NO-1 .

(nahayat-x )

صداي قلب نيست
صداي پاي توست
كه شب­ها در سينه­ام مي­دوي
كافي­ست خسته شوي
كافي­ست بایستي

  • لی لی ..... : سلام دوست گلم ازتون دعوت میکنم بیاین تو گروه یادت ای دوست بخیر عضو بشین تو پروفایلم اسم گروه هست بیاین خوشحال میشم

    5 سال پیش و 5 ماه قبل

کودکِ من
نقشِ کوچه های تنگ را می کشد
پشتِ غربتِ یک پیچ
گم شده مادرش
کودکم زیرِ سایه ی دیوار
بغضِ صد گریه را در گلو می کشد...

  • وحید م.ی : خوشحالم که یکبار دیگه در هم میهن میبینمتان و دست به گزاردن مطالب کرده اید...............

    5 سال پیش و 5 ماه قبل

برق رفته است
کبريت مي­کشم و شمع را روشن مي­کنم
مبل و صندلي هستند
ميز و ديوار و چيزهاي ديگر هم
از تو اما فقط يک جاي خالي مانده است
جاي خاليِ دستت بر قاشق
جاي خاليِ پايت در کفش
جاي خاليِ حضورت در من

علیرضا روشن

هر وقت یک کتاب رو تا آخر می­خونم، غمگین می­شم. داستان که تموم می­شه، زندگی آدم هم به آخر می­رسه. ولی گاهی هم خوشحال می­شم. وقتی­ که پایان داستان مثل رها شدن از یک خواب ناراحت­ کننده است، احساس سبک­ باری و آزادی می­کنم، انگار تازه به دنیا اومده باشم. گاهی از خودم می­ پرسم، یعنی نویسنده­ ها می­دونن که چی­کار می­کنن، با ما چی­کار می­کنن؟
اگنس - پیتر اشتام

عشق
زنده نگه داشتنِ كسي در درونت است
با وجودِ
فاصله هاي دور...

آزدمير آصف

  • علی پاکدل اصفهانی : س از پرو فایلم دیدن کنید عزیز قسمت گروها لطف کنید علی پاکدل را کلید بزنید و عضو گروه شوید عزیزم ممنونم

    5 سال پیش و 6 ماه قبل

ژورما گفت: من که نمی­توانستم میان غریبه­ ها زندگی کنم. آدم اگر وطن نداشته باشد یتیم است.
گالیلئو در دم پاسخ داد: این کلمه­ ی وطن یک روز از بین می­رود. آن وقت مردم به پشت سرشان، به ما نگاه می­کنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سر چند تا خط روی نقشه همدیگر را می­ کشتیم، بعد می­گویند «این­ها عجب احمق­ هایی بوده ­اند!».

جنگ آخر زمان - ماریو بارگاس یوسا

ادامه... دوستان
  • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
1506 هواداران
بازدیدکنندگان