uchiha itachi

(orochimaro )

uchiha itachi

1 روز و 15 ساعت قبل

.....قرمز یا آبی.....

شنیدم در زمان خسرو پرویز / گرفتند آدمی را توی تبریز
به جرم نقض قانون اساسی / و بعض گفتمان های سیاسی
ولی آن مرد دور اندیش، از پیش / قراری را نهاده با زن خویش
که از زندان اگر آمد زمانی / به نام من پیامی یا نشانی
اگر خودکار آبی بود متنش / بدان باشد درست و بی غل و غش
اگر با رنگ قرمز بود خودکار / بدان باشد تمام از روی اجبار
تمامَش اعترافِ زور زوری ست / سراپایش دروغ و یاوه گویی ست
گذشت و روزی آمد نامه از مرد / گرفت آن نامه را بانوی پر درد
گشود و دید با خودکار آبی / نوشته شوی با خط کتابی
عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟ / بگو بی بنده احوالت چطور است؟
اگر از ما بپرسی، خوب بشنو / ملالی نیست غیر از دوری تو
من این جا راحتم، کیفور کیفور / بساط عیش و عشرت جور وا جور
در این جا سینما و باشگاه است / غذا، آجیل، میوه رو به راه است
کتک با چوب یا شلاق و باطوم / تماما شایعاتی هست موهوم
هر آن کس گوید این جا چوب دار است / بدان این هم دروغی شاخدار است
در این جا استرس جایی ندارد / درفش و داغ معنایی ندارد
کجا تفتیش های اعتقادی ست؟ / کجا سلول های انفرادی ست؟
همه این جا رفیق و دوست هستیم / چو گردو داخل یک پوست هستیم
در این جا بازجو اصلآ نداریم / شکنجه یا کتک عمرآ نداریم
به جای آن اتاق فکر داریم / روش های بدیع و بکر داریم
عزیزم، حال من خوب است این جا / گذشتِ عمر، مطلوب است این جا
کسی را هیچ کاری با کسی نیست / نشانی از غم و دلواپسی نیست
همه چیزَش تمامآ بیست این جا / فقط خود کار قرمز نیست این جا

  • کیمیاگر، در یک بطری را باز کرد و مایع قرمز رنگی 
در لیوان مهمانش ریخت.
شراب بود، یکی از بهترین ها
  • کیمیاگر، در یک بطری را باز کرد و مایع قرمز رنگی
    در لیوان مهمانش ریخت.
    شراب بود، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود،
    ولی ... شراب ؟
    شراب که به حکم دین ممنوع بود!
    کیمیاگر گفت : بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
    از راه دهان وارد جسم انسان می شود،
    چیزی است که از راه آن خارج می شود ...


    « کیمیاگر»
    «پائولو كوئيلو»

    • سینا پارسا : راستی...رمانهای (( آرزوهای بزرگ )) و (( دیوید کاپر فیلد )) چارلز دیکنز + (( مسخ )) فرانتس کافکا + (( بوف کور )) صادق هدایت + (( انتری که لوطی اش مرده بود )) صادق چوبک + (( نون والقلم )) جلال آل احمد..ایناهم بی اندازه

      5 روز پیش و 9 ساعت قبل

    • سینا پارسا : رمانهای دلکشی هستن...ماجراشونو که تصور کنی با خوندن یه بخشی از هرکدومش، خودت تشنه ی دنباله ی داستانشون میشی..

      5 روز پیش و 10 ساعت قبل

    • uchiha itachi : سپاس همشونو میخونم قول میدم (gol)(gol)(gol)

      5 روز پیش و 10 ساعت قبل

    ...........................................ترسوها...........................................

    چرا اینگونه از موی زنان ، ارشاد می ترسد؟ / از این موی رها گشته به دست باد می ترسد؟
    لباس تیره در بر کن، لباس قهوه ای ، مشکی / چرا؟ چونکه طرف از رنگ های شاد می ترسد
    کند نابود آثار تمدن های پیشین را / از آنچه آورد تاریخ را در یاد می ترسد
    به یاسوج از نماد آریو برزن و شَمشیرَش / و در ساری هم از سرباز قوم ماد می ترسد
    چنان چون طالبان که می هراسیدند از بودا / رفیق ما هم از سنگ و گچ و فولاد می ترسد
    فقط باید ببوسی دست و گویی بَل ، بله قربان / از اندیشه، از استدلال ، از استعداد می ترسد
    بزن خود را به آن راه و بگو چیزی نفهمیدم / که او از هر کسی دو زاری اش افتاد می ترسد
    هم از سرخی گل ترسد، هم از سبزی برگ آن / از آن سروی که محکم جای خود اِستاد، می ترسد
    نه تنها از زبان سرخ و از سر های سبز ما / از آن دیگی که بوی قورمه سبزی داد می ترسد
    زمانی می هراسید از تجمع های میلیونی / ولی امروزه روز، از تک تک افراد می ترسد
    کسی که منطق او داد و فریاد است و فحا شی / برای چه خودش از واژه ی فریاد می ترسد؟
    بزن بر فرق ما تا می توانی تیشه ی خود را / عزیزم، کوه کی از تیشه ی فرهاد می ترسد؟
    گذشت آن دوره ای که می رَمید آهو ز صیادان / کنون از سایه ی خود نیز هر صیاد می ترسد
    کبوتر می کند پرواز هم بال پرستو ها / و جغد از اینکه رفته هیبتَش بر باد می ترسد
    زمانی می رمید از چوب و باتوم آنکه می فهمید / ولی حالا چماق از کله ی پر باد می ترسد
    ندارد ماهی آزاد خوف از تور ماهیگیر / کنون قلاب و تور از ماهی آزاد می ترسد
    نمی ترسد دگر شمشاد از داس و تبر /
    [ادامه...]

    • uchiha itachi : ممنون دوست عزیز(gol)

      1 هفته و 4 روز قبل

    • در همين نزديكی ها : (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 4 روز قبل

    • uchiha itachi : ممنونم دوست خوبم دیدگاهتون زیباست

      1 هفته و 4 روز قبل

    آن کسانی که کلاه زهد بر سر می کنند / گاه گاهی دُم به خُم مالیده لب تر می کنند
    روز در انظار مردم یرکعون و یسجدون / شب که شد هر آن چنان را آن چنان تر می کنند
    گر حرام است این می خون رنگ در آیین شان / پس چرا خون دل ما را به ساغر می کنند
    مردمان چون آتش در زیر خاکستر مدام / با دو دست خویشتن هی خاک بر سر می کنند
    خر فقط یک بار پایش می رود در چاله ای / دوستان !؟ هر اشتباهی را مکرر می کنند
    شاخ و شانه می کشند از بهر ما بیچاره ها / توپ خالی بهر ملت دمبدم در می کنند
    ناهیان منکر از فرط شتاب روز حشر / این جهان ، کار نکیر و کار منکر می کنند
    قاضیان از روی ظاهر حکم بر باطن دهند / پای خود را در میان کفش داور می کنند
    زیر کرسی دوش با حافظ گرفتم فال حال / شاهد آمد قدسیان این شعر از بر می کنند :
    «واعظیان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند»
    گفتم ای حافظ سخن از قول یوسف گفته ای / ورنه این مردم کجا این قول باور می کنند؟

    • uchiha itachi : خخخ . راستش چند وقته ندیدم سریال رو . تو تا کجا دیدی؟

      1 هفته و 5 روز قبل

    • مهدی گلستانی : خوب-از ساسکه چه خبر:)

      1 هفته و 5 روز قبل

    • uchiha itachi : سلام داش مهدی تو چطوری

      1 هفته و 5 روز قبل

    یک دروغ ، چهل دروغ

    گفتي از آن دولت بيدار ، اينت يك دروغ / مي فروش و رونق بازار ، اينت يك دروغ

    گفته بودي كلبه ي احزان گلستان مي شود / هم چنان اين كلبه ماتم بار ، اينت يك دروغ

    چشم نرگس بر شقايق مي شود دل ناگران / نه شقايق ماند و نه گلزار ، اينت يك دروغ

    كو سخن از عشق تا ماند صدايش يادگار / تا ابد در گنبد دوار ، اينت يك دروغ

    فال دوشين و مسيحايي نفس ، فریادرس / جمله خوابي بوده است انگار ، اينت يك دروغ

    گفته بودي بيع مستوري به مستان شد حرام / يا كه بي پرده در آيد يار ، اينت يك دروغ

    بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر / بخت مرده كي شود بيدار ، اينت يك دروغ

    گفته بودي شيوه ي رندي و خوشباشي خوشست / كو به عالم خوشدلي عيار ؟ ، اينت يك دروغ

    مشغله كو در سحر گه مي فروشان را به كوي / شاهد و ساقي شده بردار ، اينت يك دروغ

    رسم شهر آشوبي و عاشق كشي آيا كجاست / عاشقی كو تا كشندش زار ، اينت يك دروغ

    رشته ي تسبيح اگر بگسست اندر دامنش / مي نباشد معذرت بردار ، اينت يك دروغ

    كي ، كجا وقت سحر از غصه دادندم نجات / آب حيوان تيره گشت و تار ، اينت يك دروغ

    گفتي آن كس كه ريا ورزد مسلمان كي شود/ واعظان را مي كني انكار ؟ ، اينت يك دروغ

    خرقه كو ، خمار كو ، خمخانه كو تا ما كنيم / خرقه رهن خانه ي خمار ، اينت يك دروغ

    حافظا ، هالو اگر پنداشتي ما را بگو / در قيامت وعده ي ديدار ، اينت يك دروغ
    پایان

    • uchiha itachi : مرسی مریم خانم خودتون گل هستید دوست عزیز(gol)(gol)(gol)

      2 هفته پیش, 1 روز

    • !!Maryam !! : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

  • ... دلم پرواز مي خواهد...

... ديگر کوله ام خاليست...

... ديگر صداي باران هم درمان نيست...

.
  • ... دلم پرواز مي خواهد...

    ... ديگر کوله ام خاليست...

    ... ديگر صداي باران هم درمان نيست...

    ... بايد بروم...

    ... جاي من اينجا نيست...

    ... بروم آنجايي که باران از اوست...

    ... جايي فراسوي ابرها...

    ... آنجا که سنگها هم نفس مي کشند...

    راهها به دو راهي ختم نمي شوند...

    ... و دستها تنها براي دستگيري دراز مي شوند...

    ... و آغوشها تنها براي نوازش باز مي شوند...

    ... آنجا که بوي ياس را به ارزش محبت مي فروشند...

    ... و آنجا که مردمش مي دانند... خط گندم يعني ...

    نيمي بردار و نيمي ببخش...

    ... آنجا که روح... جسم را نگه مي دارد..

    و آنجا که آبي نيست ...

    آبي تر است...

    ... آنجا که ديگر نفس نيست...

    ... همه اش عشق است و عشق است و عشق...

    ...

    ... اما نه....

    ... هنوز قلم به دستانم چسبيده...

    ... انگار هنوز هم باران درمان است...

    ...

    ... رهگذر...ديگر چيزي از کوله ات باقي نمانده...

    گويي پايان راهي...

    ... يادت باشد... در انتظار باران باشي... کفشهايت تشنه اند...

    ...

    ... يادم باشد... در انتظار آسمان بنشينم..

    خاک هميشه خشک است...

    ... يادم باشد... در انتظار خورشيد بنشينم...

    ماه هميشه تاريک است...

    ... يادم باشد... در انتظار گندم بنشينم..

    نان هميشه تلخ است...

    ...
    [ادامه...]

    • نگین خانم : سلام به آقا یوسف عزیز بی نهایت زیبا بود امیدوارم حالتونم خوب باشه دوست خوبم (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      6 ماه پیش

    • Violet :) : (ghamgin) نیستی دوصتم؟

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • !!Maryam !! : خیلی هم زیبا (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      6 ماه پیش, 1 هفته

    ادامه... دوستان
    • مهدی گلستانی
    • Violet :)
    • Amir Saman VaRaStEh
    • الهه ی شرقی
    • ALI BAKHTAR
    • !!Maryam !!
    • لیلا کمالی
    189 هواداران
    بازدیدکنندگان