... ...

(mrjavad )
  • ◀پست آخر▶
خداحافظی...
سخته ولی یک روز برای همه ی ما این اتفاق می افته و به قول قدیمی ها هر اومدنی
  • ◀پست آخر▶
    خداحافظی...
    سخته ولی یک روز برای همه ی ما این اتفاق می افته و به قول قدیمی ها هر اومدنی یه رفتنی داره...
    دوستای خوبم و آبجی ها و داداشای گلم تو این چند مدت که کنارتون بودم، روزهای خوبی رو گذروندم و مشکلات و غصه هام فراموشم میشد و حرفاتون آلامی بود بر دردهام...
    امیدوارم همیشه تنتون سالم و دلتون شاد و لبتون خندون باشه و هیچ وقت غم نبینید...
    همیشه تو قلبم هستید و عزیز دلم می مونید
    بخشیدن بدی های من با شما و آرزوی خوب من برای شما
    حلالم کنید...
    یا حق

    • سولنان ........ : بع سلامت ایشالله هر جا میری دلت شاد و لبت خندون و موفق باشی (gol)

      4 هفته پیش

  • من پاسپورٺ و ڪاغذ ویزا ندارم   

اصلا دگر ڪارے بہ این دنیا ندارم    

حرفم فقط با توسٺ آقاے عزیز
  • من پاسپورٺ و ڪاغذ ویزا ندارم

    اصلا دگر ڪارے بہ این دنیا ندارم

    حرفم فقط با توسٺ آقاے عزیزم

    من اربعین در ڪربلایت جا ندارم؟
    ....
    نمیگم عاشقم اخه نالایقم..
    میدونم یا حسین برات اینه دقم
    . [لینک]

  • وااااای که چقدر این شعر زیباست 
لطفا کامل بخونین اگه گریه کردی و دلت شکست التماس دعا(geryeh)  (gery
  • وااااای که چقدر این شعر زیباست
    لطفا کامل بخونین اگه گریه کردی و دلت شکست التماس دعا

    خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
    بی نهایت خسته و افسرده ام/
    تا میان گور رفتم دل گرفت/
    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
    روی من خروارها از خاک بود/
    وای، قبر من چه وحشتناک بود!
    بالش زیر سرم از سنگ بود/
    غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
    هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
    سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
    خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
    زان میان یک تن خریدارم نشد/
    نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
    ترس بود و وحشت و دلواپسی/
    ناله می کردم ولیکن بی جواب/
    تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
    آمدند از راه نزدم دو ملک/
    تیره شد در پیش چشمانم فلک/
    یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
    دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
    گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
    لرزه بر اندام من افتاده بود/
    هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
    سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
    از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
    رفت بالا گرزهای آتشین/
    قبر من پر گشته بود از نار و دود/
    بار دیگر با غضب پرسش نمود:
    ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
    نام اربابان خود یک یک ببر/
    گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
    گوش گویا نامشان نشنیده بود/
    نامهای خوبشان از یاد رفت/
    وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
    چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
    بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
    در میان عمر خود کن جستجو/
    کارهای نیک و زشتت را بگو/
    هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
    کوله بارم بود مملو از گناه/
    کارهای زشت من بسیار ب
    [ادامه...]

    • Saji J : خداوندا قرارم باش و یارم باش جهان تاریکی محض است میترسم کنارم...زندگیتون مهدوی (gol)

      1 ماه

  • نمی دانم سال دیگر دوباره تو را خواهم دید یا نه؟!... 

اما اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی، سلامَم
  • نمی دانم سال دیگر دوباره تو را خواهم دید یا نه؟!...

    اما اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی، سلامَم را به اربابم برسان...

    بگو همیشه برایَت مشکی به تَن می کرد و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود!...

    بگو گرچه جوانی می کرد، اما به سَرِ سوزنی ارادتش هم که شده، تو را از تَهِ دل دوست داشت...
    با چای روضه تو و نذری ات، صفا می کرد و سَرَش درد می کرد برای نوکری...

    مُحَرَّم جان؛ تو را به خدا می سپارم...
    و دلم شور می زند برای "صَفر"ی که دارد از "سَفَر" می رسد...

    #مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت ...

    • кσмєιℓ . :

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    1222 هواداران
    بازدیدکنندگان