sara *

(mosbatam )
  • از یه جایی به بعد دیگه میگذره دوره ای که دلت یکی رو میخواسته که
دائم دوستت دارم بگه و همه حواسش بهت
  • از یه جایی به بعد دیگه میگذره دوره ای که دلت یکی رو میخواسته که
    دائم دوستت دارم بگه و همه حواسش بهت باشه و از دیدن یه تار موت رگِ غیرتش بزنه بیرون و نقطه ضعفش همه اطرافیانِ جنس مخالفت باشه...
    از یه دوره ای به بعد خسته میشی از ناز کردنای بعد بحث و دعوا،
    از حساسیتای زیاد و موقع بیرون بودن هی زنگ زدناش...
    از یه جایی به بعد دیگه به نظرت قد بلند جذاب نیست،
    یا یکی که خوب بلده حرف بزنه به نظرت دلبر تر نمیاد
    و رنگ چشماش دیگه چندان مهم نیست...
    از یه جایی دیگه مهم نیست که عطرش تلخه یا گرم
    یا مهم نیست بلد باشه یه جور بغلت کنه که دردات یادت بره...
    از یه جایی به بعد دلت اونی رو میخواد که باهاش آرومی،که تو تو حاشیه امنِ زندگیشی،
    که تشویش نداری کنارش،
    که دوستت دارم نمیگه ولی میخونی عشقشو از چشماش...
    از یه جایی به بعد میفهمی غیرت یعنی نذاره خم به ابروت بیاد،
    میفهمی ناز کردن بعد دعوا شیرین نیست تلخِ مزش مثلِ همون دعوا اِ...
    از یه جایی به بعد میفهمی زنگ زدن دلیلِ توجه نیست و زنگ نزدنم مثالِ بی توجهیش بهت،
    میفهمی جذابیت به نگاهشه به احساس غروری که موقع بودن کنارش داری...
    از یه جایی به بعد یه شاخه گلم کفایت میکنه برای قرص شدن ته دلت و خندیدن چشمات...
    از یه جایی به بعد میفهمی بهترین عطرِ دنیا عطر تنشه که مخلوط میشه با حس امنیتِ بودنش...
    از یه جایی به بعد
    دلت یکی رو میخواد که بودنش درمونه،مرهمه رو زخمات،
    نه که درد رو درد باشه و نمک رو زخم...
    از یه جایی به بعد عوضِ سرگرمی و بودنِ همینجوری آدما
    دلت یکی رو میخواد که دلگرمی باشه و بودنش باعث بشه نبودِ هیچکس نیاد به چشم...

    [ادامه...]

    • pounez pounezian : ایشالا که برسی به مهدی و این حس رو تجربه کنی (ghalb) (gol)

      1 هفته, 1 روز

    • ♚_Perancess Beach_♚ : سلام:)محبوبی، میشه ازت خواهش کنم تو گروه اول پروفم.....گروه ➸⊙ ــمَغز ـخَرـآــــبـــ➸⊙بعضوی؟

      1 هفته و 6 روز قبل

    • Dr.Iman imani : لایکین فول لایک کنین پستمو (ehsasi)

      2 هفته پیش

  • هم در هوای ابری اردیبهشت دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت

هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
  • هم در هوای ابری اردیبهشت دلم گرفت
    هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت

    هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
    هرجا گرفت نم نم باران،دلم گرفت

    هرجا که خنده بر لب معشوقه ای نشست
    یا اینکه کرد زلف پریشان،دلم گرفت

    بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
    از بس شلوغ بود خیابان،دلم گرفت

    امروز جمعه نیست ولی با نبودنت
    مانند عصر جمعه ی تهران،دلم گرفت

    • pounez pounezian : سلام سارا خوبی؟ انگاری ناراحتی ها چیزی شده؟

      1 هفته, 1 روز

    • sara * : Slmmmmm tnxxxx

      2 هفته پیش

    • یاسین... محمدی : سلام...محبوی..........

      2 هفته پیش

  • جلوی آیینه موهایم را شانه کنم...
روسری آبی ام را بپوشم و‌آرام آرام بروم توی آشپزخانه
نگاهت کنم و ب
  • جلوی آیینه موهایم را شانه کنم...
    روسری آبی ام را بپوشم و‌آرام آرام بروم توی آشپزخانه
    نگاهت کنم و بگویم
    دیدی گفتم میان...
    لبخند بزنی...
    بگویی:چقدر قشنگ شدی
    یاد وقتهایی بیفتم که جوان بودم...
    ناراحت شوم که پیر شدم...زشت شدم
    و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم
    و من مثل بیست سالگی ذوق کنم...
    بروم سر بزنم به قیمه ای که برای بچه ها پخته ام
    بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی...
    بگویی:این فسقلی عجیب شبیه تو شده
    من برایت چای بریزم...
    بچه هایمان بیایند...
    مدام بگویم:
    قند نخور آقا!
    چایی داغ نخور...بذار سردشه
    تو لبخند بزنی...
    من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سر بگذارم روی شانه هایت...
    نوه هایمان را بغل کنیم
    دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند...
    پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند...
    پسر اولمان بگوید:
    هیچی دستپخت تو نمیشه مامان:)
    عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس من چی؟؟؟؟
    پسرمان نازش را بکشد
    ما از حال خوبشان ذوق کنیم...
    زیر گوشت بگویم:مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته...
    باز هم نگاه مهربانت...
    باز هم درد زانوهایم یادم برود...
    بچه ها بروند خانه هایشان
    و من از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم...
    راستش را بخواهی
    من پیرزنی را که با تو زندگی می کند
    دوست تردارم
    تا دخترجوانی که بی تو پیر نمی شود...
    اگر نمی خواهی برگردی
    لا اقل یک روسری آبی برایم بخر
    که وقتی چهل سال دیگر جلوی آینه ایستادم و روسری آبی را سرم کردم
    به خودم و موهای سفیدم
    [ادامه...]

    • sara * : ____:-*

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    • پسر غریبه ^__^ ..... : بروم سر بزنم به قیمه ای که برای بچه ها پخته ام (dd) (mosbat) (dd) (khandeh)

      4 هفته پیش

    • پسر غریبه ^__^ ..... : (ehsasi) (ehsasi) زیباااااا (khejalati) (khandeh)

      4 هفته پیش

  • یه رابطه عجیبی هست؛
بین بارون و بوی خاکِ بارون خورده
و هوسِ با تو قدم زدن و نبودن تو...
یه رابطه
  • یه رابطه عجیبی هست؛
    بین بارون و بوی خاکِ بارون خورده
    و هوسِ با تو قدم زدن و نبودن تو...
    یه رابطه عجیبی هست؛
    بین بهار و عاشق شدن و نبودن تو ...
    یه تساویِ عجیبی هست؛
    بین من و نبودن تو ...
    یه تساویِ بی‌انصافِ عجیبی هست

    • غلامرضا ص : احسنت (gol)

      1 هفته و 6 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • آیدا .........
    • ღ Aʅι ღ number1
    • برای تو می نویسم ...
    • آریا **
    • برهنگی ...
    • مهدی غلامرضایی
    • (aمنو تو e)
    • محمد .....
    • رضا ...
    • پسربارونی
    • محسن ...
    • pounez pounezian
    • بزرگـمهر Bozorgmehr
    • محمد یگانه
    • bahman shokrani
    • پسر غریبه ^__^ .....
    2810 هواداران
    بازدیدکنندگان