پروا !؟!

(p...p )
  • "داشتنت" بايد مزه‌ىِ توت فرنگى بدهد،
    يا انار گلپر زده،
    يا آش رشته خانم جون تو غروب هاىِ جمعه...
    داشتنت بايد بوىِ ياسِ رازقى بدهد،
    يا بوىِ خاكِ بآرآن خورده...
    نميدانم
    ما كه نداشتيم!
    اما داشتنت بايد چيزِ خيلى قشنگى باشد...!
    •••

  • من از هفت سنگ می‌ترسم !
می‌ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم
که دیواری، ما را از هم بگیرد

بیا لِی‌لِ
  • من از هفت سنگ می‌ترسم !
    می‌ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم
    که دیواری، ما را از هم بگیرد

    بیا لِی‌لِی بازی کنیم
    که در هر رفتنی
    دوباره برگردیم ...

    • مهرتن مهراني : (gol) (ghalb) (ghalb) (gol)

      1 سال و 3 ماه قبل

  • نه دستانش را گرفته ام،
نه در آغوشش کشیده ام،
و نه حتی او را ... بوسیده ام...
من فقط از دور
او را
  • نه دستانش را گرفته ام،
    نه در آغوشش کشیده ام،
    و نه حتی او را ... بوسیده ام...
    من فقط از دور
    او را در خویش گریسته ام...
    #عشقِ میانِ ما... معصوم ترین عشقِ تاریخ بود...
    #"به.احترامش.بِایستید....!"

  • ‎عشق به امام حسین
‎فقط به کربلا رفتن و
‎سینه زدن و گریه کردن نیست
‎اگه عمل و کردارت حسینی نباشه
  • ‎عشق به امام حسین
    ‎فقط به کربلا رفتن و
    ‎سینه زدن و گریه کردن نیست
    ‎اگه عمل و کردارت حسینی نباشه
    ‎سیاه پوشیدن و گریه کردنت بی فایدست چون که
    ‎شمر هم کربلا بود
    ‎یزیدم برای حسین گریه کرد

    • بسر کو چولو کوچولی:-) : همش یعنی درس میخونی اینیستا نداریی

      1 سال و 3 ماه قبل

    • پروا !؟! : اوهوم درس دارم

      1 سال و 3 ماه قبل

    • بسر کو چولو کوچولی:-) : کم بیداییییییییییییییییییی

      1 سال و 3 ماه قبل

    امروز
    به اجزای ریز و جزئی فکر می‌کنم
    به اشیا
    مثلا نگرانم
    نگران لامپ در یخچال
    اگر گوشۀ در را باز بگذاری
    می‌بینی
    نور کوچکی در سرما زندگی می‌کند !

    • ღ❅ ⒺⓗⓈⓐⓃ_ⒺⓈ ❅ღ : سلام وعرض ارادت...افتخار میدید تو دومین گروه پروفایلم " دلنوشته های من و تو "عضو بشید و یا حداقل محبوب کنید گروه و درکنارمون باشید سرافرازمون کنید ممنونم :) منتظرم :)

      1 سال و 7 ماه قبل

    ب را در بطری ها خلاصه کردیم
    هوا را در کپسول های اکسیژن
    جنگل را در چند گلدان خانه
    و دریا هم
    که در وهم ِ آکواریوم
    جا شد
    ما زیبایی را نشستیم
    روی مبل
    تا از تلوزیون تماشا کنیم
    و حالا
    نگران همه چیزهای اندکمانیم که در حال اتمام است

    نمی دانم بخندم یا گریه کنم؟
    زنی نذر کرده تا سگش را پیدا کند
    چه بسا درد او
    بزرگ تر از درد من باشد
    که در پی پیدا کردن خودم هستم
    می نشینم گوشه ای از این دارالهدایه
    هزار آینه در من خیره می شوند
    سری می چرخانم
    هزار سودا در آینه ها تکان می خورند

    ما به هر جان کندنی که بود
    غروب جمعه ی دیگری را هم
    پشت سر گذاشتیم !

    این جمعه
    از کجا می رود
    که قبل از روزهای دیگر هفته
    بازمی گردد!؟

    • ... . مشکات : ..سلام گرامی ، راستی این جمعه چرا زود تر از روزهای هفته سر می رسد ؟ آن قدیما آرزوی جمعه را داشتیم و نمی آمد !

      1 سال و 6 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • behnam emsoft
    • مولانا مهربد
    • آذرخش رهایی
    • مریم ..
    • پرنسس درد
    543 هواداران
    بازدیدکنندگان