محمد فراهانی

(mzf.mohammad )
  • روزی حکیم، زن همسایه را بدید و اورا خوشش آمد 

بدو گفت: روزی در خلوت به خانه ی ما بیا تا ببینم تو
  • روزی حکیم، زن همسایه را بدید و اورا خوشش آمد

    بدو گفت: روزی در خلوت به خانه ی ما بیا تا ببینم تو شیرین تری یا زن خودم
    زن همسایه که زیرک بود اورا گفت:
    برو از شوهرم بپرس که طعم هردو را چشیده...

    و دهان حکیم سرویس شد
    و
    لال مونی گرفت مرتیکه هیز.

  • از حکيمي پرسيدند:

معني زن چيست؟
با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است 
که شفّاف بوده و باطنش را مي توا
  • از حکيمي پرسيدند:

    معني زن چيست؟
    با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است
    که شفّاف بوده و باطنش را مي تواني ببيني.
    اگر با مدارا او را لمس کني
    درخشش افزون مي شود
    و صورت خود را در آن مى بيني
    اما اگر روزي آن را شکستي
    جمع کردن شکسته هايش بر تو سخت مى شود
    اگر احياناً جمعش کردي
    که بچسباني بين شکسته هايش
    فاصله مي افتد
    و هر موقع دست به محل
    شکستگي بکشي دستت زخمي ميشود.
    زن اينچنين است پس آن را نشکن.

    تقدیم به تمام بانوان عزیز

    ادامه... دوستان
    • مریم صالحی
    • Zahra! ...❤
    • ❤ Yegane ❤
    • درسا شرافتی
    • بهار جون
    • Bahare Tajik
    • مریم کارمزی
    • nazi jooooooooooon
    • mohadeseh karami
    • گروه مرکز سایت بزرگترین سایت
    • ندا آریامنش
    • امیر نانکلی
    • گمشده در غبار
    • مانتو اداری مانتو اداری
    • mr. ahmad
    • enrique eglesias
    604 هواداران
    بازدیدکنندگان