم ، تغییرش نمیدادم...
    نمیکوبیدم از نو بسازمش...
    همونجور که بود با همون قیافه فداش میشدم...
    به درد دلاش گوش میکردم هر چند مدت یبار...
    میفهمیدم چقدر حساسه و مرد میشدم واسه غمهاش...
    فدای لوس شدناش و بی طاقتیاش میشدم...
    از اون دختری میساختم که دیگه نه اون کسی غیر من رو بخواد..
    [ادامه...]

  • ﻫَﻤﻪ ﭘُﺰِ ﻣُﺨﺎﻃﺐِ ﺧﺎﺻِﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺪَﻥ... ﻣﺎﻡ ﮔُﻔﺘﯿﻢ ﭘُﺰِﺷﻮ ﺑِﺪﯾﻢ!
ﭘَﺲ:
ﻣُﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹِ ﻣَﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺗَﮑﻪ
ﺍﺻﻼ ﺗ
  • ﻫَﻤﻪ ﭘُﺰِ ﻣُﺨﺎﻃﺐِ ﺧﺎﺻِﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺪَﻥ... ﻣﺎﻡ ﮔُﻔﺘﯿﻢ ﭘُﺰِﺷﻮ ﺑِﺪﯾﻢ!
    ﭘَﺲ:
    ﻣُﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹِ ﻣَﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺗَﮑﻪ
    ﺍﺻﻼ ﺗﻮ ﺩُﻧﯿﺎ ﻓَﻘَﻂ ﯾِﺪﻭﻧَﺴﺖ
    ﭼَﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺭﺍﺑِﻄَﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑِﻬَﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺑُﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﻣَﻨﻮ ﺑَﺨﺸﯿﺪﻩ
    ﻫِﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺭَﻧﺠﻮﻧﺪَﻣِﺶ ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﯽ ﺑِﻬِﻢ ﻧَﮕُﻔﺘﻪ
    ﻫَﺮ ﻭَﻗﺖ ﺍِﺭﺍﺩﻩ ﮐُﻨَﻢ ﺩَﺭ ﺩَﺳﺘﺮِﺳﻪ
    ﻫَﻤﯿﺸﻪ ﻫَﻢ ﺑِﻬِﺶ ﮔُﻔﺘَﻢ:
    ﺍَﺯَﺕ ﻣَــﻤـــﻨﻮﻧَﻢ ﮐــﻪ ﺗﻮ ﻣُﺨـــﺎﻃــﺐِ ﺧـــﺎﺹِّ ﻣَﻨــﯽ
    مــــــادر قربون مامانم برمـ منـ تمومـ زندگیهـ منـ عمر منـ تنفسـ منـ آرامشــ منـ همهـ دار و ندارمـ روحـ منـ یه تیکهـ از وجود منــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عاشقانهـ برات جونمــــــــــ میدمـ

  • دلم گرفته است....
یا دلگیر‍م....
نمیدانم...
اصلا هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدم...
فقط میدانم
  • دلم گرفته است....
    یا دلگیر‍م....
    نمیدانم...
    اصلا هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدم...
    فقط میدانم دلم یه جوری میشود...
    جوری که مثل همیشه نیست...
    دلم که اینطور میشود...
    غصه های خودم که هیچ....
    غصه های همه دنیا میشود
    غصه های من... :')

  • گوش هایم را می گیرم !
چشم هایم را می بندم !
زبانم را گاز می گیرم !
ولی حریف افکارم نمی شوم !
چقد
  • گوش هایم را می گیرم !
    چشم هایم را می بندم !
    زبانم را گاز می گیرم !
    ولی حریف افکارم نمی شوم !
    چقدر دردناک است فهمیدن !!!...
    [لینک]

    • δαஹiга ! : گذاشتم تو پخش زنده ... چرا باید تک به تک پاک کنی

      8 ساعت پیش و 42 دقیقه قبل

    • ½ : طول نمیکشع؟ !

      8 ساعت پیش و 43 دقیقه قبل

    • δαஹiга ! : همه پستارو باید یکی یکی پاک کنی ... چرا داره .... الان برات یه اسکرین شات میگیرم ... تو پخش زنده ببینش

      8 ساعت پیش و 45 دقیقه قبل

  • گاهی آدم می ماند بین بودن و نبودن،
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی، میخواهی بما
  • گاهی آدم می ماند بین بودن و نبودن،
    به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی، میخواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است! ....و در آخر رفتن را انتخاب میکنی چون راهی نیستـ
    :)

    ادامه... دوستان
    • ɴтɪ-
    • [گلِ یآس! ]
    1466 هواداران
    بازدیدکنندگان