Ahmad REZA

(a.h.m.a.d.r.e.z.a )
  • ازم پرسید فکر نمیکردم اینقدر لاشی باشی بهت نمیخوورد ...
دراز کشیدم پاکت سیگار و باز کردم وسیگار و گ
  • ازم پرسید فکر نمیکردم اینقدر لاشی باشی بهت نمیخوورد ...
    دراز کشیدم پاکت سیگار و باز کردم وسیگار و گذاشتم گوشه لب
    خنده ای اوومد گووشه لبم و فندک و کشیدم زیر سیگار...
    س کام حبس ...
    جوابی بهش ندادم ...
    رفتم توو فکر ...
    گفتم شش سال پاش موندم ی بار نگف دمت گرم
    شش سال باش بوودم با همه چیش ساختم نگفت خیلی مردی
    شش سال باش بودم و زندگیموو و جوونیمو سوزوندم نگفت مرامتوو عشقه ...
    پ مرد بودن ب چ دردی میخووره ک اگه طرفتم لاشی نباشه لاشیت میکنه ...
    ب خودم اوومدم دیدم نیس رفته ...
    بلند داد زدم آره من لاشی ام ...
    من بد روزگار ...
    خواستم خووب باشم نذاشتن...
    خواستم مرد باشم مردی ندیدم ...
    دل نوشت : سخته مرد باشی ، سخته خووب باشی، سخته بخوای لاشی گری در نیاری، اما وقتی همه لاشیت میکنن از صد تا لاشی لاشی تر میشی ....