یوسف زاهدی

(orochimaro )

یوسف زاهدی

3 ماه پیش, 1 هفته
  • ... دلم پرواز مي خواهد...

... ديگر کوله ام خاليست...

... ديگر صداي باران هم درمان نيست...

.
  • ... دلم پرواز مي خواهد...

    ... ديگر کوله ام خاليست...

    ... ديگر صداي باران هم درمان نيست...

    ... بايد بروم...

    ... جاي من اينجا نيست...

    ... بروم آنجايي که باران از اوست...

    ... جايي فراسوي ابرها...

    ... آنجا که سنگها هم نفس مي کشند...

    راهها به دو راهي ختم نمي شوند...

    ... و دستها تنها براي دستگيري دراز مي شوند...

    ... و آغوشها تنها براي نوازش باز مي شوند...

    ... آنجا که بوي ياس را به ارزش محبت مي فروشند...

    ... و آنجا که مردمش مي دانند... خط گندم يعني ...

    نيمي بردار و نيمي ببخش...

    ... آنجا که روح... جسم را نگه مي دارد..

    و آنجا که آبي نيست ...

    آبي تر است...

    ... آنجا که ديگر نفس نيست...

    ... همه اش عشق است و عشق است و عشق...

    ...

    ... اما نه....

    ... هنوز قلم به دستانم چسبيده...

    ... انگار هنوز هم باران درمان است...

    ...

    ... رهگذر...ديگر چيزي از کوله ات باقي نمانده...

    گويي پايان راهي...

    ... يادت باشد... در انتظار باران باشي... کفشهايت تشنه اند...

    ...

    ... يادم باشد... در انتظار آسمان بنشينم..

    خاک هميشه خشک است...

    ... يادم باشد... در انتظار خورشيد بنشينم...

    ماه هميشه تاريک است...

    ... يادم باشد... در انتظار گندم بنشينم..

    نان هميشه تلخ است...

    ...
    [ادامه...]

    • نگین خانم : سلام به آقا یوسف عزیز بی نهایت زیبا بود امیدوارم حالتونم خوب باشه دوست خوبم (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      3 ماه پیش

    • ズノᄊノム . : (ghamgin) نیستی دوصتم؟

      3 ماه پیش

    • maryam ... : خیلی هم زیبا (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      3 ماه پیش

    ای وکیل الوکلا رای مبارک بادت

    « آن مواعید که کردی مرواد از یادت »



    در شگفتم که در آن مهلت تبلیغاتی

    پول تبلیغ فراوان چه کسی میدادت



    تو همان بندی زندان رژیم شاهی

    « که دم همت ما کرد ز بند آزادت »



    حالیا رای به صندوق شده پنداشتی از

    « طالع نامور و دولت مادرزات؟ »



    « شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست »

    قامت سرو مثال و قد چون شمشادت



    خیز بر شادی این ملت بیچاره بکوش

    « ورنه طوفان حوادث بکند بنیادت »



    بانگ احسنت و صحیح است فراموش نمای

    که مگر حرف دگر یاد نداد استادت



    جایگاه عمل است و پل باریک صراط

    از بد حادثه اینجای گذار افتادت



    چار ساله است عروس تو مپندار مدام

    کرده این گنبد مینای فلک دامادت



    جوهر رای تو از سرخی خون دل ماست

    ای که این صندلی سرخ نموده شادت



    لذت دبدبه و کبکبه اش شیرین است

    همتی تا که بخوانند ز نو فرهادت



    کوه نادانی و اوهام و تعصب بتراش

    پند یوسف بِشِنو ، هر چه که بادابادَت

    ❇گل یخ✨

    • یوسف زاهدی : با کمال میل آقای شاهمرادی (gol)(gol)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • سبحان شاهمرادی : سلام یوسف خان.افتخار دهید و در گروه اصولگرایان پایداری عضو شوید (ghalb)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • یوسف زاهدی : ممنون دوست عزیز (gol)(gol)(gol)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    یوسف زاهدی

    3 ماه پیش, 1 هفته
  • Goodbye  my Friend  Goodbye 

Hope to meet again
  • Goodbye my Friend Goodbye

    Hope to meet again

    • الهه ی شرقی : سلام مجدد ... این پست برای من هست؟؟؟ :)

      2 ماه پیش, 1 هفته

    • ایمان ایمانی : مرسی دادا

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • یوسف زاهدی : سلام دوست عزیز جبران شد محبوبیت و فول لایک . شب شیک(gol)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    توجه! توجه!
    میدونید ی اتفاق توپی درراهه
    گروه ردپای ادم برفی قراره ب کاربران فعال خودش جایزه بده..هوووورااااا
    چی بهتراز این میدونید چطوریه؟
    الان میگم اخر هرهفته قرعه کشی میان فعالا انجا میشود ک کسی ک اسمش دربیاد ی جایزه ی توپ میگیره
    اونایی ک عضون و فعالم هستن ک خوشبحالشون ..اونا ک نیستند هنوزم دیر نشده فقط تا اخر همین هفته منتظریم❤

    • یوسف زاهدی : سلام کیانا جان تو هم محبوبی . چشم حتمأ

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • señore - : Mahbobi be manam sar bezan mamnonam

      3 ماه پیش, 1 هفته

  • اســـمـــــش را

دخـتــرانـه گـذاشـتـیـم بـنـــام

دنــــــــــــیــــــــــا

اســـمـــــش را
  • اســـمـــــش را

    دخـتــرانـه گـذاشـتـیـم بـنـــام

    دنــــــــــــیــــــــــا

    اســـمـــــش را

    مردانـه گـذاشـتـیـم بـنـــام

    جــهـــــــــــان

    ولـــی افـســــــوس

    کـه ایـن ســـیاره آبــی

    نـه حیای زنــــــانـه سرش

    مـیـشـــــود

    نـه وفای مردانــه

    ساقی هم ساقیگری را کنار گذاشت...!!!

    وقتی دید...

    اول پیک هارا بهم میزنند...

    و بعد "رفاقت" را..!!!

    رفیق!

    ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺗﻠﺨﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ

    ﻣﯿﮕﯿﺮﺗﺖ،

    ﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﺩﻡ

    ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...!!!

    • ایمان ایمانی : لایکی مشتی رکبی نیس

      3 ماه پیش, 1 هفته

    اگه اولشو نمیخونی سعی کن خط آخرشو بخونی:
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    *•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۩۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ۞وَ لَمْ یَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
    ۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ۩۞
    *•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
    ۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۞ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۞وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۞وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ۞ وَ مِنْ شَرِّحَاسِدٍ إِذَا حَسَد
    ۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩ ۞
    *•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
    قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس مَلِكِ النَّاس إِلَهِ النَّاس مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاس
    ۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩ ۩۞

    بعضیا حاضرن هر چرتى رو بزارن تو پستاشو اما از نشر قرآن خجالت میکشن
    خدایا هرکى کپى کرد رو عاقبت به خیر کن

    • ری را : ممنون لطف از شماست!چشم.حتما!خوشحال میشم باز هم از مطالب مفیدتون بهره ببرم.مؤید باشین

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • یوسف زاهدی : خوهش میکنم دوست عزیز شما لطف دارید . من از افرادی مثل شما که منطقی و عقلانی به قضایات نگاه میکنن خیلی خوشم میاد آفرین بر شما . و از افرادی که به قول شما تا روشن نشدن قضیه جبهه گیری میکنن زیاد خوشم نمیاد . خوشحالم که نارا

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • ری را : خواهش می کنم .نه من ناراحت نشدم.درسته و به نکته ی خوبی اشاره کردین.من هم این نظر رو گذاشتم که حداقل یه تعدادی ببینن و از این جنبه هم بهش نگاه کنن.اینطور که به نظر میاد شما خودتون به شخصه این پست رو ننوشتین و شروع کننده ی

      3 ماه پیش, 1 هفته

    .......... داستان شیخ و درویش ..........

    شنيدم که درويش وارسته اي / به همراه شيخي مقدس مآب
    سفر مي نمودند با همدگر / رسيدند زجايي به رودي پرآب
    جوان دختري ايلياتي تبار / در آن جا در آن نقطه ي سوت و کور
    براي رسيدن به آن سوي آب / به دنبال راهي براي عبور
    به محضي که ديد آن دو را دخترک / از آن ها تقاضاي امداد کرد
    به او گفت درويش: بر روي چَِشم / ولي شيخ در غبغبش باد کرد
    سپس گفت: اي کولي نازنين / به حق رموز الف لام ميم
    که طبق اصول و فروع شريع / تو با بنده ، من با تو نامحرميم
    تماس من و توست شرعأ حرام / دچار عذاب جهنم شوي
    کمک کردن توست نامحتمل / مگر اينکه با بنده محرم شوي
    فقيه دغل همچنان در سخن / که درويش با زيرکي و شتاب
    سوي دخترک رفت و ياهو کنان / به دوشش گرفت و گذر کرد از آب
    پس از آن دوباره سفر در سفر / ولي شيخ ِ مجذوب در ذات حق
    کسل گشت و افتاد از خورد و خواب / فرو رفته در خود،فسرده،دمق
    دو هفته پس از آن شبي حين خواب / به درويش رو کرد شيخ فقيه
    که:من در تعجب از اعمال تو / بگو اي لعينِ خبيثِ سفيه
    نداني حرام است آن کار تو؟ / چگونه؟ به چه جرأتي اي دَغَل
    به نامحرمي دست يازيده اي ؟ / گرفتيش او را ميان بغل؟
    به اون داد پاسخ:من آن دخترک / رها کردم آن جا در آن سوي آب
    ولي تو گرفتار اويي هنوز ؟ / رهايش کن اي شيخ و راحت بخواب
    چنين گفت یوسف داناي راز / که با اين فقيهان بسوز و بساز

    .......... ❇گل یخ✨ ..........

    • یوسف زاهدی : سلام آقا رضای گل . ممنون بابت گلها (gol)(gol)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • رضا ... : (gol) (gol) (gol) (khoob)

      3 ماه پیش, 1 هفته

    ادامه... دوستان
    • Amir Saman VaRaStEh
    • Leyla se
    • الهه ی شرقی
    • آذرخش رهایی
    • ALI BAKHTAR
    • maryam ...
    • zoha eghbali
    • fereshteh ....
    • لیلا کمالی
    • mahdis poya
    • لیلا رهبری
    171 هواداران
    بازدیدکنندگان