✿ɌЭʎĥᶏŋ ✿

(reyhan1992 )
  • ↯
★
اگــر دوباره بـــ دنیا بیایَــــم __ تَلاش می کنم بَرای اشتباهاتـــ بیش تـــر.دیگر نمی خواهَــ


  • اگــر دوباره بـــ دنیا بیایَــــم __ تَلاش می کنم بَرای اشتباهاتـــ بیش تـــر.دیگر نمی خواهَـــم آدم بی نَقصی باشَم آســوده و بی خیال تر از آنی می شَــــوم کــِ هَستم، بهـــتَر بگویم؛ سَعی می کنم جزئیاتــ را جــــدی تَربگیرم. کمی هَم غیرپاستوریزه می َشـــوم با ریسکـــ های بیش تَر گشتــ و گذار بیش تَـــر تماشای بیش تَر غُــروب خُورشید ،صُعود از قله هــــای بیش تَر ،شنا دَر آبـــ های بیش تَر رفتن بـــ جاهایی کــِ هَرگز نَرفته ام و ترجیحا" بیش تَر بستنی می خـــورم و کم تَر لوبیا. می دانم گـرفتاری های بیش تَری خواهَـــم داشتـــ و البته تَصویرسازی های خیالی کم تری. مَن از آن دستــ آدم های مُحافظه کاری بـــودم با خُـــروجی فَراوان در لحظه لحظه ی عُمرشان ،گر چه دوران خوشی بــــود اما اگــــر امکان بَرگشـــتم بود سعی می کردم کــِ فَقط بــِ لحـــــــــــظه های سَــــرخوشی بَسنده کنم اگر نمی دانی کــِ زنـدگی چیست؛ دَم را دریابـــ! مَن از آن دَستـــ آدم هایی بودم کــِ هَرگز جایی نمی روند بی دَماسنج، بی قُمقُمه ی آبـــ جوش، و بی چَـــــتر و چترِ نجاتـــ ، اگر دوباره بــِ دنیا بیایم، بی کوله بار و سَبک سَفر خواهم کرد اگر دوباره بــِ دنیا بیایم، سَعی می کنم پـــابرهنه کــــار کنم از آغازِ بهار تــــا خَزانِ پاییز بیـــش تر رکابـــ خواهَـــم زد و غُــروب های بیش تَری را تَماشا و با بچه ـای بیش تَری بازی خواهَم کــرد .البته اگـر آن قَدر عُمر برای زنـــدگی مانده باشَد، دَریــــغ اما کــِ اکنون هَشتاد و پنج ساله ام و می دانم کــِ مَرگـــ هَمین حوالی ستــــ ______