MS_ 1997

(ms.20salar )

میگِریَم
برای ناگفته هایم میگریَم
برای پدری که نبود
مادری که همه چیز را به جان خرید
برای خودم
برای فراز و نشیب های بی حد و اندازه ی زندگیَم
برای قضاوت شدن های نا به جا
برای همیشه بودنم برای دیگری و نبودنشان
برای تنهایی همه جا رفتن
میگِریَم
چشمانت را ببند
حرف هایم را تصور کن
شاید یک لحظه بغض کنی
ولی من شب های درازیست که ...
میگریم
دلم پر است
ولی میگِریَم
خدایا بنده ی خطا کارَت
میگریَد... [لینک]

ادامه... دوستان
  • ‏‏‏‏‏‏‏ محمدرضآ
1386 هواداران
بازدیدکنندگان