naser alavi

(naseralavi )

naser alavi

2 سال پیش و 4 ماه قبل

خاطره ای از کارم دوسال پیش دو برادر دوقلو را برای ختنه پیش من آورده بودند برای جلوگیری از وحشت دیگری اورا به اتاق انتظار هدایت کردیم تا برادرش را ختنه کنم غافل از اینکه از لای در نگاه میکند پس از اتمام کار ختنه والدین او به دنبالش رفتند تا او را به مطب بیاورند وی به خیابان رفته و قصد فرار داشت بالاخره اورا یافته و به مطب آوردند او فهمیده بود چه سرنوشتی در انتظار اوست از دراوردن شلوارش ممانعت میکرد والدینش به زور شلوار و لباس زیر اورا دراورده و او را روی تخت خواباندند ودست و پای او را گرقتند تا فرار نکند هنگام ترریق آمپول بی حسی بر روی لباس بنده ادرار کرد پس از ختنه و زدن بخیه چون والدین او با خود دامن نیاورده بودند با شورت و شلوار فرزندان خودرا راهی خانه شان کردند لایک و نظر یادتون نره

  • shahin 766 : ممنونببخشید مگه چند سالشون بود؟

    1 سال و 7 ماه قبل

  • Zαняαω+ Fм : فق پی بردم تو وآآآقنی مشکل دآرییا اینجوری پیش بری صورت وآست نمیمونه ها

    2 سال پیش و 4 ماه قبل

  • دختر خوشگل : بی مزه

    2 سال پیش و 4 ماه قبل