mohanna amirian

(reihaneh18 )
  • تنهایی و غربت در جانش چنگ انداخت .غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود .چقدر انسان تنهاست
  • تنهایی و غربت در جانش چنگ انداخت .غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود .چقدر انسان تنهاست ... مثل پر کاه در هوای طوفانی ...

    • mohanna amirian : سلام جناب ایرج .. خیلی ممنونم.لطف شما بی اندازه است (gol) (gol) (gol) (gol)

      4 روز پیش و 5 ساعت قبل

    • eraj ..... : محنا سلا م مجدد و عرض ادب ..قربان معرفت یو (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      4 روز پیش و 18 ساعت قبل

    • mohanna amirian : خواهش میکنم دوست خوبم .شاد و موفق باشید همیشه(gol) (gol)

      1 هفته و 3 روز قبل

  • جوشش تاریکی زیر پلک هایم...
هیچ کجا نبودن و حرف زدن با کلماتی نامفهوم ...
گوش سپردن به ترانه های س
  • جوشش تاریکی زیر پلک هایم...
    هیچ کجا نبودن و حرف زدن با کلماتی نامفهوم ...
    گوش سپردن به ترانه های سیاه دور ...
    دردهایی زنده به طعم الکل مجنون هوشیاری ...
    تکرار اصوات ساکت نابینای دروغگوی لبریز نور در سرم ...
    رها بودن همه چیز از معنا و مفهوم...
    و من
    که بی تفاوت از کنارشان رد میشوم ...

    • ✨لیلی ام✨ : خواهش ^^منم خوشحالم که پیشتونم (ehsasi) (ehsasi) (ghalb)

      4 هفته پیش, 1 روز

    • mohanna amirian : خیلی ممنونم لیلی جان .چقدر خوب که برگشتی .خوشحالم که می بینمت عزیزم (ghalb) (ghalb)

      4 هفته پیش, 1 روز

    • ✨لیلی ام✨ : همه ی پست ها عالی (khoob) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه

  • آنهایی که حرف ندارند ، استبدادرا احساس نمیکنند .
چه کسی از دیکتاتوری رنج میبرد و برای آزادی آزادانه
  • آنهایی که حرف ندارند ، استبدادرا احساس نمیکنند .
    چه کسی از دیکتاتوری رنج میبرد و برای آزادی آزادانه جان می دهد ؟
    آنکه حرفی برای گفتن دارد و نمی گذارند ، آنکه فریادی برای کشیدن دارد و نمی گذارند ..
    کسی که نمی نویسد ، نمی گوید ، نمی رود .. آزادی قلم ، آزادی زبان ، آزادی سفر را چه می شناسد؟
    و چه می داند که هست یا نیست؟
    آنکه گوشه ای نشسته است و به خانه و ملک و شغل و آجیل و سعادت و آسایش و نعمت های خویش دلبسته است و زیر کرسی گرم و نرم خوشبختی خویش لمیده و تخمه کدوی بی مغز کله اش را می شکند و کیف میکند ..رنج نمی برد .هرگز!

    • mohanna amirian : بسیار زیبا .. ممنونم

      1 هفته و 3 روز قبل

    • محسن ... : آزادی پرنده ای که همواره اسیر قفس استبداد بوده است... دیکتاتور چه میداند آزادی چقدر شیرین است و دنیایش چه اندازه وسیع و بی نهایت...

      1 هفته و 3 روز قبل

    • S Azadmanesh : فدای سرت...کلاهمینطوریه...تایه ساعت بعدرفتن چراغ سبزمیمونه...عذرخواهی نیازنیست عزیزم

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

  • هر لحظه حرفی از اعماق مجهول درون می جوشد و همچون زبانه های آتش فشانی از سینه
جستن میکند و از حلقوم
  • هر لحظه حرفی از اعماق مجهول درون می جوشد و همچون زبانه های آتش فشانی از سینه
    جستن میکند و از حلقوم بالا می آید تا از دهان ما سربرآورد و بیرون ریزد و نمیشود ...
    نمی توان .. زنجیرها فرا می رسند و لب ها را فرو می بندند و طناب ها بر گردن می پیچندو
    حلقوم را آنچنان می فشرند تا نفس زندانی می شود و خفقان میرسد و چهره کبود می گردد و سکوت... و چه سکوت کبود سنگین بی رحمی...

    • Bitterness like the truth : درود بر دوست فرهیخته وقتی می بینم هنوز آدم فهمیده وجود دارد حس خوبی بهم دست میدهد. شما درست فرمودید استبداد یعنی اسلام. اگر به کتاب های لغت شناسی رجوع کنید معنی اسلام میشود تسلیم شدن. دقیقا فرض کن کسی اسلحه گذاشته رو سرت

      1 ماه

    • mohanna amirian : درود دوست خوبم.دقیقا . سرکوب میکنند و همه ی این سرکوب ها رو انکار میکنند . منشا همه ی خشونت های بی حد و مرز حکومت استبداد هم خود ِاسلام است ...

      1 ماه

    • mohanna amirian : همینطوره ...

      1 ماه

  • ای مرغک اسیر 
که در باغی دوردست می خوانی
زمستان است ...
تندباد های سرد و زوزه کش را نمی بینی
که
  • ای مرغک اسیر
    که در باغی دوردست می خوانی
    زمستان است ...
    تندباد های سرد و زوزه کش را نمی بینی
    که از دل یخچالهای مهیب و بزرگ کوهستان ها برمی خیزند?
    همچون لشکر وحشیان بی رحم و خون خوار
    بر سرزمین ما می تازند؟...
    این باغستان بزرگ را نمی بینی
    که در زیر شلاق های بی رحم این جلاد
    از وحشت سکوت کرده است؟؟
    نمی بینی که غارتگران وحشی چگونه بر این باغها تاخته اند؟
    چگونه فرش های مخملین سبزه ها را برچیده اند و
    جامه هارا از تن درختان پیر و جوان وکودکان باغ به غارت برده اند ؟
    مگر مرغوای جغدهای شوم را بر بام ریخته ی ویرانه ها نمی شنوی؟
    مگر بانگ زاغان سیاه شوم به گوشت نمی خورد که چگونه شاد و آسوده فریاد می کشند؟
    سردی زمستان و پژمردگی سبزه زاران آنان را به نشاط آورده است
    ای مرغک اسیر!
    آوای محزون تورا که در قفسی می خوانی
    از میان هیاهوی گوش خراش زاغان زشت و شاد
    که آسمان را سیاه کرده اند می شنوم
    و تو نیز نغمه های غمگین مرا
    میدانی که در این باغستان افسرده
    که زیر سم ستوران لشکر زمستانی پایمال گشته
    کافور مرگ ریخته اند
    ای مرغک اسیر!
    که در باغی دوردست می خوانی
    زمستان است...
    تو سرت را از میله های قفست بیرون میار!
    خاموش باش! در کنج قفست آرام گیر !
    سرت را در زیر بالت پنهان کن !
    منقارت را در لای پر های نرم و رنگینت فرو بر!
    ای مرغک اسیر که در باغی دوردست می خوانی ...
    زمستان است ...
    ای پرستوی اسفندی
    بهار مرده است ...

    • حمید دیره : سلام دوست خوبم /سرورید محبت داریدواز مطالعه پستای خوب وعمیق چون پستای شما بی اغراق واقعا استفاده میبرم golgol

      1 ماه

    • mohanna amirian : سلام دوست عزیز و بزرگوار..سپاسگزار لطف بی پایانتون ... ممنون از اینکه وقت گذاشتید (gol)

      1 ماه

    • حمید دیره : سلام دوست عزیز ..بی الایش وحقیقت محض ..متنی عمیق وریشه دار (gol)

      1 ماه, 1 هفته

    اکثریت مردم زندگی میکنند
    بی آنکه نیازی داشته باشند به اینکه بدانند
    "چرا"؟

    • mohanna amirian : (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • ......... .. : عالی

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • Amir Ali : سلام میشه عضو گروهمون بشی لطفا اسمش خاص اولین گروه پروفایلم

      2 ماه پیش و 4 هفته قبل

  • هیچ گاه همدیگر را به تامل نمی نگریم
این گونه است که عزیز ترین کسانمان را به حوصله ی زمان از یاد می
  • هیچ گاه همدیگر را به تامل نمی نگریم
    این گونه است که عزیز ترین کسانمان را به حوصله ی زمان از یاد می بریم ...

    • mohanna amirian : (ghalb) (khoob) (ghalb)

      1 ماه, 1 هفته

    • Kim I : (mosbat) آها. فدات . اشکال نداره . (ghalb) (ghalb)

      1 ماه, 1 هفته

    • mohanna amirian : شب توام قشنگ جان دلم .. نه منظورم کامنتت بود

      1 ماه, 1 هفته

    mohanna amirian

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • سعادتی که میگفتند کجاست؟
در تماشای بی چون و چرای ابدی حرکت ها و سکون هاست؟
بودن و نگفتن...
همچون
  • سعادتی که میگفتند کجاست؟
    در تماشای بی چون و چرای ابدی حرکت ها و سکون هاست؟
    بودن و نگفتن...
    همچون کناری تنها ، در زیر بارانی از چراهای بی پایان؟
    آیا روزی کسی یافت خواهد شد
    که بدون توسل ، به استناد باران و نور چشم کبوتر و بوی کندر
    چشم در چشم ما بایستد
    و ستاره ی دنباله دار رنج ما را
    به مدار منظومه ی تازه و شادابی ببرد؟
    کمی تلخ تر از الکل
    و اسیدی تر از مخدرات
    نمی دانم...
    تو هم نخواهی دانست
    و همان بهتر که ندانیم
    آنچه تاکنون وجود داشته ، وجود خواهد داشت
    همین هاست
    و همین ها خواهد ماند ...

    • Hamed Amini : تمنامیکنم بانو.گل تر از خودتون که نیست

      2 ماه پیش

    • mohanna amirian : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش

    • Hamed Amini : مثل ماهی قرمزکوچک که دچارآبی بیکران باشد،چه فکرنازک غمناکی (ghamgin)

      2 ماه پیش

    ادامه... دوستان
    • S Azadmanesh
    • Bitterness like the truth
    • eraj .....
    • ✨لیلی ام✨
    • arezo salimi
    • دانیال کاویانی
    638 هواداران
    بازدیدکنندگان