#پوکِرفِیص‍ :|

(rozhayebedonto )

#پوکِرفِیص‍ :|

2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • نشست تو ماشین..
دستاش می لرزید..
بخاری رو روشن کردم،
گفت:
ابراهیم ! ماشین تو بوی دریا میده...
گ
  • نشست تو ماشین..
    دستاش می لرزید..
    بخاری رو روشن کردم،
    گفت:
    ابراهیم ! ماشین تو بوی دریا میده...
    گفتم:
    ماهی خریده بودم!
    گفت:
    ماهی مرده که بوی دریا نمیده!
    گفتم:
    هر چیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگـش میشده...
    گفت:
    مـن بمیـرم ، بوی تـورو میدم ؟

    • #پوکِرفِیص‍ :| : :/ هستم تونیستی

      6 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • ehsan ----- : فدااااااااااای توووووووووو........ نیستی دیگه....دلمون تنگ میشه برات (gol) (bye)

      6 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : خخخخخخ ایجونم خوبی چیکامیکنی

      6 روز پیش و 19 ساعت قبل

    #پوکِرفِیص‍ :|

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • آدم وقتی فقیر میشود
خوبیهایش هم به تخم بقیه میشود...!
اما کسی که مایه دارد 
ریدنش هم هنر مجسمه سا
  • آدم وقتی فقیر میشود
    خوبیهایش هم به تخم بقیه میشود...!
    اما کسی که مایه دارد 
    ریدنش هم هنر مجسمه سازی دیده میشود و کصشرهایش هم جمله ی فلسفی به حساب می آید.
    "گاندی"

    • #پوکِرفِیص‍ :| : دردانشگاه دولتی

      1 هفته و 5 روز قبل

    • : تا مقطع لیسانس دانشگاه ازاد بودید یا دولتی ؟

      1 هفته و 5 روز قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : کجا بیام

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    #پوکِرفِیص‍ :|

    1 سال و 8 ماه قبل
  • لیلی بنشین خاطره ها را رو کن  
لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست

ب
  • لیلی بنشین خاطره ها را رو کن
    لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

    لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست

    بعد از من و جان کندن من نوبت توست

    لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم

    لیلی مپسند این همه نابود شوم

    لیلی بنشین، سینه و سر آوردم

    مجنونم و خونابِ جگر آوردم

    مجنونم و خون در دهنم می رقصد

    دستان جنون در دهنم می رقصد

    مجنون تو هستم که فقط گوش کنی

    بگذاری ام و باز فراموش کنی

    دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست

    یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست

    تا اخم کنی دست به خنجر بزند

    پلکی بزنی به سیم آخر یزند

    تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود

    تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود

    ای شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو

    دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو

    آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست

    این شعر ِ پُر از داغ ِ تو آتش زدنی ست

    ابیاتِ روانی شده را دور بریز

    این دردِ جهانی شده را دور بریز

    من را بگذار عشق زمین گیر کند

    این زخم سراسیمه مرا پیر کند

    این پِچ پِچ ِ ها چیست،رهایم بکنید

    مردم خبری نیست،رهایم بکنید

    من را بگذارید که پامال شود

    بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود

    من را بگذارید به پایان برسد

    شاید لَت و پارَم به خیابان برسد

    من را بگذارید بمیرد،به درَک

    اصلا برود ایدز بگیرد،به درَک

    من شاهدِ نابودی دنیای منم

    [ادامه...]

    • مرجان سازگار : Prf mno bbin eshgham

      1 روز و 13 ساعت قبل

    • مرجان سازگار : فدایت

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : توام جانا

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

  • +برمیگرده یه روز،بر میگرده همونجایی که دستاتو ول کرده بود
و یادش میاد همه چیو...
مثل تو که اون روز
  • +برمیگرده یه روز،بر میگرده همونجایی که دستاتو ول کرده بود
    و یادش میاد همه چیو...
    مثل تو که اون روز بغض کردی بغض میکنه،
    بغض میکنه و جای خالیت توی قلبش،توی زندگیش،توی بغلش چنگ میزنه به گلوش،
    چنگ می زنه به گلوش و آرزو میکنه کاش میشد برگشت به عقب...
    کاش میشد برگشت به عقب و خط زد رو ول کردن دستات،خط زد رو چشم بستنش رو اشکات...
    برمیگرده یه روز همونجا،همون حسایی که تو داشتی رو تجربه میکنه و هزار برابر تو میشکنه،هزار برابر تو میمیره و کاری از دستش برنمیاد...
    _فایده داره به حالِ من؟؟
    قلب خرد شدم میشه مثلِ قبلش؟؟
    یا غرورم برمیگرده به حالت اولش؟
    اصلا همه اینا به کنار،عمری که گذاشتم پاش،عشقی که دادم بهش چی
    اونا جبران میشه...
    +جبران نمیشه عمرت و عشقِ هدر شدت...
    خوب نمیشه زخمِ قلبت و غرورت دوباره نمیشه مثل روز اولش...
    ولی میدونی؛
    اینکه هر چند وقت یه بار آه میکشه و به این فکر میکنه اگه اون روز،
    اون موقع با تو اون کارو نکرده بود،اونجوری نرفته بود زندگیش الان چه جوری میشد،
    حالش الان چه طوری میشد
    بسه براش...

    • †میلآد † : باشه باشه=)

      18 ساعت پیش و 41 دقیقه قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : :/ بخودت فشارنیار

      18 ساعت پیش و 49 دقیقه قبل

    • †میلآد † : فکرم نمیاد :|

      18 ساعت پیش و 52 دقیقه قبل

    #پوکِرفِیص‍ :|

    2 سال پیش و 2 ماه قبل
  • تلخم (تو فکر می‌کنی مثل همیشه) و گرفته‌ام.
غم سنگین سمجی تمام ذهنم و حتی حس می‌کنم خون و استخوانم ر
  • تلخم (تو فکر می‌کنی مثل همیشه) و گرفته‌ام.
    غم سنگین سمجی تمام ذهنم و حتی حس می‌کنم خون و استخوانم را اشغال کرده است. و عمیقاً نمی‌دانم چه غمی! اما حس می‌کنم؛ غمِ جدایی، غم دوری. نه جدایی من از یک خاکِ معلوم، نه جدایی من از تو و نه جدایی تن از تن.
    جدایی انسان از انسان. دوری انسان از خودش. غم خطا کاری ذهنی، غم خطا زدگی!

    #بهمن_فرسی

    • •ิ.•დἷᾗἷ დ♥ὗṩἔ•.•ิ : میسی بش بگو عاطی میگع خعلی خری (dd)

      1 هفته و 5 روز قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : اها تو تل بش پیام میدم بینم کجاس

      1 هفته و 5 روز قبل

    • •ิ.•დἷᾗἷ დ♥ὗṩἔ•.•ิ : خخخ نع باو دوست بود

      1 هفته و 5 روز قبل

    #پوکِرفِیص‍ :|

    2 سال پیش و 7 ماه قبل
  • فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمه
البته تا اونجایی که یادمه هر چی خوردم از این
  • فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمه
    البته تا اونجایی که یادمه هر چی خوردم از این دله سادمه

    من خسته شدم از آدما و طعنه هاشون خسته شدم از اومدنو رفتناشون
    خستم از خیابونو پیاده روهاش ازت که خواسته بودم مراقبم باش

    چقدر تنهام تنهام تنهام چقدر سرده بی تو دستام
    تو رو میخوام میخوام میخوام پر از اشکه سرده چشمام

    چقدر تنهام تنهام تنهام چقدر سرده بی تو دستام
    تو رو میخوام میخوام میخوام پر از اشکه سرده چشمام

    تکست آهنگ چقدر تنهام مهدی جهانی و علیشمس

    هنزفری تو گوشمه یه کوله رو دوشمه
    یه پیرهن سیاهم تنم همونی که همیشه میپوشمه

    نمیدونم کجای شهرم تو کوچه ها سرگردونم
    به امید اینکه تو رو ببینم تا سرمو برگردونم

    ولی تو حیف اینجا نیستی مگه تو همونی نبودی که میگفتی پام وا میستی
    منمو جای خالی با یه مشت یادگاری که از همدیگه دو سه ساله داریم

    حالا تکلیف چیه فراموش کنیم نه این کارا کار ما نی
    با اینکه همش دنبال فانیم ولی بیخیالی تو مرام ما نی

    یادمه میگفتی حتی اگه از آسمون سنگ بارید بازم قول بده که دوسم داری
    نمیخوام ببینم غم داری ولی حیف که این روزا یه حسه دیگه رو من داری

    چرا یه حسه دیگه رو من داری
    خستم از این همه کشیدن نصفه شب از خواب پریدن

    تو بی خیالی ولی من عاشقتم هنوز شدیدن
    بارونو تهران هدفونو آهنگ چرا تو بی من نمیشی دلتنگ

    نگاهم هر شب به آسمونه بی تو کلافم پر از بهونه

    چقدر تنهام تنهام تنهام چقدر سرده بی تو دستام
    تو رو میخوام میخوام میخوام پر از اشکه سرده چشمام [ادامه...]

    • #پوکِرفِیص‍ :| : مرسی کیوت:)

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • Sigurd Wongraven : فول لايكي

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • Amir Ali : محبوبی عزیز ممنون میشم تو گروه اول پروفایلم اسمش ←لیدُۅکائینـْ→ عضو شی لطف میکنی دوست عزیز

      8 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • در ورشو، دخترکی چنین می‌گفت:
اگر می‌خواهی نوازشم کنی، مانعت نمی‌شوم
اگر می‌خواهی ببوسی‌ام، می‌توان
  • در ورشو، دخترکی چنین می‌گفت:
    اگر می‌خواهی نوازشم کنی، مانعت نمی‌شوم
    اگر می‌خواهی ببوسی‌ام، می‌توانی
    می‌گذارم سینه‌هایم را عریان کنی.
    ولی باید بدانی که پدرم را آلمانی‌ها تیرباران کردند
    و یک برادرم را در کوره سوزاندند.

    اگر می‌خواهی نوازشم کنی، هیچ مانعت نمی‌شوم
    ولی باید بدانی که تمام این مردگان
    در من زوزه می‌کشند
    و من سراپا، سراپا خاکسترم.
    ببوس مرا،
    ولی ای‌کاش این بوسه تلخ‌کامت نکند.

    #ژئو_بوگزا

    • ● ɨʍaռ ● : جدی ! به سلامتی ^_^

      1 سال و 6 ماه قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : :) ارشد قبول شدم تهرووووووون جوووووووووووووون

      1 سال و 6 ماه قبل

    • ● ɨʍaռ ● : خوبم مرسی ، دیگه احوالی نمی پرسی :/

      1 سال و 6 ماه قبل

  • موهام لَخت بود ...
صافِ صاف !
ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی ، میگفتی حالتو به هم میزنه
میگفتی موی
  • موهام لَخت بود ...
    صافِ صاف !
    ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی ، میگفتی حالتو به هم میزنه
    میگفتی موی فر دوست داری
    راستش اونموقع دیگه برام اهمیت نداشت که چه قدر به موهای صافم علاقه دارم
    فقط یه دراکولای اخمو تو ذهنم بود . یکی که حتی اسمش بهم نیرو میداد ...
    راستش این نیرو عجیب مستم می کرد :) دوستش داشتم !
    واسه همین رفتم موهام رو فر کردم ، گفته بودی از موی بلوند بدت میاد
    مشکی کردم
    حالا من با موی فر مشکی بی شباهت به من قبلی ولی عاشق تر جلوی آینه از ظاهرم لذت می بردم ...
    دوست داشتم شب که میای همه چیز رویایی باشه ، فضای خونه رو رمانتیک کردم و منتظرت شدم ...
    در و که باز کردی بوی عطر سردت همه جا پراکنده شد ،
    با تموم وجودم بلعیدمش !
    لامپ که روشن شد بی اینکه بخوای به سمتم اومدی
    دستی روی موهام کشیدی و خیلی آروم گفتی : لعنتی تو هیچوقت اون نمیشی !
    -اندکی تغییراتـْ

    • ☸️λмιя☸️ ‌ : عضو نشدی

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • #پوکِرفِیص‍ :| : اوکی...

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ☸️λмιя☸️ ‌ : سلام ممنون میشم بیای گروه مـــــغـــــض ردیــــــــــــ

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • مرد مُسلمانـ بآ موےِ زن #تَحریکـ می شود
مرد مُسلمانـ بآ بوےِ زن #تَحریکـ می شود
مرد مُسلمانـ بآ صد
  • مرد مُسلمانـ بآ موےِ زن #تَحریکـ می شود
    مرد مُسلمانـ بآ بوےِ زن #تَحریکـ می شود
    مرد مُسلمانـ بآ صداےِ زن #تَحریکـ می شود
    مرد مُسلمان بآ مچ پاےِزنـ #تَحریکـ می شود
    مردمسلمان بآ نگاه زنـ #تَحریکـ می شود
    مَرد مُسلمان بآ راه رفتن زنـ #تَحریکـ می شود
    مَرد مُسلمان اَز رنگـــــ لباســــ زنـ #تََحریکـ می شود
    مَرد مُسلمان از ادآمســــ جویدنـــــ و غذآ خوردَنـ زنـ #تَحریکـ می شود
    مَردانـ مُسلمان موجوداتیـ دائمـ التَحریکـ هستند
    کلا مَرد مُسلمانـ مَردیـ است کـــــِ همیشهــ در وضعیتــ #تَحریکـ استــ.اینـ کـِ می گویند زنـ حِجابـ داشتهـ باشد کـَ ِمرد به گناه نیوفتد،مثل این استـ که بگویند خورشید نتآبد تا {بستنیـ }هایمانـــ آبــــ نشود.
    #سیمین-بهبهآنی-

    #ŠЇÆÑΘΘҐ

    • ✶[SHEYKH AMIN]✶ : عُمرِ نوح دارَد روحِ اینـ کالبَدِ بیست ســـــــــاله :)

      1 ماه و 4 هفته قبل

    • T : ^ _ ^♡

      2 ماه پیش

    • #پوکِرفِیص‍ :| : فدات برم/"

      2 ماه پیش

  • حال عجیبی بود .تجربه هر چیزی برای اولین بار اینقد لذت بخش است که تمام لذتهای تکرارش به پای ان نمیرسد
  • حال عجیبی بود .تجربه هر چیزی برای اولین بار اینقد لذت بخش است که تمام لذتهای تکرارش به پای ان نمیرسد
    سارا همچنان چشمهایش را باز کرده بود و به نقطه ای خیره شده بود .یک نقطه ی کور! نقطه ای که بعدها فهمیدم چه چیزهایی را از ان شب فهمید
    دستهایش هپچنان که چادرش را گرفته بودند میلرزید ...
    من!
    مات و مبهوت گرمای دستهای کسی شده بودم که هیچ وقت فکر لمس کردنشان را نداشتم .مثل ادمهای مست که سرشان گیج میرود و دنیا تاب میخورد تلو تلو در فکر پیش بینی اولین حرف سارا غرق بودم
    من دلم را به دریا زده بودم! گرفتن دستش کار اسانی نبود اما من این کار را کردم
    شاید اشتباه بود! شاید او خودش هم میخواست?
    شاید اصلا حرفی نزند و این منه لامذهب را بین اینهمه شب تنها بگذارد و برود
    _نمیخای حرکت کنی?
    ‌سکوت شکست و تنها جمله ای بود که میتوانست حالم را عوض کند
    -چرا چرا رفتم
    برای بار اول بود در مقابل یک زن احساس ضعف کردم
    یک بازنده یک بدهکار!
    حرکت کردم و دلم میخواست از شهر بزنم بیرون
    بروم دور
    انقدر دور که پای هیچ خیابانی به ما نرسد
    همین کار را هم کردم
    از شهر خارج شدیم .ارام بودم و سارا هم انگار حالش خوب بود .میتوانستم رضایت را از چشمهای مشکیش که شب را در خودش غرق کرده بود بفهمم
    چقدر حریص بودم
    حریص دوباره ی دستهایش
    میخواستم دوباره امتحان کنم
    دستم را روی دستش گذاشتم
    چیزی حس نمیکردم .مثل شکستن لیوانی یخ زده که در ان چای بریزند دستم مرده بود
    چادرش خنک بود و دستهایش درست مثل ظهر مرداد
    دستش را نکشید
    خیالم راحت شد
    من حالا دیگر مطمئن بودم میخواستمش
    _نمیخوای چیزی بگی?
    -چی بگم?

    [ادامه...]

    • #پوکِرفِیص‍ :| : چی؟؟؟؟

      1 هفته و 5 روز قبل

    • Hadi Asadi : عصر ساعت ۳و نیم

      1 هفته و 5 روز قبل

    • ایلحان .... : خخخخخ

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • مرجان سازگار
    • مریم صالحی
    • ✖️malake azab✖️
    • Ofline ●●●
    4753 هواداران
    بازدیدکنندگان