reza shahkarami

(shahkarami )
  • غمت دریاست،دلت تنها...یادم را ب این دل دریایی خواهم سپرد..تا شاید تسلی بخش آن شود..گاهی دلم عجیب می
  • غمت دریاست،دلت تنها...یادم را ب این دل دریایی خواهم سپرد..تا شاید تسلی بخش آن شود..گاهی دلم عجیب می گیرد از رسم دنیا..گاهی دلم لک میزند برای بچگی هایم ک تنها غمم...شکستن نوک مدادم بود...کاش..هیچگاه آرزوی بزرگ بودن را نداشتم..اما..جا گذاشته ام آرزوهایم را در کودکی ام..کاش تنها آرزو هایم بود..جا گذاشته ام خوشی هایم را بازیهای کودکانه ام را..لذت های بچگی ام را..اما با خود آوردم..تنهایی را..بی تفاوتی را...بی میلی را...این روزها تنهایم، بی تفاوت،بی میلم،زنده ب گور میکنم آرزو هایم را و جای آن درد میگذارم...درد میکشم..سکوت میکنم..فریاد میزنم...اما باز هم بی تأثیر است..ـ

    • alma masoudi : لایک (dd)

      1 روز و 10 ساعت قبل

  • به جهانی ندهم عالم درویشی را 
که جهان غمکده ای در نظر درویش است
انجا كه نظر گه دلِ درويش است
دروي
  • به جهانی ندهم عالم درویشی را
    که جهان غمکده ای در نظر درویش است
    انجا كه نظر گه دلِ درويش است
    درويش خدا نيست
    خدا درويش است

    • էἶցεɾ✔✖էἶքεɾ ღ : صلام ممنون میشم بیایی اولین گروه پروفم √ヅ♥☠بڪ๛ خاص♥ヅ☠

      1 روز و 14 ساعت قبل

  • من تو را
  • من تو را "فقط" دوست دارم؛ در حدی که یک کلام بگویم: «نبودی نگرانت شدم» عاشقت نیستم که الکي شلوغش کنم، یا سرت داد بزنم: «کجا بودی؟ با که بودی؟ پس چرا خبری ندادی؟» من تو را "فقط" دوست دارم؛ در حدی که اگر دلت گرفته بود و حرف داشتي، بتوانم کنارت بنشینم، و ساعت ها فقط گوش کنم. عاشقت نیستم که مثلا بگویم: «ول کن این حرف ها را.. درست مي‌شود..» . من تو را "فقط" دوست دارم؛ در حدی که اگر خواستي بروی، فقط بگویم «مراقب خودت باش» عاشقت نیستم که به پایت بیفتم و بگویم «نرو» من تو را، "فقط و فقط" دوست دارم؛ در حدی که این دوست داشتن، دوست داشتن بماند. چون اگر عشق شود خرابش مي‌کنیم. آدم ها عشق را خراب مي کنند. تو بیا همین دوست داشتن را خوب اجرا کنیم #رضا_باقری

  • قلب عاشق پیشه از هجرت شکایت میکند
غصه های بی تو بودن را روایت میکند

شاعری دیوانه ام عاشق بدیدارت
  • قلب عاشق پیشه از هجرت شکایت میکند
    غصه های بی تو بودن را روایت میکند

    شاعری دیوانه ام عاشق بدیدارت منم
    آسمان چشمم از باران حکایت میکند

    گریه ها کردم بیایی در برم چون ابرها
    ابر بارانی زچشمم سخت حیرت میکند

    در توانم نیست چشمم را ببندم روی تو
    دیدنت آیینه را هم غرق عادت میکند

    تارو پودم را بسوزاند غمت در هر نفس
    هر نفس ،آتش درونم شعله قسمت میکند

    بی قرارم جمعه ها آخر کجایی ای مها
    قلب عاشق پیشه از هجرت شکایت میکند
    عشق وسرنوشت

  • چیزی بگو غریبه از آن حال دیگرت

شعری بخوان ازآن دل ازخود جلوترت


ازاین و آن که پشت سرت حرف می
  • چیزی بگو غریبه از آن حال دیگرت

    شعری بخوان ازآن دل ازخود جلوترت


    ازاین و آن که پشت سرت حرف می زنند

    از نارفیق که می زند از پشت خنجرت


    از اینکه چشمهای تو را گل گرفته اند

    تا گریه های تازه نباشند بسترت


    با اینهمه شنیده ام این چهارشنبه ها

    خیس است حال چشم تو و حال دفترت


    در آسمان سرخ غزل سیب دیگری است

    می کوبد آسمان و زمین مشت بردرت...

    • aram 30 : مهم نیست...

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • reza shahkarami : چرا پس پست خودتو حذف کردی؟

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • aram 30 : نیازی نیست من حذف کردم...

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

  • برای
پنجاه سالگی !
شصت سالگی !
هفتاد سالگی ...!
تو را می خواهم ...!
برای خانه‌ای که تنهایم ...
  • برای
    پنجاه سالگی !
    شصت سالگی !
    هفتاد سالگی ...!
    تو را می خواهم ...!
    برای خانه‌ای که تنهایم ...
    تو را می خواهم برای چای عصرانه ...
    تلفن‌هایی که میزنند و جواب نمیدهیم !
    تو را می خواهم برای تنهایی ...!
    تو را می خواهم وقتی باران است !
    برای راهپیمایی آهسته‌ی دوتایی !
    تو را می خواهم ...!
    برای صبح ...
    برای ظهر ...
    برای شب ... برای همه ی عمر ...!

    • سیمین ... : هر که در عشقسر از قله برآرد هنر استهمـــه تا دامنــــه‌ ی کــــوه تحمــــــل دارند .

      4 روز پیش و 13 ساعت قبل

  • پوسته ی زیرین قلب جایی ست که تمام اندوه ها و شکست ها و سرزنش ها و دلتنگی هایت را آنجا نگه می داری. ج
  • پوسته ی زیرین قلب جایی ست که تمام اندوه ها و شکست ها و سرزنش ها و دلتنگی هایت را آنجا نگه می داری. جایی که هیچ کس نمی داند و هیچ وقت هم نخواهد دانست. جایی که باید مراقبش باشی. نباید بگذاری پوسته آنقدر باد کند و بزرگ شود که کل حجم قلبت را بگیرد. شنیده ای که می گویند: غمباد گرفته! اگر پوسته ی زیرین قلب بزرگ و بزرگ تر شود غمباد می گیری. شنیده ای می گویند: قلبش ترکید! پوسته ی زیرین قلب که مثل یک تاول چرکین بزرگ شود و بترکد مثل این است که قلبت ترکیده است. بعد از آن هرچه زیر پوسته بوده در تمام بدنت پخش می شود و تو می مانی با حجم بزرگی از اندوه و شکست و سرزنش و دلتنگی به اندازه ی خودت. این حجم بزرگ از خودت را نمی توانی جایی ببری. نمی توانی جایی جا کنی. نمی توانی بگذاری کسی ببیند. تو می مانی و خودت، و با این حجم بزرگ و بزرگ تر می شوی. غیر قابل تحمل تر می شوی. مثل یک بادکنک باد می شوی و فکر میکنی هنوز جا داری... شنیده ای می گویند: آخرش خودش را از بین برد! مرد! خودت را از بین می بری و دنیا هنوز دارد پشت سرت حرف می زند.
    ____________
    _معکوس ماهی

    ادامه... دوستان
    • زهرا حسنی
    • enrique eglesias
    • حنانه اکبریان
    • ava .
    • ســــیب ســـبز
    • alma masoudi
    • م ت
    • ملیحه خلیلی
    • اکرم دودانگه
    • Denira Afsari
    • محیا کیان
    • نفس ازاد
    • سارا جم
    • ـــــــــــmiss mhdـــــــــــ
    • نیلگون ممم
    • سپیده ......
    1728 هواداران
    بازدیدکنندگان