مهلا صادقی

(askhariani )

یک روز که حالم کمی بهتر شد یادم بینداز، شعری بگویم
که تو در آن آنقدر خندیده باشی
تا دهان خواننده طعم گیلاس سرخ نوبرانه بگیرد...
یک روز که حالم کمی بهتر شد
یادم بینداز شعری بگویم
که تو در آن آنقدر مستانه خندیده باشی
آنقدر هورای شادمانه سر داده باشی
آنقدر دویده باشی حواست نباشد از شعر بپـری بیـرون
یک روز که حالم کمی بهتر شد
یادم بیاور تا به این جماعت بگویم
گاهی اوقات اگرحتی تمام مردم دنیا
عصای چارلی-چاپلین به دستشان بگیرند برابر آدم بلنگند
آدم نمی تواند بخندد نمی تواند غمگین نباشد نمی تواند از غصه نمیرد!