Ostad sadegh (Pesrlor )

(sadegh2171 )

Ostad sadegh (Pesrlor )

4 سال پیش و 5 ماه قبل
  • طبيعت زيباي ياسوج
  • طبيعت زيباي ياسوج

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : خواهش البته اين عكس دقيق شهرستان سي سخت هست

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • parisa badr : نميدونستم شرمنده،به ياد موندنى بود منظره هاش

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : بگو يه بار اومدم چون خودم بچه ياسوجم

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

  • مردان بی ادعا
  • مردان بی ادعا

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : هي خدا اونا چه اهدافي داشتن ما كجا

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • parisa badr : بدون شك همينطوره

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • نرگس موسوی : 1150 (ghalb) .محبوب شدی (gol)

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    Ostad sadegh (Pesrlor )

    4 سال پیش و 8 ماه قبل
  • اگر پرنده را به قفس بیندازی،

مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی!

و پرنده ی قاب گرفته، فقط
  • اگر پرنده را به قفس بیندازی،

    مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی!

    و پرنده ی قاب گرفته، فقط تصور باطلی از پرنده است...

    منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش...

    عشق، طالب حضور است و پرواز،

    نه امنیت و قاب ...

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : ممنون

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • هلنا محمدی : محبوب شدی

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • aram 1996 : سلام ممنونم بابت جمله ی بسیار زیبات...محبوبیت تقدیم تو همه پست هات لایک خورد....به منم سر بزن... (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (ghalb) (ghalb) (ghalb)

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

  • داستان میزان فاصله قلب ادمها و تن صدا

استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می
  • داستان میزان فاصله قلب ادمها و تن صدا

    استادى از شاگردانش پرسید:
    چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می زنیم؟
    چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟



    شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:
    چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می دهیم



    استاد پرسید:
    این که آرامشمان را از دست می دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می زنیم؟
    آیا نمی توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می زنیم؟

    شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.



    سرانجام او چنین توضیح داد:
    هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب هایشان از یکدیگر فاصله می گیرد.
    آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
    هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.



    سپس استاد پرسید:
    هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می افتد؟
    آنها سر هم داد نمی زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می*کنند. چرا؟
    چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.
    فاصله قلبهاشان بسیار کم است.



    استاد ادامه داد:
    هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی زنند و فقط در گوش هم نجوا می کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می شود.



    سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی نیاز می شوند و فقط به ی
    [ادامه...]

    • ___mojy fallah ___ # : محبوب شدی داداش.......... (ghalb)

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • hamid reza : سلام قناری...اوضات

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • عباس اسدی : محبوب شدید دوست و برار شیرلرم (ghalb)

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    Ostad sadegh (Pesrlor )

    4 سال پیش و 8 ماه قبل
  • یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود...
د
  • یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود...
    دیگه هر جا که خرابکاری می شده همه می دونستن زیر سر این دوتاست...
    خلاصه ی کار، پدر و مادر این دو نفر صبرشون تموم میشه و کشیش محل رو میارن و میگن: " خواهش می کنیم این بچه های ما رو نصیحت کنید؛ پدر همه رو در آوردن! "

    کشیشه میگه: " باشه، ولی یکی یکی بیاریدشون که راحت تر باهاشون صحبت کنم و مشکلی پیش نیاد. "
    خلاصه، اول داداش کوچیکه رو میارن.
    کشیشه ازش می پرسه: پسرم! آیا میدونی خدا کجاست؟
    پسره جوابشو نمیده و همین جور در و دیوار رو نگاه می کنه...
    باز ازش می پرسه: "پسر جان! میدونی خدا کجاست؟ "
    ولی دوباره پسره به روش نمیاره...
    در نهایت دو سه بار کشیشه همین سوالو می پرسه و پسره هم به روش نمیاره...!
    آخرش کشیشه شاکی میشه و داد می زنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!
    پسره می زنه زیر گریه و به سمت اتاقش فرار می کنه و در رو هم پشتش می بنده!
    داداش بزرگه ازش می پرسه: چی شده؟؟؟!!!

    پسره میگه: بدبخت شدیم!!
    خدا گم شده، همه فکر می کنن ما برش داشتیم...

    • محمد تقی پور : (khandeh) (khandeh) (khandeh) (khandeh)

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • محسن . : هههخخخخخ

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • ئــــــــه ســــــریـن : منتظر همتون هستيم (gol) انشالله گروه هم باز بشه فايلش

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    Ostad sadegh (Pesrlor )

    4 سال پیش و 8 ماه قبل
  • کودکی شش ساله مادرش را بر روی تخت بیمارستان دید و دکترش گفت تا چند وقت دیگر زنده نمی ماند ...

کود
  • کودکی شش ساله مادرش را بر روی تخت بیمارستان دید و دکترش گفت تا چند وقت دیگر زنده نمی ماند ...

    کودک سوال کرد چند وقت دیگر ؟

    دکتر گفت پاییز ...

    بچه گفت پاییز یعنی چه روز ؟

    دکتر گفت وقتیکه برگهای درختان می ریزد ...

    بچه خانه آمد و نخ و سوزن برداشت، رفت تا تمام برگ های شهر را به درختان بدوزد ...

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : ممنون خودتون خوب هستين كه همه چيزو خوب ميبينين

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • ... . مشکات : دوست گلم . همه این پرو فایل خوب ، لطیف و زیباست (bye)

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • محسن . : خیلی قشنگ بود.....سلامتی تمام مرد های دنیا که هر جا برن و عاشق هرکی بشن بازم بعد خدا مادرشون رو از همه بیشتر دوست دارن....افرییییییین

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

  • در پیوندِ ازدواج؛


 قرار نیست دو نفر به هم برسند؛



 قرار است با هم به «خدا» برسند ...
  • در پیوندِ ازدواج؛


    قرار نیست دو نفر به هم برسند؛



    قرار است با هم به «خدا» برسند ...

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : ممنون لطف كردين

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • fereshteh - : تمام پستاتون لایک خوردن پروفایلتون زیباست و محبوب شدید

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    • اشک چشم@@رزیـتــا@@ : سلام محبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب دل من شدی... خوشحال میشم پستای قشنگتو توی گروه""عشق بدون ســـــــــــــــــــــــــــانسور"" بزاری... توی لیست گروه هام اولین گروهه...

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

  • دو هفته ای هست که ظرف نباتمان خالی هست

و چای میخوریم و حسرت خراسان را
  • دو هفته ای هست که ظرف نباتمان خالی هست

    و چای میخوریم و حسرت خراسان را

    گشتم بر درو دیوار حرم ات


    جای ننوشته گناهکار نیاید

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : این درخواست چتی که بهت دادم تائدش کن تا برات بگم

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • دیانا شفیعی : تا اینجاشو بلدم که این دوتا عکسو از این هفتیر کش بازنشر کردم

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    • Ostad sadegh (Pesrlor ) : بیا به چت روم تا برات بهتر بگم من درخواست میدم تو تائیدش کن

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    1797 هواداران
    بازدیدکنندگان