shahin sharifinya

(shahinking )
  • داستان شیخ و مریدان .  part 13

شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟ 
شیخ ساعاتی را در بخث
  • داستان شیخ و مریدان . part 13

    شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟
    شیخ ساعاتی را در بخث مکاشفت و نجومیات گذراند و رئ به آن مرید بکردندی و فرمود : به زنبور بی عسل. عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت. فرمود :خاک بر سرتان لاشی های بی وجود واقعیت که داشت هیشششششششششششش .
    و مریدان با تعجب از شیوایی سوت شیخ رم بکردندی و به صحرا برفتندی و خشتک پاره بکردندندی ...

    • سعید موسوی نزاد : مرسی اینا چیه

      4 سال پیش و 11 ماه قبل

    • محمدعلی رحیمی : اینترنت ایران به شبکه آب و فاضلاب تهران شباهت داره... هر موقع سد کرج و لتیان کم آب بشه از چاه میکشن و میریزن تو حلق ملت!

      5 سال پیش, 1 ماه

    • بهار گمشده ............. : خیلی باحال بود

      5 سال پیش, 1 ماه

    گاه دلتنگ میشوم . دلتنگتر از همه دلتنگها ... !
    گوشه ای میشینم و میشمارم حسرتها را محاکمه میکنم وجدانم را ، کدام قلب را شکستم و کدام احساس را له کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم ؟؟؟؟؟ که اینچنین دلتنگم ... !

    • جلال مهری : محبوب شدی خیلی خوب بود

      5 سال پیش

    • زهــرا یی : مطمئن باش دنیا قانون داره و بی حساب کتاب نی حاله الانتم تاوان گذشتته بت قول میدم

      5 سال پیش, 1 ماه

  • داستان های شیخ و مریدان .  part 12

روزی گذر شیخ بر بلاد افغانستان فتادی. هوا رو به تاریکی گذارد و
  • داستان های شیخ و مریدان . part 12

    روزی گذر شیخ بر بلاد افغانستان فتادی. هوا رو به تاریکی گذارد و شیخ در دل سیاهی شب گرفتار بشد. ناگهان شیخ خود را در محاصره ی طالبان بدید. فرمانده ی طالبان رو به شیخ کرد و گفت: ای شیخ، آیا برای استمداد و جهاد با کفار آمدی؟ شیخ با خود گفت بلاشک اگر بگویم نه، این دیوانگان دانه دانه ریش هایم کنده و خشتکم سلاخی کنند. پس از سر دانایی فرمود: آری، آمدم تا خشتک کفار همی تنگ آریم. طالبانیان نعره برآوردند و فریاد زدند:” شیخ ما زینده باد، آمریکا مورده باد.” فرمانده ی طالبان شیخ را در آغوش گرفت و در همان حین، کمربند انفجاری بر کمر شیخ ببست و گفت شهادتت مبارک برادر! شیخ اشهد خویش بخواند و با خود گفت همانا شیخ بودن مضخرف ترین شغل دنیاست که در نهایت آدم را به فنا دهد، و سپس ضامن انفجار بفشرد….!…لحظه ای بعد…. شیخ به خیال این که در بهشت است چشمانش گشود و دید همانجاست که بوده ونمرده!. صدای خنده بشنید، برگشت و دید طالبانی در کار نباشد، همانا مریدان هستند که شیخ را ضایع بکردندی و خنده ها بزدند… پس شیخ فحش ناموسی را چون رگبار بر سر مریدان فروآورد و به دنبال آنان تا ققندهار بتاخت….
    ***
    شیخ و مریدان به پارک جنگلی رفتندی از برای تناول ناهار و گذران وقت
    در میانه راه اعلانی نصب بود که : قلیان ممنوع . چادر مسافرتی ممنوع . سگ ممنوع . پخش موسیقی ممنوع و الخ… ـ
    شیخ بفرمود : باز جای شکرش باقیست که تجاوز آزاد است وگرنه در طبیعت چه میکردیم!!؟
    مریدان شلوار را محکم بگرفته و به غایت سرعت گریختندی

  • داستان شیخ و مریدان .  part 12

روزی شیخ، مریدان را جملگی در مکتب گرد آوردندی که امروز شما را حکمت
  • داستان شیخ و مریدان . part 12

    روزی شیخ، مریدان را جملگی در مکتب گرد آوردندی که امروز شما را حکمتی گویم که در خشتک هایتان بماند!
    سپس مقداری عرق سگی راکه در جای نوشابه خانواده ریخته شده بود
    در آورد و مقداری در جام مخصوص ریخت!
    مریدی گفت:"یا شیخ! این عرق سگی است؟"
    و شیخ نگاهی به مرید کردندی که مرید خود دانست
    مستحق یک پ ن پ نان و آب دار بوده و ساکت شدندی!

    شیخ گفت می خواهم تاثیر این شرب خطرناک را نشانتان دهم...
    سپس کرم کوچکی را در آورد و در جام انداخت...
    کرم به خود پیچید، در ظرف نوشيدني غوطه زد و در جا بمرد!

    شیخ گفت اي مریدان! از این ممات، چه نتیجه ای می گیریم؟

    و مریدان یکصدا گفتندی که عرق سگی برای از بین بردن کرم معده مفید است!
    و اينبار شيخ بود كه خشتك خود را دريده مثه اسب عربي
    سر به بيابان گذاشته و هي پيتيكو پيتيكو مي كرد ...
    نصیحت شیخ به جنیفر لوپز :

    دخترم! حیف نیست با این اندام قشنگت خم نمیشی و سجده شکر به جا نمیاری؟

  • داستان شیخ و مریدان .  prat 11


روزی شخصی نزد شیخ برفت و از و وی را گفت که یا شیخ من را از تو سو
  • داستان شیخ و مریدان . prat 11


    روزی شخصی نزد شیخ برفت و از و وی را گفت که یا شیخ من را از تو سوالی است،
    سقراط میگوید یونانی ها دروغ گواند. خود سقراط یونانی است پس سقراط دروغ میگوید که یونانی ها دروغ گواند. بنابراین یونانی ها راست گو اند پس سقراط راست میگوید که یونانی ها دروغ گو اند
    حال شما بگویید یونانی ها راست گویند یا دروغ گو؟
    شیخ دست در خشتک برد و اندکی فکر کرد ، ناگهان چهره اش را در هم و شمشیرش را بر کشید و آن شخص را از پایین و به صورت عمودی به دو نیم تقسیم بکردندندی.. و فرمود:
    " آخرین بارتان باشد ازین سوال های مسخره می پرسید"
    مریدان که شاهد این صحنه بودند به حقانیت شیخ ایمان آوردند و شادی کنان و هلهله کنان اینبار به سمت اقیانوس برفتندندی و شادی بکردندندی ... !!!!!!

  • داستان های شیخ و مریدان .  part 10

یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا
  • داستان های شیخ و مریدان . part 10

    یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا میخوری؟ مرید گفت بلی. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ مریدگفت بلی. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ مرید گفت بلی. شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کردندی. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهدندی........ مریدان کپ کردندی و خشتکها بدریدندی.

    • shahin sharifinya : مرسی تارلا جوون.

      5 سال پیش, 1 ماه

    • تارلا جوون : محبوب شدی عزیزم !

      5 سال پیش, 1 ماه

    • shahin sharifinya : فدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااات داشه گلم

      5 سال پیش, 1 ماه

  • داستان های شیخ و مریدان .  part 9

روزی مریدی از شیخ پرسید یا شیخ تفاوت مگس و پلنگ در چیست؟؟؟؟
شی
  • داستان های شیخ و مریدان . part 9

    روزی مریدی از شیخ پرسید یا شیخ تفاوت مگس و پلنگ در چیست؟؟؟؟
    شیخ از این تضاد همی جفت کردندی و دست بر گریبان و محاسن و خشتک کشید
    و بعد از دمی گفت:
    مگس را وقتی میرینی،میبینی و پلنگ را وقتی میبینی میرینی!

    مریدان که این شیوایی کلام را دیدندندی ،ریدندندی و به رشته کوه های آلپ گریختنتندی...!!

    • sara moghadam : موفق و موید باشین دوست عزیزم

      5 سال پیش, 1 ماه

    • shahin sharifinya : مرسی رفیق .درحقیقت من کردم .بچه کردستان .تو اورمیه دانشجوم بازم ممنون برای قبول درخاستم.

      5 سال پیش, 1 ماه

    • sara moghadam : محبوب شدی دوست اذربایجانی

      5 سال پیش, 1 ماه

  • داستان های شیخ و مریدان . part 8

روزی شیخ مشغول مکالمه با سیم کارت ایرانسل خود بودی. اما مکالمه چ
  • داستان های شیخ و مریدان . part 8

    روزی شیخ مشغول مکالمه با سیم کارت ایرانسل خود بودی. اما مکالمه چنان طولانی گشت که مریدان پرسیدند: یا شیخ چگونه است که شارژ سیم کارت شما تمام نمیشود پس از چندین ساعت گوهرفشانی؟
    شیخ لبخندی شیطان گونه زده و فرمود:
    از ان روی که من در فیس بوک یک (فیک اکانت) با نام (عسل جون) اختیار نموده و به وسیله ی ان ملت را شارژ ایرانسل تیغ همی زدمی!!
    و مریدان از فرط تعجب توان نعره و گریز به بیابان هم نداشتندندی

  • داستان های شیخ و مریدان .  part 7

روزی استادی از فرنگ از شيخ ما پرسید: شما تو ایران چایی بیشتر می
  • داستان های شیخ و مریدان . part 7

    روزی استادی از فرنگ از شيخ ما پرسید: شما تو ایران چایی بیشتر می‌خورید یا قهوه؟
    شيخنا بگفتا: چایی بیشتر می‌خوریم ولی كتابی در غايت طرز تهیۀ قهوه در کشورمان داریم که 4 جلد است و هر جلدش به چه کلفتی!
    برق 360ولت از سر استاد فرنگی پرید و گفت: وای، نام آن کتاب چیست ؟
    بگفتا: اصول کافی (کافی = قهوه)
    پس از شنيدن اين جمله مريدان يكي در ميان خشتك به سر يكديگر كردند و سر در دیوار کوفتندندی...!!!

    داستان های شیخ و مریدان . part 6

    ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﺎ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﯿﺦ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﺎﺭﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﻨﻤﻮﺩﻧﺪﯼ ! ﻧﺎﮔﺎﻩ ﻣﺮﯾﺪﯼ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺭﻓﺖ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ! ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ۷ ﻗﺪﻣﯽ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺷﻤﺎﺳﺖ ادرار کنندی !

    ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ! ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ۵۰۰ ﺳﮑﻪ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ که ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ !
    ﻣﺮﯾﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﮑﺮﺩ ﻭ ۷ ﻗﺪﻡ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ادرار کردن ! ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺑﺪﺍﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ادرار بکرد ﺑﻪ ﺟﺰ ﺩﺍﺧﻞ ﻟﯿﻮﺍﻥ ! ﮐﻨﺎﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ، ﺭﻭﯼ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺷﯿﺦ ﻧﯿﺰ ﺑﯽ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﻤﺎﻧﺪﯼ !
    ﻭﻟﯽ ﺷﯿﺦ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﺮﻁ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺧﺘﯽ ، ﺳﮑﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﯾﺪ !
    ﻣﺮﯾﺪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺮﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﭻ ﭘﭽﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺳﮑﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﺩﺍﺩ !
    ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ۵۰۰ ﺳﮑﻪ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﭼﺮﺍ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ؟
    ﻣﺮﯾﺪ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﯾﺪ ۱۵۰۰ ﺳﮑﻪ ﺷﺮﻁ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﮕﺎﻥ ادرار کنندی ﺣﺘﯽ بروی ﺷﻤﺎ ! ﻭ شما ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺮﺩﯾﺪ !
    ﺷﯿﺦ ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﯿﺪﻧﺪ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺎﯾﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﻭﯾﺨﺘﻨﺪﯼ !

    • FATEMEH ................... : صدباراین داستانکهاروخوندم همیشه هم خنده داره.........مرسی

      4 سال پیش و 5 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • alone1234 ...
    • تخفیف باران
    • ☠SHOOkOOl.JOON☠ شوکول
    • waran 1998
    • امیر علی .....
    • ♚ ℳℜ☄ Å ℒⅈ ♚
    • حسن ترابي
    • مجتبی جوکار
    • ﻓﺮﺷﻴﺪ ﺑﻠﺪﻱ
    • تنهای وحشی
    • دلیر محمدی
    • Ali یک دریا زیبایی
    • نعمت گیان گیانه گیشگی
    • Parisa♡ Ahmadi♥
    • مجله اینترنتی هشتک
    • mohammad seife
    2027 هواداران
    بازدیدکنندگان