satyu sazxs

(rozhtanha )

satyu sazxs

11 ساعت پیش و 12 دقیقه قبل
  • ۳۰ تا پزشک و پرستار یه بیمارستان در چین ۵ ساعت تمام به صف شدن و نوبتی به پسربچه‌ی ۸ ساله که ایست قلب
  • ۳۰ تا پزشک و پرستار یه بیمارستان در چین ۵ ساعت تمام به صف شدن و نوبتی به پسربچه‌ی ۸ ساله که ایست قلبی کرده بوده ماساژ قلبی دادن تا دستگاه مورد نیاز از شانگهای برسه و اینطوری بچه رو زنده نگه داشتن.

    اینجا هم وزیرمون میگه خودت_بمال !

    ‍ ‍

    ایران من این است

    ایران زادگاه پیامبران است: از کیومرث و زرتشت پاک گرفته تا مانی و مزدک
    ایران زادگاه بزرگان است: از کوروش بزرگ و شهربانو گرفته تا برزویه
    ایران زادگاه دادگران است: از داریوش بزرگ و اردشیر بابکان گرفته تا انو شیروان وکریمخان

    ایران زادگاه وزیران پرهنر است: از بزرگمهر و نظام ا لملک گرفته تا امیر کبیر
    ایران زادگاه هنرمندان است: از فرهاد کوهکن و احمد نیریزی گرفته تا کمال الملک
    ایران زادگاه دانشمندان است: از پورسینا و جابر بن حیان گرفته تا رازی و دکتر حسابی

    ایران زادگاه اندیشمندان است: از خوارزمی و بیرونی گرفته تا خیام و ملاصدرا
    ایران زادگاه سرداران است : از آریو برزن و سورنا گرفته تا کاوه آهنگروستارخان
    ایران زادگاه اسطوره ها است: از فردوسی بزرگ و سعدی گرفته تا حافظ و اخوان ثالث
    ایران زادگاه شاعران است: از مولوی و عطار گرفته تا سهروردی

    ایران زادگاه ایرانیان است
    خوشا بر من که من ایرانیم
    از نژاد پاک آریاییم

    satyu sazxs

    2 روز پیش و 18 ساعت قبل
  • سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته
  • سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
    در اثر باز کردن فکر است،
    هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
    هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر!

    • ترمه . : سلام .خواهش میکنم.گل

      2 روز پیش و 18 ساعت قبل

    • satyu sazxs : سلام ...ممنونم دوست من

      2 روز پیش و 18 ساعت قبل

    • ترمه . : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 روز پیش و 18 ساعت قبل

    satyu sazxs

    4 روز پیش و 10 ساعت قبل
  • بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسای
  • بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد

    ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

    کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن

    یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن

    عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست

    پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

    سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه

    یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه
    کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن

    بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

    نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

    خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

    کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

    گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

    جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

    همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

    satyu sazxs

    5 روز پیش و 2 ساعت قبل
  • I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He woul
  • I was five and he was six
    We rode on horses made of sticks
    He wore black and I wore white
    He would always win the fight

    Bang bang, he shot me down
    Bang bang, I hit the ground
    Bang bang, that awful sound
    Bang bang, my baby shot me down

    Seasons came and changed the time
    When I grew up I called him mine
    He would always laugh and say
    Remember when we used to play

    Bang bang, I shot you down
    Bang bang, you hit the ground
    Bang bang, that awful sound
    Bang bang, I used to shoot you down

    Music played and people sang
    Just for me the church bells rang

    Now he’s gone I dont know why
    Until this day, sometimes I cry
    He didn’t even say goodbye
    He didn’t take the time to lie

    Bang bang, he shot me down
    Bang bang, I hit the ground
    Bang bang, that awful sound
    Bang bang, my baby shot me down

    satyu sazxs

    5 روز پیش و 2 ساعت قبل
  • میچکه نم نم بارون
رو تن خیس خیابون
چقده بی آشیونه
طفلی گنجیشکه رو ایوون
میخونه جیک جیکو نالون
ش
  • میچکه نم نم بارون
    رو تن خیس خیابون
    چقده بی آشیونه
    طفلی گنجیشکه رو ایوون
    میخونه جیک جیکو نالون
    شعر گندم زار ویروون
    نمی تونه پر بگیره
    میون گلای گلدون
    حالا تنها توی این غربت سرده
    کنج سینه ش انگاری یه کوه درده
    حالا تنها توی این غربت سرده
    کنج سینه ش انگاری یه کوه درده
    اون روزا اونور کوها طفلکی دنیایی داشتش
    پشت گندمزار وحشی چشمه ی پر آبی داشتش
    حالا داغ چشمه ی پیر خونه کرده تو رگاش
    بوی گندم زارو داره لحظه لحظه نفساش
    یادشه جفت قشنگش سر میذاشت روی پراش
    توی خلوت گل سرخ بوسه میزد رو لباش
    حالا تنها توی این غربت سرده
    کنج سینه ش انگاری یه کوه درده

    • satyu sazxs : سلام دوست من ...محبوبیت تقدیمت

      5 روز پیش و 2 ساعت قبل

    • هیمن - Hemn : لایک و محبوبی عزیز به منم سر بزن و لایک و محبوب کن...مرسی (gol) ممنون از پستای قشنگت

      5 روز پیش و 2 ساعت قبل

    satyu sazxs

    6 روز پیش و 2 ساعت قبل

    سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد
    کجا دستاتو گم کردم، که پایان من اینجا شد
    کجای قصه خوابیدی، که من تو گریه بیدارم
    که هر شب هرم دستاتو، به آغوشم بدهکارم
    تو با دلتنگیای من، تو با این جاده هم دستی
    تظاهر کن ازم دوری، تظاهر می کنم هستی
    تو آهنگ سکوت تو، به دنبال یه تسکینم
    صدایی تو جهانم نیست، فقط تصویر می بینم

    ادامه... دوستان
    • ✘آدام✘ ♛☠ boy♛ ✘ √↯↭☠
    • سامـــــی ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
    • هیمن - Hemn
    • ✨دلکش ✨
    • محمد حسین
    • mohammad ........
    • nima omidi
    • H a CK e r
    • عرصه ی سیمرغ
    • علی مبصری
    • ❉قاسم ❉
    • گلایل *
    • ♔ ᓄــפــᓄــב ᓄـاهــاלּ ♔
    • آرشا احتشام
    • حميد صدر
    • hoda ♥
    131 هواداران
    بازدیدکنندگان