Tiba .....

(paeiizan58 )
  • آسمان چشم او آیینه کیست ، آنکه چون آیینه با من روبرو بود

درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد ، سرن
  • آسمان چشم او آیینه کیست ، آنکه چون آیینه با من روبرو بود

    درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد ، سرنوشت این جدایی دست او بود

    گریه مکن که سرنوشت ، گر مرا از تو جدا کرد

    عاقبت دلهای ما با غم هم آشنا کرد ....

    چهره اش آیینه کیست ، آنکه با من روبرو بود

    درد ونفرین بر سفر ، این گناه از دست او بود

    ای شکسته خاطر من ، روزگارت شادمان باد

    ای درخت پر گل من ، نو بهارت ارغوان باد

    ای دلت خورشید خندان ،
    سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود

    آنچه کردی با دل من ، قصه ی سنگ و سبو بود

    من گلی پژمرده بودم ، گر تو را صد رنگ و بو بود

    ای دلت خورشید خندان
    سینه تاریک من سنگ قبر آرزو بود

    ای شکسته خاطر من ، روزگارت شادمان باد

    ای درخت پر گل من ، نو بهارت ارغوان باد

    ای دلت خورشید خندان
    سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود