moji rapap

(rapap )
  • ◼️كرمانشاه  ایران تسليت◼️

قلب ما لرزان شد امروز چون زمين باختر 
قصرشـيرين تلخ امروز، كام ايران ت
  • ◼️كرمانشاه ایران تسليت◼️

    قلب ما لرزان شد امروز چون زمين باختر
    قصرشـيرين تلخ امروز، كام ايران تلــخ تر

    همـوطـن ها ســرپـل ذهـاب عـزادارند و مـا
    هم عزاداريم و غمخواريم و هم خونين جگر

    گوشه اى از خاك ايران _درد_ يعنى كل آن
    كـل ايرانسـت امروز _قصرشـيرينى_ دگر

    تسـليت يعـنى شريك درد و رنجت ميشوَم
    تسليت يعنى ز سوگت سخت هستم باخبر

    تسـليت يعنـى ز غمهايت به من سهمى بده
    يار كرمانشاهىِ مـن _ تسـليت _ بار دگـر

  • کو ؟کو ؟ کدوم مسکن مهر نریخته بگو خودم میریزمش
  • کو ؟کو ؟ کدوم مسکن مهر نریخته بگو خودم میریزمش

    • Saji J : خخخخخخخخ وقتی می بینمش خندم میگیره

      3 هفته پیش, 1 روز

    • moji rapap : افرین خوب گفتی

      3 هفته پیش, 1 روز

    • Saji J : نه والا منم واسه همین خندیدم کلی ژستش قشنگ بود خخخخخ

      3 هفته پیش, 1 روز

  • ای کاش به همون اندازه که در #مذاکرات_هسته_ایی #خطوط_قرمز داریم... 

در #اختلاس هم #خط_قرمزی وجود د
  • ای کاش به همون اندازه که در #مذاکرات_هسته_ایی #خطوط_قرمز داریم...

    در #اختلاس هم #خط_قرمزی وجود داشت...
    در #رانت و #پارتی هم #خط_قرمزی وجود داشت...
    در #رکود و #تورم هم #خط_قرمزی وجود داشت...
    ...
    در بدبختی مردم عادی هم #خط_قرمزی وجود داشت...

    ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس می‌خواهی؟

    کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: «بله.»
    به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد. به دقت گردگیری کرد، قوطی واکسش را با دقت باز کرد، بندهای کفش را درآورد تا کثیف نشود و آرام آرام شروع کرد کفش را به واکس آغشتن. آنقدر دقت داشت که گویی روی بوم رنگ روغن می‌مالد. وقتی کفش‌ها را حسابی واکسی کرد، با برس مویی شروع کرد به پرداخت کردن واکس. کفش‌ها برق افتاد. در آخر هم با یک پارچه، حسابی کفش را صیقلی کرد.

    گفت: «مطمئن باش که نه جورابت و نه شلوارت واکسی نمی‌شود.»
    در مدتی که کار می‌کرد با خودم فکر می‌کردم که این بچه با این سن، در این ساعت صبح چقدر تلاش می‌کند! کارش که تمام شد، کفش‌ها را بند کرد و جلوی پای من گذاشت. کفش‌ها را پوشیدم و بندها را بستم. او هم وسایلش را جمع کرد و مؤدب ایستاد. گفتم: «چقدر تقدیم کنم؟»
    گفت: «امروز تو اولین مشتری من هستی، هر چه بدهی، خدا برکت.»
    گفتم: «بگو چقدر؟»
    گفت: «تا حالا هیچ وقت به مشتری اول قیمت نگفتم.»
    گفتم: «هر چه بدهم قبول است؟»
    گفت: «یا علی.»

    با خودم فکر کردم که او را امتحان کنم. از جیبم یک پانصد تومانی درآوردم و به او دادم. شک نداشتم که با دیدن پانصد تومانی اعتراض خواهد کرد و من با این حرکت هوشمندانه به او درسی خواهم داد که دیگر نگوید هر چه دادی قبول. در کمال تعجب پول را گرفت و به پیشانی‌اش زد و توی جیبش گذاشت، تشکر کرد و کیفش را برداشت که برود. سریع اسکناسی ده هزار تومانی از جیب درآوردم که به او بدهم. گردن افراشته‌اش را به سمت بالا برگرداند و نگاه
    [ادامه...]

    • moji rapap : مرسی از نگاه زیباتون

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • محیا . : خیلی زیبا و تاثیر گذار....

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • moji rapap : قبلا محوب شدی باران

      1 ماه و 4 هفته قبل

  • موضوع انشاء یک دانش آموز :

چگونه میشود آمریکا را نابود کرد.
اول، یك گروه جاسوس كه از دستورات ما
  • موضوع انشاء یک دانش آموز :

    چگونه میشود آمریکا را نابود کرد.
    اول، یك گروه جاسوس كه از دستورات ما پیروی كنند در كشور آمریكا مستقر میكنیم.
    سپس آنها را در راس امور قرار میدهیم و با كمك آنها به پنج دستورالعمل زیر عمل می‌كنیم:

    1- دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا میكنیم تا از همان زمان، همگی آنها تبدیل به انسانهای بیماری شوند و تا سطح كمی كمتر از دیوانگی به پیش روند.

    مثلا پسرها فكر كنند دخترها چقدر جاذبه دارند، چقدر متفاوتند، چقدر فرشته‌اند، ولی غیر قابل دستیابیند، نمی‌توانم با آنها حرف یا قدم بزنم

    و همین افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پیدا خواهند كرد.

    بعد كه همه را تا آخر عمر بیمار جنسی كردیم تا به چیزی جز جنس مخالف نیاندیشند كلیه ثروت مادی و معنویشان را غارت میكنیم.

    2- علوم‌انسانی را بی‌حیثیت می‌كنیم.

    كاری میكنیم تا آمریكاییها، رشته‌های علوم‌انسانی را مسخره كنند. و بی ارزش بشمارند.

    دستور میدهیم، به فارغ التحصیلان رشته‌های: فلسفه، مدیریت، جامعه‌شناسی، اقتصاد، روانشناسی، حقوق، قضاوت و ... ، كار ندهند و بیشترشان، سالها دنبال كار بگردند.

    در عوض، رشته‌های فنی‌مهندسی، پزشكی و دندان‌پزشكی را خیلی پررونق و پولساز میكنیم.

    میگوییم علوم‌انسانی مربوط به انسانهای خنگ و لات است.

    سپس، مغزها را میبریم رشته‌های مهندسی، پزشكی و دندان‌پزشكی.

    به دلیل اینكه بچه‌های علوم‌انسانی از استعدادهای متوسط به پایین انتخاب شده‌اند توانایی حل مشكلات مدیریتی و اجتماعی را نخواهند داشت،

    بنابراین آمریكاییان مجبور میشوند بااستعدادتر‌ها كه درس ا
    [ادامه...]

    • اذر ملکی : (gol) (gol) (gol)

      4 هفته پیش, 1 روز

    • RaMiNe ToOnAm : عااالی:/

      2 ماه پیش

    • شکیبا نعیمی : سلام از شما دعوت می کنم در گروه جدیدم هم میهنی های عزیز تولدتون مبارک اینم لینکش https://hammihan.com/group/Tavalood120 در صورت تمایل عضو بشید و محبوبش کنید و اگه دوست داشتید فعالیت کنید...

      2 ماه پیش

    ادامه... دوستان
    • ریحووون @
    • پرستو ...
    • ghazal .
    • سارا يوسفى
    • dokhi tanha
    • _N_ Signora
    • manpana ......
    • باشگاه مشتریان ایران خودرو
    • Fati ...
    • sahar -
    • zahra joon
    • ♥♥♥پویا♥♥♥ .....
    • 6868emily rahimi
    • Saji J
    • عارفه قنبریان
    • Darya .
    479 هواداران
    بازدیدکنندگان