خانوم اقامونم

(nayerabadi )

خانوم اقامونم

6 ماه پیش و 4 هفته قبل [پست ثابت] [❤خادم المهدی ❤]
  • میــــدونیمــ شآیــد مـــآ هــآ روسیـــآ بآشــیــمـ

    مـــآ اگـــه خیــلــے هــمـ گنــآه کــآر بــآشــیــمـ

    مــآ اگــه آدمــآے بـــدے بـــآشــیــمـ

    ولــی تنـــهآ عشـــقمــون اینــکــه حجــآبمــوטּ زهــرآیـیــه

    بــه ایــטּ امــیــد کـــه عــفــافـــمــوטּ هـــمـ زهــرآیـــے بـــآشـــه♥

    • ava3
  • (ghalb) زندگی الکیه خودتو بهش وابسته نکن یه دفه به خودت میای میبینی بدجور ضربه خوردی ضربشم اینقد کار
  • زندگی الکیه خودتو بهش وابسته نکن یه دفه به خودت میای میبینی بدجور ضربه خوردی ضربشم اینقد کاریه که هرکاری میکنی نمیتونی از جات بلند شی و بگی مهم نبود .
    میدونم دله نفهمه ولی دقت کن اشتباه نکنی وگرنه به جایی میرسی که میبینی دلت بدجور شکسته و هیچ کاری نمیتونی بکنی شدی یه ادم بی حوصله پس لطفا مراقب خودت باش .
    اخرین بادید 30 خرداد 97
    تاریخ به وقت گوش دادن اهنگ به سرم زده .

    حلالم کنین
    خدانگهدار .

    • yaser 33 : میگم یه وقت کاری نکنید ها آقاتون ناراحت بشه.... بخاطر خودتون میگم

      20 ساعت پیش و 16 دقیقه قبل

  • خانومی؟؟؟؟

-هوم؟؟؟

-منو نگا کن تا بگم!!!!

-نمیخوام....

-آخه چرا؟؟؟!!!

-خجالت میکشم خو
  • خانومی؟؟؟؟

    -هوم؟؟؟

    -منو نگا کن تا بگم!!!!

    -نمیخوام....

    -آخه چرا؟؟؟!!!

    -خجالت میکشم خو.....

    -از چی؟؟؟؟؟

    -از اینکه عروسی کردیم...شدم خانومت...


    -ای جوووونم تو نباید خجالت بکشی!!!!خانومم!!!


    -ولی الان دارم آب میشم از خجالت.....!!!

    -ا بیا بغلم ببینم.....

    -باشه آقام...

    -عشقم خیلی سختی کشیدم تا به دستت اوردم میدونی که...

    -اوهوم آقایه من....

    -پس قول بده همیشه کنار آقات بمونی.....

    -قول آقایه من....


    قول میدم.....
    z a

    • zahرای mohaمدم : ان شاءالله قسمت منو محمدم بشه (ehsasi) (ghamgin) (geryeh)

      4 روز پیش و 12 ساعت قبل

    • بردیا رمضانی : اخه من از این لوس بازیا که زنو شوهر در میارن بدم میاد

      1 هفته و 4 روز قبل

    • خانوم اقامونم : ولی به نظر خودم خیلی خوبه :|

      1 هفته و 4 روز قبل

  • سلام دوستان عزیز گروه .
اعیاد بزرگ شعبانیه رو بهتون تبریک میگم .
متاسفانه به دلیل مشغله درسی نمیتو
  • سلام دوستان عزیز گروه .
    اعیاد بزرگ شعبانیه رو بهتون تبریک میگم .
    متاسفانه به دلیل مشغله درسی نمیتونم در گروه فعالیت کنم و فکر نمیکنم تا چند وقته دیگه هم بیام امیدوارم در نبودم گروه فعالیتش ادامه داشته باشه.
    برام دعا کنین به خواستم برسم
    ممنون
    بانوی اسمان

    • نگار *** : فدایت

      1 هفته و 2 روز قبل

    • *** ℳїИα *** : سلام دوست عزیزوقتتون بخیر.ازشمادعوت می کنم درگروه نبض عشق عضوبشین ومطالب ارزشمندتونودرگروه به اشتراک بذارید.لطف کنین گروهم محبوب کنید.ممنونم (gol) (gol) (gol)

      2 هفته پیش, 1 روز

    • خانوم اقامونم : شلوم میسی تو خوبی؟؟

      3 هفته پیش و 4 روز قبل

  • ‏تــــو
یِک کار مَردانه‌یِ مُهم در این دِنیا داری
که جُز خودت
هیچ کَس از پَسش بَر نِمی‌آید
آن هَ
  • ‏تــــو
    یِک کار مَردانه‌یِ مُهم در این دِنیا داری
    که جُز خودت
    هیچ کَس از پَسش بَر نِمی‌آید
    آن هَم
    بودن در زِندگی مَن است

    ••••●z
    ••●❥ a

    • zahرای mohaمدم : اینارو بیچاره ازم میپرسید یه روزی (geryeh) منم نمیدونستم چیه جوابای مسخره دادم (ghamgin) بعد کلشو برام فرستاد.....

      4 روز پیش و 12 ساعت قبل

    خانوم اقامونم

    2 ماه پیش و 4 هفته قبل [بازنشر از sh 000]
  • یه دختر 15،14ساله از یه پسره 18،17ساله خوشش میاد و سعی میکنه خودشو به پسر نزدیک کنه تا اینکه باهم دو
  • یه دختر 15،14ساله از یه پسره 18،17ساله خوشش میاد و سعی میکنه خودشو به پسر نزدیک کنه تا اینکه باهم دوست میشن و سه چهار ماه از رفاقتشون میگذره دختر خیلی خیلی وابسته پسر میشه و پسرم با گفته هایه دوست دارم خانومم ،عشقم،نفسم،زندگیمو......دخترو بیشتر به خودش علاقه مند میکنه چن هفته میگذره دختر واقعا دیونه پسر میشه تا اینکه پسر کم کم سرد میشه
    دختر:سلام ارامشه من
    پسر:سلام
    دختر:خوبی اقاییم
    پسر:مرسی.
    دختر:خیلی دوست دارما مرده من
    پسر:مرسی
    دختر میره تو فکر با خودش میگه خدایا چی شده که انقد اقام باهام سرده من ک کاری نکردم . چرا وقتی میگم دوست دارم میگه مرسی قبلا که میگفت منم دوست دارم همه کسم چرا وقتی بهش گفتم خوبی اصلا ازم نپرسید که منم خوبم یا نه ......
    از همون روز دختر بیشتر خودشو به پسر نزدیک میکنه دختر فکر میکرد کاری کرده که پسر ازش ناراحت شده برایه همین سعی داش از دلش در بیاره یک ماه گذشت پسر هنوز سرد بود دختر که دیگه طاقتش تموم شده بود تصمیم گرفت رودرو با پسر صحبت کنه
    دختر:عشقم
    پسر:بله؟!
    دختر:میشه امروز بریم بیرون ببینمت خیلی دلم برا بغلت تنگ شده
    پسر:کاردارم!
    دختر:نمیدونم چی شده که یه ماهه اصن من برات ارزشی ندارم ولی خواهش میکنم امروز بیا خیلی بهت احتیاج دارم
    پسر:باشه.
    ساعته شیش بعد ظهر دخترکه کوچک میره پیشه پسر همین که ازدور میبینتش بدو بدو میره محکم بغلش میکنه پسرم از دختر فاصله میگیره میگه کاری داشتی؟دخترکه با این کاره پسر اشک تو چشماش جمع میشه با دستایه دخترونه کوچولوش دسته پسرو میگیره میگه چرا انقد باهام سرد شدی؟چرانمیزاری بغلت کنم؟چرا دیگه حتی بزور میای تا منو ببینی ؟اخه نمیگی من دارم دیونه میشم .
    پسر:میخاستم بهت
    [ادامه...]

    • zahرای mohaمدم : (geryeh) (geryeh) (geryeh) (geryeh) (geryeh) (geryeh)

      4 روز پیش و 11 ساعت قبل

    • *~~~~ * : (ghamgin)

      4 روز پیش و 12 ساعت قبل

    • خانوم اقامونم : اوهوم خیلی بد بود:(

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • زینب دهقان
    • هليا Heli
    • ..... ...
    • Zahra Zarii_zh_78
    • (✿◠‿◠)یخ فروش جهنم(✿◠‿◠)  
    • *ارتا* '___'
    • فقط خدا
    • بنده ی خدا* مطیع خدا
    • ☠ roya ☠
    • شکیبا نعیمی
    • نگار ***
    4066 هواداران
    بازدیدکنندگان