naser 8568

(naser8568 )

شیطان و نمازگذار

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد ...
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گنا
[ادامه...]

  • naser 8568 : سلام ؛ وقت بخیر.متشکرم از لطفتون و طبق فرمایشتون عضو گروهتون شدم.

    1 سال و 7 ماه قبل

  • اکبر حاتم : سلام محبوب شدینآدرس گروه من www.hammihan.com/group/tabriz

    1 سال و 7 ماه قبل

ماجرای ۴ دانشجوی پسر…

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»…..
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند….
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند…..
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
کدام لاستیک پنچر شده بود….؟!!!

جملاتی از گوته

اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند،
اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند،
اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد،
اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند،
اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد،
اگر مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست،
اما، اگر عزت نفس نداري، پس بدان که هيچ نداري.

الفبای زندگی ...!

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزكیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش كار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شكست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداكاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك
ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

چارلی چاپلین میگوید آموخته ام که ...

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.
آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم
[ادامه...]

خودت پل خودت را بساز

پسری جوان از شهری دور به دهکده شیوانا آمد و به محض ورود به دهکده بلافاصله سراغ مدرسه شیوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمین مودبانه نشست و گفت: «از راهی دور به دنبال یافتن جوابی چندین ماه است که راه می روم و همه گفته اند که جواب من نزد شماست! تو که در این دیار استاد بزرگی هستی برایم بگو چگونه می توانم تغییری بزرگ در سرنوشتم ایجاد کنم که فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدینم نصیبم نشود!؟»
شیوانا نگاهی به تن خسته و رنجور جوان انداخت و با تبسم گفت: «جوابت را زمانی خواهم داد که آرام بگیری و گرد و خاک جاده را از تن خود پاک کنی. برو استراحت کن و فردا صبح زود نزد من آی!»
روز بعد شیوانا پسر جوان را از خواب بیدار کرد و همراه چند تن از شاگردانش به سوی رودخانه ای بزرگ در چند فرسنگی دهکده به راه افتاد. نزدیک رودخانه که رسیدند شیوانا خطاب به پسر جوان و شاگردانش گفت: «تکلیف امروز شما این است! از این رودخانه عبور کنید و از آن سوی رودخانه تکه ای کوچک از سنگ های سیاه کنار صخره برایم باورید. حرکت کنید!»
پسر جوان مات و مبهوت به شاگردان شیوانا خیره ماند و دید که هر کدام از آنها برای رفتن به آن سوی رودخانه یک روش را انتخاب کردند. بعضی خود را بی پروا به آب زدند و شنا کنان و به سختی خود را به آن سوی رودخانه رساندند. بعضی با همکاری یکدیگر با چوب های درختان اطراف رودخانه کلک کوچکی درست کردند و خود را به جریان آب رودخانه سپردند تا از آن سوی رودخانه سر در آورند. بعضی از گروه جدا شدند تا در بالادست در محلی که عرض رودخانه کمتر بود از آن عبور کنند.
پسر جوان به سوی شیوانا برگشت و گفت: «این دیگر چه تکلیف مسخره ای است!؟ اگر واقعا لازم است بچه ها آن سمت رودخانه بروند، خوب برای این کار پلی بساز
[ادامه...]

امير المؤمنان علي (ع) فرمودند :

اگر خدا كفيل است غصه براي چه ؟
اگر رزق تقسيم شده حرص چرا ؟
اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا ؟
اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا ؟
اگر قبر يك حقيقت است ساختمانهاي مجلل چرا؟
اگر جهنم راست است اين همه ناحق كردن چرا ؟
اگر حساب آخرت وجود دارد جمع مال حرام چرا ؟
اگر قيامتي هست خيانت به مردم چرا ؟
اگر دشمن انسان شيطان است پيروي از او چرا ؟

هر كس كار بد ديگران را انتشار دهد مثل همان را براي خودش خواهند نوشت .

  • {ħόşέɨʅ } : ممنونم:)

    1 سال و 3 ماه قبل

  • naser 8568 : سلام ؛ وقت بخیر.متشکرم از لطفتون و طبق فرمایشتون عضو گروهتون شدم.

    1 سال و 3 ماه قبل

  • {ħόşέɨʅ } : سلام دوست خوبم محبوب شدی اگه زحمتی نیس لطف کن بیا تو گروه اوله پروفایله من که اسمش:( ωιℓ∂εš Đяεαℳ ) عضو شو ممنون میشم (cheshmak) (khoob)

    1 سال و 3 ماه قبل

خصوصيات بهترين ها :

1-مثبت انديشند :
يكي از صفات موفق هاي حقيقي اين است كه هميشه معتقدند امور زندگي شان مي تواند بهتر از اين باشد و همين باور آن ها را به سوي بهترين سرنوشت ها هدايت كرده و هل مي دهد.
2-رويايي در سر دارند :
سخت كوشي امروز ، پشتوانه معجزه فرداي زندگيشان است.
3-بهترين ها ، بي وقفه و بي رحمانه " برتري " را دنبال مي كنند:
متوسط بودن اصلا شايسته آنها نيست
4-بهترين ها در تمام طول زندگي ، عادت رشد شخصي خود را حفظ مي كنند .
5-بهترين ها مي دانند كه رقابت ، آن ها را در مسير نگه داشته و به جلو هل مي دهد پس به استقبالش مي روند .
6-بهترين ها رهبري را نشانه مي روند :
آن ها مي خواهند پيشرو بوده و تفاوتي ايجاد كنند
7-بهترين ها به راحتي فراموش نمي شوند
8-بهترين ها داراي دو مهارت اساسي تسلط بر خود و مديريت زمان هستند :
رعايت حق تقدم در كارها
9-بهترين ها بهانه نمي آورند :
آن ها شكست هايشان را مي پذيرند و حركتي تازه را آغاز مي كنند و اين شجاعت را دارند كه برگردند و كار مورد نظر را به درستي انجام دهند
10 – بهترين ها همواره به دنبال ايجاد ارتباط هستند :
مردم و قتي بهترين مي شوند كه به افراد بيشتري ياري رسانده و به طور طبيعي ، محبت و علاقه ديگران را جلب كنند
11-بهترين ها مي دانند كه خوب بودن ، دشمن بهترين بودن است
12- بهترين ها شجاعت جدي گرفتن روياهايشان رادارند .
خداوند بي نهايت است اما به قدر نياز تو فرود مي آيد ، به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كار گشاست !

ساده ترين ها و آسان ترين ها

آسان ترين راه آشنايي ،‌ يك سلام است ولي گرم و صميمي .
آسان ترين راه قدرداني ، يك تشكر ساده است ولي خالص و صميمانه .
آسان ترين راه عذر خواهي عدم تكرار اشتباه قبلي است .
آسان ترين راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
آسان ترين راه رسيدن به هدف ، خط مستقيم است .
آسان ترين راه پول در آوردن آن است كه همواره در كارت رعايت انصاف را بكني .
آسان ترين راه احترام ، اجتناب از گزافه گويي و گنده گويي است .
آسان ترين راه جلب محبت آن است كه تو نيز متقابلا عشق بورزي و محبت كني .
آسان ترين راه مبارزه با مشكلات روبه روشدن با آن هاست نه فرار .
آسان ترين راه رسيدن به آرامش آن است كه سالم و بي غل و غش زندگي كني .
آسان ترين دوستي هميشه بهترين دوستي نيست ، اين را به خاطر بسپار .
آسان ترين بحث ، بحث درباره چيزهاي خوب و اميدوار كننده است .
آسان ترين برد ، آن است كه خود را از پيش بازنده نداني .
ساده ترين راه خوب زيستن ، ساده زيستن است .
آسان ترين راه دوري از گناه آن است كه هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري .
ساده ترين و در عين حال با ارزش ترين عشق ، بي رياترين آن است .
آسان ترين راه بودن ، آن است كه حس بودن هميشه در وجودت شعله ور باشد .
آسان ترين راه راحت بودن آن است كه خودت را همان طور كه هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي .
و بالاخره ساده ترين راه خوشبخت زيستن آن است كه همان طور كه براي خودت ارزش قايلي براي ديگران نيز ارزش قايل شوي بدون توجه به موقعيت طرف مقابل .
حالا كمي مكث كنيد و ببينيد به همين راحتي مي توانيد آسان و ساده روزگار را به خوشي سپري كنيد .
[ادامه...]

سخنان بزرگان

به چيزي كه بدون آن هم زندگي ميسر است، ارزش مده.((اريسيتپوس))
مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آنها غولي به وجود مي آورند كه نامش تقدير است.((جان اوليورهاينر))
وقتي در زندگي به داشته هايمان فكر مي كنيم، خود را خوشبخت و زماني كه به نداشته مي انديشيم، خود را بدبخت حس مي كنيم؛ پس خوشبختي ما در تصور خود ماست.((تناجيو))
هر كس بايد راه زندگي خودش را پيدا كند و از راه زندگي خودش برود نه از راه زندگي ديگري.((آندره ژيد))
به كسي رأي دهيد كه كمتر از همه وعده مي دهد، زيرا كمتر از ديگران، خود و شما را نااميد خواهد كرد.((برناردپاروخ))
دانا انتظار ندارد كارهاي او مورد ستايش و تحسين قرار گيرد.((لائوتسه))
اگر مي خواهيد در زندگي، دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته باشيد، كم و خيلي دير با مردم دوست شويد.((هرشل))

ادامه... دوستان
  • بانوی بی نشان
  • PARYA RAD
  • متحد پرچ
  • danli haku
  • استرپتوکوکوس نومونیا
  • زکیه ...
  • mahsa farahani
  • ماه24 mah24
  • sayed mobin hoseini
  • MEHDI ZAREI
  • محمد وب مستر
  • محمد طه
  • حمید کاشانی
  • نایسر شاپ
  • علیرضا موسوی
  • شورش ابراهیمی
601 هواداران
بازدیدکنندگان