روزبه جاوید

(rozbeh92 )
  • لعنتی...وقتی میشکند...
تکه پاره های آنرا نمیشود جفت و جور کرد...
اما وقتی شوق میکند...
به پرواز د
  • لعنتی...وقتی میشکند...
    تکه پاره های آنرا نمیشود جفت و جور کرد...
    اما وقتی شوق میکند...
    به پرواز درمی آید...آنقدر اوج میگیرد...
    که به جز عشق چیزی نمیبیند...
    اگر عاشق شدی ...ابراز کن...
    و اگر دل شکسته شدی...گذشت کن...بگذر...

  • باور کن...
گاهی صدای چشمانت را میشنوم...
که مرا میخواند بسویش...
اما با این زنجیری که بر پایم بست
  • باور کن...
    گاهی صدای چشمانت را میشنوم...
    که مرا میخواند بسویش...
    اما با این زنجیری که بر پایم بسته اند چه کنم...

    • فریبا F : (gol) (ghalb) (gol)

      3 هفته پیش, 1 روز

    • KAREN T.M : محبوب شدید

      3 هفته پیش و 2 روز قبل

    روزبه جاوید

    3 هفته پیش و 2 روز قبل [رقص شقایق]
  • گویا جا مانده ام...
در پس توی خیالت...در کنار رمش نگاهت...
بر گونه های عنابیت...
انگشتانت را آرام
  • گویا جا مانده ام...
    در پس توی خیالت...در کنار رمش نگاهت...
    بر گونه های عنابیت...
    انگشتانت را آرام...بر غنچه لبانت بکش...
    من در همان حوالی بیقرار جا خوش کرده ام...
    کافیست بادی بوزد بر چشمانت...
    پریشان میشوم شقایق من...

  • ندیده ام تورا...
اما گاهی اینقدر عاشقت میشوم که نگو...
آنقدر بیقرارت میشوم که مپرس...
اما چه بگوی
  • ندیده ام تورا...
    اما گاهی اینقدر عاشقت میشوم که نگو...
    آنقدر بیقرارت میشوم که مپرس...
    اما چه بگویم از این دل خسته ام...
    که فقط تورا میخواهد...
    تو را که نمیدانم کجایی...
    تو را که نمیدانم کیستی...نامت چیست...
    و اهل کجایی...
    چه میشود کرد...دل است دیگر...

  • گاهی در خواندن نوشته ای خیلی کوتاه...
آنقدر جمله های عاشقانه می یابیم...
و همه را توصیف در خود میب
  • گاهی در خواندن نوشته ای خیلی کوتاه...
    آنقدر جمله های عاشقانه می یابیم...
    و همه را توصیف در خود میبینیم...
    و گاهی هم...در نوشته ای بس طولانی...
    چیزی به جز صدای جیر جیرک ها را نمی شنویم...
    اما تو...
    چرا هرگاه مینگاری حس عاشقا نه ات را...
    مرا با خود...تا اعماق قلبت میکشانی...
    چه زیباست ...و چقدر دلرباست...
    وقتی چشمانت را...دزدکی بسویم میچرخانی...

    • Amir Ali : مرسی اقا روزبه عزیز

      1 ماه, 1 هفته

    • روزبه جاوید : سلام ...با کمال میل...باعث افتخار منه

      1 ماه, 1 هفته

    • Amir Ali : سلام میشه افتخار بدی عضو گروه خاص اولین گروه پروفایلم بشید

      1 ماه, 1 هفته

  • نه اینکه فراموشت کرده باشم...
و یا اینکه از دوست داشتنت چیزی کاسته باشد...نه...
من تمامی تورا...در
  • نه اینکه فراموشت کرده باشم...
    و یا اینکه از دوست داشتنت چیزی کاسته باشد...نه...
    من تمامی تورا...در قلبم نقاشی...و درچشمانم...
    آویزان کرده ام...تو همیشه هستی...
    درهمین حوالی...درکوچه پس کوچه های نوشته هایم...
    کمی دقت کنی مرا خواهی دید...شقایق من...

  • وجنگ آمد.......

میدانی چه میگویم؟؟ آری جنگ آمد.
ما به دنبال جنگ نرفته بودیم..

او آمد..

تعد
  • وجنگ آمد.......

    میدانی چه میگویم؟؟ آری جنگ آمد.
    ما به دنبال جنگ نرفته بودیم..

    او آمد..

    تعدادی از ما جنگیدیم..رزمنده شدیم. عده ای رنگ رزمنده گرفتند..عده ای نیز رنگ رزمندگی به خود پاشیدند.. وتعدادی نیز رنگ جبهه را ندیدند و راوی جنگ شدند...

    عده ای رفتند...عده ای ماندند.

    اما یا زخم برتن یا داغ بر دل...وعده ای نیز داغ بر پیشانی زدند.

    عده ای مفقود،عده ای مظلوم،عده ای مغموم...وعده ای نیز مذموم.

    تعدادی آمده بودند تا بروند.
    قرار را بر رفتن گذاشته بودند..عده ای نیز آمده بودند تا بمانند.چاره ای نبود .شهیدی گفته بود.."از یک طرف باید بمیریم.تا آینده شهید نشود.واز طرفی باید شهید شویم تا آینده زنده بماند......راستی چه باید میکردیم؟؟؟

    عده ای آمده بودند تا از خود حساب بکشند..عده ای تا حساب های خود را تسویه کنند..عده ای آمده بودند تا آدم حسابی شوند..عده ای نیز حساب باز کردند..عده ای نیز آمده بودند تا حسابی آدم شوند...

    عده ای آمدند تا بی پیکر شوند...عده ای نیز پیکر تراش..عده ای نیز پیکره ی یک "بت".
    عده ای ویلچری ..تعدادی ویلایی..

    عده ای حاضر...تعدادی ناظر....قومی نیز غافل.

    واما..

    دیوانگی"جوانی" ما با جنگ مصادف شد. در ما میل به زیستن زنده بود .حس عاشقی ومعشوقی نیز جریان داشت...اما جنگ آمده بود.چه باید میکردیم؟؟؟؟
    آیا جز جنگیدن چاره ای داشتیم؟؟

    ما هم آینده را برای خود ترسیم کرده بودیم...اما جنگ نزدیکتر از دور بود.
    جنگ بود .باید این نزدیک را پاسخ میدادیم..ونزدیکمان دور شد ودو ر ودور ودور به ساعات ۸سال.....باید میر
    [ادامه...]

    ادامه... دوستان
    • amirali faraji
    • sara zarei
    • محمود کشاورزی
    • Super girl
    • محمد حسنی
    • ميرشجاع سيدين
    • علی حسینی
    • بارو باز
    • شاهزاده کوچولو مهربون
    • اسیر سرنوشت زهرابانو
    • sanaz bahadori
    • Homeyra :|
    • عبد الزهرا .
    • Sara77 8585
    • ناصر غلامی هوجقان
    • helen 79
    1516 هواداران
    بازدیدکنندگان