mina.. F

(mina_naz )

mina.. F

3 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • اینکه میگویند
  • اینکه میگویند "محتاط شده ایم" اصل ماجرا نیست؛ حقیقت این است که آدم ها بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقاتی در زندگی "ترسو" میشوند.

    میترسند به پوشه ی عکس های قدیمیِ کامپیوترشان بروند یا
    کارتِ حافظه ی گوشیِ قبلی شان را باز کنند؛
    وحشت دارند که لبه ی جدول قدم بزنند یا زیر باران بی چتر بروند
    یا حتی به صندلیِ خالیِ روبه رویی در کافه ای زل بزنند

    آدم ها به همان نسبت که ترسو میشوند بی تفاوت هم میشوند؛ دیگر با خبرِ شنیدنِ فوت کسی مثل قبل شوک نمیشوند و اگر اوضاع وفق مرادشان نبود تعجب نمیکنند.
    اما به نظر من بدترین نوعِ ترس برای هر ادمی ترس از گفتنِ "دوستت دارم" و بدترین نوعِ بی تفاوتی؛ بی تفاوتی در مقابلِ شنیدنِ "دوستت دارم" است...
    گاهی ما ادم ها را به جایی میرسانیم که فقط
    " باید از سمتِ خدا معجزه نازل بشود تا دلش باز دلش دل بشود.."

    • ahmad 231 در پاسخ به mina.. F : ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺷﻌﻔﯽ ﺻﺎﺩﻗﺎنه ﺑﺎ ﺩﻟﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... !!!! هر جای دنیا میخواهی باش من احساسم را با همین دست نوشته ها به قلبت میرسانم

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • ahmad 231 : عاااااااااااااااااااااااااااااالی بود عااللییی

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل