Elmira -

(sahararya )
  • تار ديدن يه آپشن خيلي خوبه.
تار بشنوي يه سري حرفا رو، تار دوست داشته باشي آدما رو،
تار ناراحت بشي،
  • تار ديدن يه آپشن خيلي خوبه.
    تار بشنوي يه سري حرفا رو، تار دوست داشته باشي آدما رو،
    تار ناراحت بشي، تار از يكي بدت بياد،
    تار اميدوار بشي، تار نا‌ اميد بشي،
    تار يه آدمي رو بخواي، تار يه آدمي رو نخواي.
    تار زندگي كني، هيچي واضح نباشه،
    از همه چي خيلي مبهم رد بشي، اينجوري مثلا خيلي تار همه‌چي خوبه يا خيلي تار بد.
    بي‌خيالي يه نوع تار ديدنه دیگه .

  • دوستی می گفت؛
بچه که بودم، یه جوجه داشتم.
خیلی دوستش داشتم.
یه روز گرفتمش جلو صورتم باهاش حرف بزن
  • دوستی می گفت؛
    بچه که بودم، یه جوجه داشتم.
    خیلی دوستش داشتم.
    یه روز گرفتمش جلو صورتم باهاش حرف بزنم
    که یهو
    نوک زد توی چشمم.
    خیلی دردم اومد.
    تو عالم بچگی کلی بهش فحش دادم.
    اما الان میفهمم که تقصیر اون نبود!
    تقصیر خودم بود!
    هر وقت کسی که شعور و فهم درستی نداره رو به خودت نزدیک کنی حتما بهت آسیب میزنه!
    این یه قانونه ...

    ادامه... دوستان
    • [● Hαjιтoɴ ●]
    • - ѕαɥαя ѕτʏłєѕ
    5999 هواداران
    بازدیدکنندگان