мoвιɴα.αм

(sarab1999 )

мoвιɴα.αм

5 روز پیش و 11 ساعت قبل
  • دلـِ من تَـــهـِ قِصمونـ رسید!
تــَـــهـِ دنیا !
___________
تجربه خوبی بود اینجا!
خداحافظ (bye)
  • دلـِ من تَـــهـِ قِصمونـ رسید!
    تــَـــهـِ دنیا !
    ___________
    تجربه خوبی بود اینجا!
    خداحافظ [لینک]

    • مَمُوشی^.^ هـَم میـهَــن:| : کجایی عاخه عاجی

      1 روز و 5 ساعت قبل

    • Şħęямęή #// : مبینم؟!چی شده زندگیم دوباره؟!

      1 روز و 9 ساعت قبل

    • .ℳOみムʍムの . : مبینا (ghamgin)

      1 روز و 10 ساعت قبل

    мoвιɴα.αм

    1 هفته و 5 روز قبل

    خیلی راحت در چشم هایم نگاه کرد و گفت می خواهد برود.
    حرفی نزدم، نه اینکه عاشقش نباشم ها...نه... دیوانه وار دوستش داشتم.
    اما باید با چشم های خودتان ببینید عشق از همان دری که وارد قلبت شده، دارد می رود، تا مثل الان من لال بشوید.
    اینجور وقتها من لال می شوم. همه ی وجودم می شود یک چشم، که با وجود ابری بودنش، تمام رفتن های معشوقش را یکجا به تماشا می نشیند. فقط به امید اینکه شاید برود؛ تمام دنیا را بگردد... ببیند هیچ خانه ای گرم و نرمتر از خانه ی قلب منی که ترک کرده نبوده و نیست...
    آن وقت دوباره برگردد و این بار آهسته در بزند، و من بی صبرانه بگویم خوش آمدی...
    بگویم می بینی؟ هیچ چیز این خانه عوض نشده... فقط کمی پنجره های قلبم ترک برداشته ... چون وقتی می رفتی، از همین پنجره یک دنیا تو را تماشا کردم!

    мoвιɴα.αм

    1 هفته و 5 روز قبل
  • برای #من همه چیز اونقدر آروم و بی سرصدا پیش رفت که متوجه اش نشدم .. تقریبا همه چیز اون طوری بود که ب
  • برای #من همه چیز اونقدر آروم و بی سرصدا پیش رفت که متوجه اش نشدم .. تقریبا همه چیز اون طوری بود که باید باشه جز حال سوار روی صدای من .. جز #چشمام که همه #روز با همه حقیقتش فرق داشت..
    میدونی چند #سااال ادامه پیدا کره بود تا رسیدن به این نقطه؟خیلی خیلی خیلی طولانی تر از همه #شب هایی که گذشت و از #من و #تو کسی روی این زمین خبر خاصی نداشت!
    باشه.. بذار طوری بگم که بفهمیش من همون #آدم داعم درگیر بودم و موندم به تمام داشته هایی که براشون تلاش کرده بودم و تو همون آدمی که نم نمک لمس میکنم واقعیتش رو .. بوی عطری که فهمیدم چقدر نیازش داشتم وقتی دوباره رسیدم بهش!.... یا این که تمام اون چند بیست و چهار ساعت مات و مبهوت چی بودم...
    هنوزم برام همونقدری که باید پیچیدست و عجیب اما رنگش فرق میکنه!... لاجوردیه . آرومه.. بی پرواست و البته نگران.
    منو ببخش اگر واضح تر از نیست حرف درونم.. ببخش اگر جز تو هیچ کس ، هرگز نمیفهمد اش!...
    ببخش..
    و #شب رو شروع کن

    мoвιɴα.αм

    1 هفته و 5 روز قبل
  • دیشب وقتی داشتم کتاب میخوندم صدا شو شنیدم
تا دم دمای صبح که من داستانو تموم کنم و خوابم ببره هنوز م
  • دیشب وقتی داشتم کتاب میخوندم صدا شو شنیدم
    تا دم دمای صبح که من داستانو تموم کنم و خوابم ببره هنوز میبارید
    امروز صبح که از خواب بیدار شدم بازم صداشو شنیدم
    وقتی رفتم پرده رو کنار زدم تازه فهمیدم چه خبره
    یه مه غلیظ همه جارو گرفته بود
    دیدن مه توو زندگی شهری یه تنوع به حساب میاد
    کلی جالب بود
    چه دل پری داشت آسمون
    انگار کلی وقت داشته که فکر کنه و بغض کنه و دست آخر نتونه با خودش کنار بیاد و بزنه زیر گریه...
    یادم افتاد تو توو هوای ابری دلشوره میگیری
    با خودم فکر کردم من هنوز یادمه...
    آدم یادش می مونه آدمای زندگیش چیارو دوست دارن و از چیا بدشون میاد
    حالا اون آدم میخواد یه آدم مرده باشه یا زنده، رفته باشه یا مونده
    میدونم حتی اگه بعدها با کسی دست توو دست زیر بارون قدم بزنم بازم میدونم که تو یه جایی توو این هوای ابری دلشوره داری حتی اگه کنار فوق العاده ترین آدم زندگیت باشی...
    دیشب توو کتاب نوشته بود مهم اینه که آدم عاشق کی باشه
    من اما فکر می کنم مهم تر اینه که آدم چطوری عاشق باشه
    مثلا اینطوری که چند سال بعد حتی اگه دیگه عاشق اون نباشه و دلش گیره کس دیگه باشه بازم توو یه روز گرفته بارونی یادش بیاد که یه ‌آدمی یه جایی الان دلشوره داره

    мoвιɴα.αм

    1 هفته و 6 روز قبل
  • شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه, شازده کوچ
  • شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
    بعد از ملاقاتی کوتاه, شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
    اما فرمانروا که دلش می خواست او را نگه دارد گفت:
    نرو, تورا وزیر دادگستری می کنیم.

    شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
    فروانروا گفت:
    خب, خودت را محاکمه کن!
    این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...

    мoвιɴα.αм

    3 هفته پیش و 6 روز قبل

    دوستایِـ گُلـِ اد لیستمـ
    پروفـِ من دارهـِ تغییر میکنهـِ :)
    لینک پروفِ جدیدمو میزارمـ
    هرکدوم از دوستامـ که تو ادلیستمنـ
    اگه دلشونـ میخواد بهـِ رابطشونـ با منـ ادامهِـ بدنـ و بازمـ جز دوستامـ و لیستمـ باشن ,
    بیان به پروف جدیدمـ و درخواس بـِدَن :) [لینک]

    мoвιɴα.αм

    3 هفته پیش و 6 روز قبل
  • اصلا تئوری خوبی نیست که برای حالِ خوبت نیاز به دیگران داشته باشی...!
اتفاقا تنهایی خیلی هم خوب است!
  • اصلا تئوری خوبی نیست که برای حالِ خوبت نیاز به دیگران داشته باشی...!
    اتفاقا تنهایی خیلی هم خوب است!
    البته که باید تنهایی را بلد باشی... .
    میخواهی یک فنجان چای بنوشی؟
    باشه قبول...!
    اما چرا با یک موسیقی همراهش نمیکنی؟
    صبح که بیدار میشوی
    حالا مقصدت هر کجا که باشد
    چطور است یک مقدار زودتر از خانه بزنی بیرون و پیاده روی کنی و اهدافت را مرور کنی؟
    نه اهدافِ خیلی طولانی مدت!
    همینکه مثلا تا آخر هفته فلان کتاب را بخوانی هدف است و عملی کردن اش باعث شادابی ست.
    اصلا چرا با خودت حرف نمیزنی؟!
    با خودت درد و دل کن.
    ببین چه چیزهایی آرامش ات را بر هم میریزد
    همه را دور بریز
    ببین چه غذایی را هوس کرده ای
    برای خودت آشپزی کن... .
    آخ که چه کیفی میدهد همراهِ آشپزی یک آوازی هم زمزمه کرد و سر را تکان داد!
    شب ها تایم خوبی ست برای فیلم دیدن
    چقدر مزه میدهد مادر را همراه با یک بشقاب سیب زمینیِ سرخ کرده یا کاهوی آغشته به سکنجبین به تماشای فیلم دعوت کرد!
    و خیلی خوب است هنگام خواب تمام رفتارهای لبخند آمیزِ روز را در دفتر یادداشت نوشت تا دوباره تکرار کرد و رفتارهایی که صلب آرامش کردند را فاکتور گرفت!
    .
    میدانی چیست رفیق؟
    .مسیر تنهایی را اگر بلد باشی
    دیگر راه نمیفتی دنبالِ جزیزه ی ناشناخته ی آدم ها...!
    که گم شوی
    و بدهکارِ لحظاتی که میتوانست با حالِ خوب همراه شود

    ادامه... دوستان
    • ❤❤آنشِرلي ❤❤
    • Mobin :)
    • ♥αѕαℓ♥ .
    • ̶̶آ̶̶و̶̶ش̶̶ن̶̶
    • ♚FARZAD ♚
    • نـ؁ـٰآدیـــْـ ❥∞
    • مَمُوشی^.^ هـَم میـهَــن:|
    • ✿ماه☽ پیشونی✿
    • ᵉᵛᶤˡ ᵃᶰᵍᵉˡ :/
    • Şħęямęή #//
    1182 هواداران
    بازدیدکنندگان