... . ...

(ninafakher )

(۶)..
" احســـان افشــــاری "
دختری کفش طلا گم شده در پیرهنم
داستان‌های شما گم شده در پیرهنم

تا که شیر از شب نخجیر به من برگردد
چند آهوی رهـا گــم شـده در پیرهنم

یاوه می‌گویم و شاید که حقیقت دارد
چند وقتی است خدا گم شده در پیرهنم

... . ...

2 ساعت پیش و 36 دقیقه قبل

(۵)..
" احســـان افشــــاری "
..‌‌. خوشه انگوری و انگور نمی‌دانی چیست

مو برآشفتی و منصور نمی‌دانی چیست

 

تو عسل می‌خوری و زندگی‌ات شیرین است

مرگ در لانه زنبور نمی‌دانی چیست

 

دختر ابروی کمان‌دار کمین کرده من

سرجدا کردی و ساتور نمی‌دانی چیست...

 

  • * مثنوی اتوبوسی که نیامد *
 احســـان افشــــاری
(١)..
آسمان تار زمین تور خیابان تیر است
آه
 این
  • * مثنوی اتوبوسی که نیامد *
     احســـان افشــــاری
    (١)..
    آسمان تار زمین تور خیابان تیر است
    آه
    این کوچه قدمگاه کدامین شیر است

    من کجا با که قراری ابدی داشته‌ام
    در تابوت تو را پنجره انگاشته‌ام


    کی کلاه از سرم افتاد‌، زمستان آمد
    کی دو تا ابر بهم خورد که باران آمد

     
    من کجا دست به یال تو زدم سنگ شدم
    کی قلم دست تو افتاد که من رنگ شدم..‌‌.

  • شعر کلاسیک
احســـان افشــــاری
(... ۲ ...)

... عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است

عشق فرمو
  • شعر کلاسیک
    احســـان افشــــاری
    (... ۲ ...)

    ... عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است

    عشق فرمود‌: نباید به مساوا برسد‌!

    گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر...

    " درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد. "
    ۱۶ مرداد ۱۳۹۲

  • شعر کلاسیک
احســـان افشــــاری
(... ۱ ...)
پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تم
  • شعر کلاسیک
    احســـان افشــــاری
    (... ۱ ...)
    پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
    پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

    چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
    بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

    ترسم این نیست که او با لب خندان برود
    ترسم این است که او روز مبادا برسد ...
    ۱۶ مرداد ۱۳۹۲

    ادامه... دوستان
    1504 هواداران
    بازدیدکنندگان