فاطمه ر.ض.

(fatemehr )

فاطمه ر.ض.

10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • سلام...به همه هم میهنان
با توجه به اتفاقات اخیر که در هم میهن رخ داد و همچنان ادامه داره و باعث شد
  • سلام...به همه هم میهنان
    با توجه به اتفاقات اخیر که در هم میهن رخ داد و همچنان ادامه داره و باعث شد به خیلی چیزها پی ببرم که البته خیلی وقته پی برده بودم اما سعی میکردم به روی خودم نیارم و فکر کنم که این مورد استثناء بوده و گذرا... گویا هرچه بیشتر پیش میره میبینم این داستانها سریالی هست و همچنان ادامه دار... و بنده با توجه به حلول ماه مبارک رمضان که ماه خودسازی نفس است و وظیفه خودم میدونستم مواردی رو گوشزد کنم تا زیر دین کسی نباشم و سکوت نکرده باشم در برابر ظلمی که داره به دینم و اعتقاداتم میشه؛ پس بر آن شدم سخنی داشته باشم با شما هم میهنان تا شاید این سخنان باعث بشه عده ای به خودشون بیان و دست بردارند از این اعمال ناشایست که خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه اسلام و انقلاب میزنه... و اگر کسی از این موارد بیخبر هست اسلام رو با این افراد نالایق نشناسه و همه رو به یک چشم نگاه نکنه و کسانی که با این فضا آشنایی ندارند مراقب باشند در دام شیطان گرفتار نشند...
    امیدوارم خواندن این نوشته باعث نشه عده ای جوگیر بشوند و بخواهند مثل همیشه بدنبال بهانه گیری و ایجاد اغتشاش باشند و بنده رو متهم به چه و چه کنند اون هم بابت سخنان حقی که حاصل تجربه دو سال و اندی بودن در این شبکه و صحبت و برخورد با دوست و دشمن بوده... و بجای چوب توهین و تهمت بدست گرفتن و موضع گیری بیجا در برابر این نوشته، فقط خودشون و وجدانشون و خداشون... بنشینند و کمی فکر کنند تا بلکه دست از این حرکات ناشایست بردارند، در توبه در این ماه مبارک بازه به امید خدا...
    *** جدای اینکه خدا رو سپاسگزارم بابت بودن تعداد بسیار اندکی که بودنشون حس خوبی به انسان میده و برای بنده و خیلی های دیگه ارزشمندند(اگر قدر بدونیم)،
    *** روی سخنم با کسانیه که اینجا رو به طرز عجیبی جدی گرفتند، فکر میکنند با بودن اینجا دارند شاخ غول رو میشکونند (که البته بهتره که بجای شکوندن شاخ غول، شاخ غرور و خودبزرگ بینی خودشون رو بشکونند چون بزرگترین کار انسان خودسازی هست و بس)
    هیچوقت فکر نمیکردم این ضرب المثل واقعیت داشته باشه اینکه نمک میخورند و نمکدان را میشکنند؛ اما اشتباه کردم، آن هم در این فضا و این دوره که دوره گرگهاست مهربان که باشی میپندارند دشمنی، گرگ که باشی، خیالشان راحت میشود که از خودشانی، عده ای از ما تاوان گرگ نبودنمان را میدهیم... بودن در این مجموعه باعث شد تجربیات زیادی بدست بیاورم... دوستانی که بودند و نبودند... دوستانی که دستگیری کردند و بعد تیشه زدند به دوستی آنهم از سر لجاجت و نادانی یا غرور و خودپسندی، بودند کسانی که با رنگ و لعاب مذهبی و انقلابی خودشون رو خوب و عالی جلوه دادند و به اصطلاح طرفدار جمع کردند اما کمی که گذشت ماهیت بی ارزش و پلید خودشون رو نتونستند پنهان کنند و جالب که همینها همچنان برای عده ای خدایی میکنند و بنده هایشان از سر تقصیر خدایشان میگذرند و میگویند اشتباه کرد،جای بخشش دارد و جالب اینکه به راحتی تهمتهای ناروایی میزنند به آنهایی که مردانگی را به حد اعلا رساندند،
    کسانی بودند که ادعا میکردند آمده اند برای رضای خدا کمی بعد ورق برگشت و دیدیم آمده اند یا برای رضای هوس یا برای جلوه گری در بین دیگران و خالی کردن عقده های کوچکشان و چه بد که برای بدست آوردن پیشرفت دروغین خود، اعمال شیطانیشان را با لباس مذهب و دین پوشاندند و دین و ایمان دیگران را به شدت سست نمودند و به باور و عقاید دیگران گند زدند (که این قضیه بیش از همه آزار دهنده است)،
    بودند افرادی که ادعای دوستی داشتند و دیری نگذشت که چون با عقاید ناخوشایندشان همراهی نشد و چون ایستادگی شد در برابر خراب کردن وجهه دین و ناموس دیگران تاب نیاوردند و برای سرپوش نهادن بر اشتباهات خود انگشت اتهام به سمت دیگران گرفتند و تهمتهای ناروا زدند و به نوعی دست پیش را گرفتند که پس نیفتند،
    اینجا جاییست که به افرادی بها میدهیم که گمان میکنیم میشود بعنوان یک همراه در هدف به ایشان اعتماد کرد اما به یکباره رنگ عوض میکنند وبا همان افرادی که دشمن میدانستند دست دوستی میدهند و خودشان را خوار وزبون میکنند و هر کار خلافی را انجام داده و سپس با بی شرمی تمام اعلام میکنند که دیگران هم در این کار سهیم بودند تا بلکه بار گناه خودشان را سبک نمایند،
    اینجا جاییست که افراد برای جلب توجه و یا برای اینکه دست پلیدشان رو نشود با چندین و چند پروفایل شروع به جوسازی علیه افرادی میکنند که پی به ماهیت کثیفشان بردند و متأسفانه خویشتنداری میکنند و سکوت... حال آنکه اگر آن شخص سکوتی کرده شاید دارد به دستور مولای خود امام صادق(ع) گوش جان میسپارد و عمل میکند که میفرمایند:"هرکس سخنی در مذمت مؤمنی بگوید تا عیب او را آشکار کند و شخصیت او را در هم شکند و او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از تحت سرپرستی خود بیرون کرده و در سرپرستی شیطان وارد میکند"
    وای بر شما وای که بازار تهمت و افترایتان داغ است و گویی خدایی ناکرده به چیزی اعتقادی ندارید...
    اینجا جاییست که نه دوستیش مشخص است و نه دشمنیش... اینجا جاییست که اشخاصی که بیش از همه حرص آبروداری را دارند و سنگ دین و دیانت را به سینه میزنه، سینه سپر کرده و از روی آگاهی یا ناآگاهی کمر به از بین بردن دین و ایمان خود و دیگران بسته اند و فکر میکنند کارشان از همه درست تر است و هرکس خلاف نظرش نظر داد میشود کافر و ملحد و مشرک و جهنمی...،
    اینجا جاییست که افراد مدافع حقوق عده ای میشوند که روزی چشم دیدنش را نداشتند و یا اینکه به دفاع از کسی برمیخیزند که بیایید که به فلانی تهمت زده شده و جالب اینجاست که همین شخص وکیل مدافع خود حقوق دیگران را به بدترین شکل ممکن زیر پا میگذارد و تا آنجا که در توانشان باشد دیگران را به ناحق محکوم میکنند و قضاوت...
    اینجا جاییست که افراد قوه تشخیص خوب و بد را ندارند و اگر کسی بدی کرد راحت میتوانند ببخشند و بازهم ادامه رابطه آنهم به بهانه های واهی: گناه دارد نادانی کرده!... گناه دارد تنهاست!... گناه دارد دیوانست!... گناه دارد زمانی با ما همراه بود!... گناه دارد بچه بازی در آورده!... گناه دارد شاید فردا توبه کرد!... و با هزار بهانه رنگ و لعابدار شخص خاطی را نزد خود و دیگران تبرئه میکنند و حتی چنان پیرویش میکنند که انگار نعوذ بالله وحی به وی نازل شده و دانای کل میباشد...! اما شخصی که ریگی به کفشش نیست و هدفش احترام و کمک به دیگران است میشود عوضی و پست و پلید و منافق و دشمن دین و ایمان و وهابی و داعشی و ضد انقلاب و بهایی و هزار صفت ناپسند دیگر که به وی نسبت میدهند!...
    اینجا جاییست که اگر کسی پستی میگذارد و رنگ و لعابی زیبایی دارد فقط یک پست است برای خوب جلوه دادن خود برای دیگران، و هیچ اعتقادی پشت آن پست قرار ندارد پس هیچ ارزشی ندارد...
    اینجا جایی هست که همه برای سرک کشیدن در کار دیگران و دخالتهای بیجا کردن در کار دیگران مدام در حال پرسه زدن هستند...
    اینجا جاییست که اگر کسی یک کلمه حرف غیر دینی و غیر اخلاقی زد بجای اینکه با وی مدارا کنند و وی را در خصوصی وبا آرامش و امنیت و بدون اینکه فرد خاطی را بی آبرو کنند او را راهنمایی نمایند (اگر البته برای رضای خدا باشد) ولی متاسفانه فورا به یکدیگر خبر میدهند و دسته جمعی به وی حمله ور میشوند و بدون اینکه نظرات آن شخص برایشان مهم باشد و کمی به صحبتهای طرف مقابل گوش دهند و درد دلش را بشنوند با چشم بسته فقط نظرات خودشان برایشان مهم است وبس و اگر مورد پذیرش واقع نشد شخص را به باد فحاشی و استهزاء و تهمت و توهین میگیرند... و خواسته یاناخواسته بخاطر همین توهینهای به دیگران و اعتقاداتشان مسبب و مسوول توهین به اسلام و انقلاب و... میشوند و یه روز باید جوابگو باشند...
    اینجا جاییست که همه به هم بدبینند و این قضیه هم خیلی آزار دهنده هست و قضاوت کردن خیلی راحت صورت میگیرد...
    اینجا جاییست که پا روی اعتقادات و عقاید دیگران میگذارند و تا میتوانند مزاحمت برای سایرین ایجاد میکنند و زمانی که در پاسخ به مزاحمتهایشان و توهینهایشان، مزاحمشان شدند داد دنیا را سر میدهند که بیایید مزاحممان شدند و ما پاکیم پس به همین خاطر مزاحم داریم!!! کاش کمی تأمل میکردند که اگر ما مزاحمت برای کسی ایجاد نکنیم کسی هم مزاحمتی برایمان ایجاد نمیکند... اما افسوس برای جلوه گری و محبوب کردن خود جنجال به پا میکنند تا دیده شوند و فریاد مظلومیت سردهند...!!
    *** سخنانم و درد دلم شاید بیش از دو سال و اندی که در این مجموعه بودم باشد... اما نه مجالی و نه حوصله ای برای گفتن... شاید فکر کنید کنار کشیدم یا شکست خوردم یا ریگی به کفشم بوده که ادامه ندادم و یا هر فکر ناروای دیگری که برای بنده مهم نیست که دیگران چه در سر دارند و مهم وجدانم هست که آسوده تر از همیشه ست و پیش خدای خودم راضیم که برای چه هدفی اینجا آمدم و ماندم و چکار کردم و نیازی نمیبینم به کسی پاسخگو باشم، نه بحث میکنم، نه توضیح میدم، نه توضیح میخوام، نه دنبال دلیل می گردم ولی به این نتیجه رسیدم که به تنهایی به کار خود ادامه دهم و دست دوستی به سمت کسی دراز نکنم تا هدفم آلوده به اهداف دیگرانی که هم اسم هدف بنده هستند ولی به بی راهه می روند نشود و بنده رو با سنگ این افراد محک نزنند (البته بلانسبت تعدادی انگشت شمار که نور چشمند) پس تنها میبینم و سکوت میکنم و فاصله میگیرم... به امید خدا که همگی عاقبت بخیر باشیم...
    *** اینجـــا؛ سَرزَمین واژه هــای وارونــه است: جــایی که بر سر (گنج) (جَنگ) میشَـود*** (دَرمان) (نامَرد) میشود*** (قهقهه) تبدیل به (هِق هِق) میشود*** اما (دُزد) هَمـان (دُزد) است*** (دَرد) همان (دَرد) است*** (گُــرگ) همـــان (گُــرگ) است*** ســـرزمینی که (مَن) (نَم) زَده اَست*** (یار) (رَای) عَوض کَرده اَست*** (راه) گویی (هار) شده*** (روز) به (زور) میگذرد*** (آشنا) را جز در (انشا) نمیبینی*** و چه (سرد) است این (درس)*** "زندگی اینجاست که (مرگ) برایم (گرم) میشود..."!
    ******* امروز را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا*******