سلطان قلبها ---

(partala )

سلطان قلبها ---

1 هفته و 2 روز قبل
  • آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد 
یک عمر مرا حسرت بوسیدن آن خون جگرم کرد 

آن خنده ی زیبا که
  • آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد
    یک عمر مرا حسرت بوسیدن آن خون جگرم کرد

    آن خنده ی زیبا که لبانت به لبم دوخت
    با عشق و هوس خنده ی تو در به درم کرد

    با ناز نگاهت تو شدی دلبر دلها ولی افسوس
    در خون جگری٬ عشق تو ٬ شوریده سرم کرد

    آن دم که به عشقت به هوس پای نهادی
    از عشق به صد رنگ تو دل خسته ترم کرد

    عهدت که شکستی ٬ شکستم چو قناری
    پرواز فراموش شد و بی بال و پرم کرد

    از عشق تو شد موی سیاهم به سفیدی
    بر کنج قفس ماندم و بی بال وپرم کرد

    از دور ببین سنگ صبورم پی غمها
    این قصه نا گفته چه خونین جگرم کرد

    سلطان قلبها ---

    2 هفته پیش, 1 روز
  • بغلم کن  که هوا سرد تر از این نشود
زندگی خوب شود ... باد خبرچین نشود

بی هوا بوسه بزن ، عشق دو چن
  • بغلم کن که هوا سرد تر از این نشود
    زندگی خوب شود ... باد خبرچین نشود

    بی هوا بوسه بزن ، عشق دو چندان بشود
    بوسه آنگاه قشنگ است که تمرین نشود

    وقت بوسیدن تو شعر بیاید یا مرگ ؟
    مانده ام گیج ، بخواهم که کدامین نشود؟

    چشم و ابروی تو بیت الغزل صورت توست
    زلف تو آمده ، تکرار مضامین نشود

    بین مردم همه جا از تو فقط بد گفتم
    تا که دنیای حسودم به تو بدبین نشود

    روز مرگ از نفست جان و دلم میلرزد
    به عزیزان بسپارید که : " تلقین نشود"

    دور خود خشت به خشت از تو غزل می چینم
    پیش من باش که دیوار غزل چین نشود

    سلطان قلبها ---

    2 هفته پیش و 5 روز قبل
  • چشم من می بارد و لب های تو تر می شود
حال من با حس آغوش تو بهتر می شود

از غزل تا انتهای کوچه راهی
  • چشم من می بارد و لب های تو تر می شود
    حال من با حس آغوش تو بهتر می شود

    از غزل تا انتهای کوچه راهی می شوم
    از غزل تا کوچه با دستان تو سر می شود

    پشت دیوار بلند آرزوهای بزرگ
    بوسه از لب های سرخ تو میسر می شود

    لمس آغوش تو با چشمان بارانی من
    در درون کوچه ها یک بار دیگر می شود

    در درون باغ متروک ته بن بست ما
    چشم من با دیدنت درگیر باور می شود

    از همان روزی که باران بی تو باریدن گرفت
    بی محابا پیکرم آماج کیفر می شود

    از همین ساعت که در دستان من جاری شدی
    باورم از هر چه غیر از توست کافر می شود

    ناخدایی می کنی بر من خدای لحظه ها
    سینه ام با وحی چشمان تو محشر می شود

    می شود با من بمانی و بگویی : مهربان ...!!!
    هجر دستان تو با دستانم آخر می شود ...؟؟

    • سلطان قلبها --- : ممنونم مهربان

      1 هفته و 2 روز قبل

    • دختر کارون : (gol) (gol) (gol) ..... (bye)

      1 هفته و 6 روز قبل

    • رامین امیری : سلام دوست عزیز با افتخار ازتون دعوت می کنم تا عضو گروه اول پروفم مهرتاک بشین

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    سلطان قلبها ---

    3 هفته پیش و 3 روز قبل
  • مرا یک بوسه مهمان کن ولی مخفی وپنهانی
تومعنای سکوتم را عزیزم خوب میدانی

و بعد از این سکوتم حرفها
  • مرا یک بوسه مهمان کن ولی مخفی وپنهانی
    تومعنای سکوتم را عزیزم خوب میدانی

    و بعد از این سکوتم حرفهای تازه میروید
    بسان صبح زیبا ، از پس شبهای طولانی

    اگر ایام زیبای بهار از شهر ، کوچیده
    به پایان میرسدای دل شب سردزمستانی

    شبی آهسته تاگفتم عزیزم دوستت دارم
    چه معصومانه ترسیدی زسگهای خیابانی

    به شهرمن قناری رابه جرم عشق میگیرند
    کبوتررابه جرم پرزدن کردند زندانی

    دراین قحط محبت دوستی وعشق کمیاب است
    یقین یکبار دیگرمیرسدآن روزبارانی

    فقط یک شاخه نیلوفربرایت ارمغان دارم
    توپنهان کن همان رازی که میدانم ومیدانی

    دمی درحالت مستی مرا اینجا رها کردی
    ومن حالاشدم بی تو همان"تنها"ی زندانی...

    • ♰ Nɨӄɨ : سلامــ دوستمـ ~.~ ميشـعـ لدفنــ تـو گروهـ فـــاز خـاكـستريـ عضـو شــيـ و فعالــ باشيـ ؟::)( ممنونـ ميشمــ ~.~ راستيــ لايكـ و محبوبيـتـ يادتــ نرهـ ~.~

      2 هفته پیش و 6 روز قبل

    • سلطان قلبها --- : سپاس

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    • نسرانه ..... : قابلی نداشت بزرگوار

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    سلطان قلبها ---

    3 هفته پیش و 5 روز قبل
  • . دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود 
وقتی که دنیا ، غرق در زیبایی مهتاب بود 

از لابلای دفتر
  • . دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود
    وقتی که دنیا ، غرق در زیبایی مهتاب بود

    از لابلای دفترم، شعری صدا می زد تو را
    دیدم که حتی بالشم، ازدوریت بی تاب بود!

    انگار بوی مردگی پیچیده بود در خانه ام
    ماهی سرخ تنگ هم ، آماده ی قلّاب بود !

    گلهای یاس روی میز از دوریت پژمرده اند
    آن زنبق توی حیاط، با بودنت شاداب بود

    دیشب تو را بوسیدمت، حتی درون قاب عکس
    طعم لب شیرین تو ، یک مزه ی نایاب بود..

    سلطان قلبها ---

    3 هفته پیش و 5 روز قبل
  • بر بوم دل تنگ خودم آه كشيدم 
در فكر تو بودم كه رخ ماه كشيدم.... 

در حسرت دیدار تو ای ماه مجسم
  • بر بوم دل تنگ خودم آه كشيدم
    در فكر تو بودم كه رخ ماه كشيدم....

    در حسرت دیدار تو ای ماه مجسم
    رنگی به تماشا زدم و آه کشیدم

    پاكي تو را وقت تجسم به نگاهي
    با اشك وضو كردم آنگاه كشيدم ...

    بااين نگراني كه تو چشمي نخوري باز
    چشمان قشنگ تو به اكراه كشيدم ...

    لبهاي تو را ميكشم و ميچشم انگار
    اي واي از آن لب كه به اين راه كشيدم...

    چون كه خدا يار و نگهدار تو باشد
    بر سينه ی تو نقشي از الله كشيدم

    • dived mohammady : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      3 هفته پیش و 5 روز قبل

    سلطان قلبها ---

    3 هفته پیش و 5 روز قبل
  • ناز کردی، گرچه من اهل تجارت نیستم!
میخرم ناز تو را، با اینکه یارت نیستم


برگ زردی از درخت افتاد
  • ناز کردی، گرچه من اهل تجارت نیستم!
    میخرم ناز تو را، با اینکه یارت نیستم


    برگ زردی از درخت افتاده ام پاییز را
    میکشم بر دوش و یک گل در بهارت نیستم


    یادم آمد گفته بودی : "دوستت دارم!"، ولی
    پس چه شد؟ رفتی و گفتی : بیقرارت نیستم!


    اینهمه آدم که از نزدیک تو رد میشوند ...!
    من چرا یک ذره هم در روزگارت نیستم؟


    آمدم، وقتی که می بینم نمی خواهی مرا
    می روم، دیگر بدان در انتظارت نیستم

    • ♛Ӈ ε Đ Ї ε Ӈ ♛ : سَلامـ خوبیـ؟ خوشیـ؟ یهـ گروهـ زدیمـ تازهـ تاسیسـ ولیـ بچهـ هایـ پایهـ میخوایمـ اسمشمـ هسـتـευτζχεخوشحالـ میشیمـ بیایـ و محبوبش کنیـ منتظر پستایـ زیباتمـ هستیمـ راسیـ محبوبیـ (bye)

      3 هفته پیش و 5 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    1171 هواداران
    بازدیدکنندگان