mitra ...

(mitram )

mitra ...

5 روز پیش و 8 ساعت قبل
  • تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهانی که تو اون پول و
  • تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
    جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
    جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
    جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
    نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
    دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره!
    همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن!
    تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

    جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
    بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
    جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی!
    لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی!

    تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!
    اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
    تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س!
    تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!
    کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم!
    دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم!
    بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
    تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا

    • scenario //- : میشهِ عضوِ گروهِ_Spellbound_بشیـ؟:|پستمـو لایک کنـ (haa)

      5 روز پیش و 4 ساعت قبل

    • mitra ... : بعله دیگه.شک داری؟

      5 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • Can it : يعني خودتون! خخخخخخخخخخخخخخخخخ

      5 روز پیش و 8 ساعت قبل

  • خودم خرداد ماهی نیستم اما یه دوست داشتم توی هم میهن اشنا شدیم خردادی بود خیلی دوست خوبی بود مث یه تگ
  • خودم خرداد ماهی نیستم اما یه دوست داشتم توی هم میهن اشنا شدیم خردادی بود خیلی دوست خوبی بود مث یه تگیه گاه بود وقتی دلم پر بود باهاش درد دل میکردم ....شاید الان اون منو یادش نیاد اما من همیشه بفکرشم ووووبقول خودم خردادیا متفاوتن . خردادیا ادمای جالبین

    • رامین امیری : سلام دوست عزیز با افتخار ازتون دعوت می کنم تا عضو گروه اول پروفم رد پای عشق بشین

      5 روز پیش و 8 ساعت قبل

  • دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
  • دریا شده است خواهر و من هم برادرش

    شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

    خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم

    تا با شما قشنگ شود نیمِ دیگرش

    خواهر! زمان زمانِ برادرکُشی است باز

    شاید به گوش ها نرسد بیتِ آخرش

    می خواهم اعتراف کنم: هر غزل که ما

    با هم سروده ایم، جهان کرده از بَرَش

    با خود مرا بِبَر که نپوسد در این سکون

    شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

    دریا سکوت کرده و من حرف می زنم

    حس می کنم که راه نبردم به باورش

    دریا! منم، همو که به تعداد موج هات

    با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

    هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها

    خون می خورند از رگِ در خون شناورش

    خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست

    خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

    دریا سکوت کرده و من بُغض کرده ام

    بُغض برادرانه ای از قهر خواهرش

    • ✘ღ Ⓔⓗⓢⓐⓝ ⒺⓈღ✘ : مممنونم لطف داريد ... سپاس از نظرتون :)

      1 ماه

    • mitra ... : پستات جالبن

      1 ماه

    • ✘ღ Ⓔⓗⓢⓐⓝ ⒺⓈღ✘ : سلام .. خواهش ميكنم .... سپاس از لطفتون :)

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    31 هواداران
    بازدیدکنندگان