.... ....

(sila )

.... ....

2 سال پیش و 7 ماه قبل [پست ثابت]

...
اغوشت بی محابا مرا به میهمانی فرا میخواند
ومن شرم کردم از نه گفتن!
وچه نه گفتنی؟؟؟
وقتی این امن ترین جایی بود که میشد پناهنده اش شد

دیدار ما یک قرار ساده بود
نه یک قرار صمیمی!
قرار نبود دوست داشتنی باشی...
قرار نبود دوستت داشته باشم...
قرار نبود......... اما ...............

  • ava3

.... ....

2 سال پیش و 8 ماه قبل

سالها رفت و هنوز / یک نفر نیست بپرسد از من / که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی/ صبح تا نیمه شب منتظری/ همه جا مینگری / گاه با ماه سخن میگویی/ گاه با رهگذران خبر گمشده ای می جویی / راستی گمشده ا ت کیست ؟/ کجاست؟/ صدفی در دریاست ؟ / نوری از روزنه فردا هاست/ یا خدایی ست که از روز ازل نا پیداست...؟!

.... ....

2 سال پیش و 8 ماه قبل
  • دوباره دستهایم را میگیری / دوباره پرواز میدهی مرا حوالی خیالت / ولی دوباره یک بال مانده تا اوج / دست
  • دوباره دستهایم را میگیری / دوباره پرواز میدهی مرا حوالی خیالت / ولی دوباره یک بال مانده تا اوج / دستهایم را رها میکنی / تا در حسرت دیدن اوج احساست / به قعر خیالت سقوط کنم.

    • .... .... : ممنونم

      2 سال پیش و 8 ماه قبل

    .... ....

    2 سال پیش و 8 ماه قبل
  • دیروز من و عاشقت بودن ها / امروز تو و  دلبر و دلدادن ها /زین پس من و دوستت دارم ها / که دگر گفته نخو
  • دیروز من و عاشقت بودن ها / امروز تو و دلبر و دلدادن ها /زین پس من و دوستت دارم ها / که دگر گفته نخواهد شد و من / از طنینش قفسی بهر دلم خواهم ساخت / به هوایی به درون قفسش خواهم خواند/ مرغ دل را به صد افسانه اسیرش بکنم / نه فقط سیر که پیرش بکنم / تا دگر از تو نیاید خبری / وز دلت هیچ نیابد اثری / بلکه از غصه بمیرد دل من / یا ز تو رسم جفا یاد بگیرد دل من.

    .... ....

    2 سال پیش و 8 ماه قبل
  • هیچ وقت نمیدانید
  • هیچ وقت نمیدانید

    • :) * : خوبه پس دستشون درد نکه....ممنونم از جمیعی ارواح و جنیان...که جواب این بندرو میدن...که اگه خودش بودکه جواب نمیداد..

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    • .... .... : بله . .ارواح دارن جواب کامنتا رو میدن . ...

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    • .... .... : لنگه ظهره . ....

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    .... ....

    2 سال پیش و 8 ماه قبل
  • وقتی دری بسته میشود در دیگری باز میشود ولی انقدر با تاسف به درهای بسته نگاه میکنیم که از درهای باز ش
  • وقتی دری بسته میشود در دیگری باز میشود ولی انقدر با تاسف به درهای بسته نگاه میکنیم که از درهای باز شده غافل می مانیم.

    • .... .... : سلام ! !!!!! عجب دیوووووووونه ای هستی تو ! !!!!!!!

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • علی اسفندیاری : عالی سلام دیونه چقدر دیونه داری

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • .... .... : بفرمایید . ..

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

  • از یک جایی به بعد... نه بال بال میزنی

نه دِل دِل میکنی

نه داد و بیداد میکنی

نه گِریه میکنی
  • از یک جایی به بعد... نه بال بال میزنی

    نه دِل دِل میکنی

    نه داد و بیداد میکنی

    نه گِریه میکنی

    نه مشتتو میکوبی تو دیوار

    ... نه...

    از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی!!!

    یا با خاطراتت زندگی میكنی...

    .... ....

    2 سال پیش و 9 ماه قبل
  • عشق معشوق را طعمه خویش میسازد وهمواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید واگر ربود با هر دو دشمنی
  • عشق معشوق را طعمه خویش میسازد وهمواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید واگر ربود با هر دو دشمنی میورزد و معشوق نیز منفور میگردد . دوست داشتن ایمان است وایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز است که از جنس این عالم نیست. علی شریعتی.

    .... ....

    2 سال پیش و 9 ماه قبل
  • بعضی ادمها پر از مفهوم هستند .پر از احساس های خوبند پر از حرفهای نگفته اند چه هستند چه نیستند هستند
  • بعضی ادمها پر از مفهوم هستند .پر از احساس های خوبند پر از حرفهای نگفته اند چه هستند چه نیستند هستند یادشان وخاطرشان وحسهای خوبشان وادمها بعضی هایشان سکوتشان هم پر از حرفهای نگفته است

    بعضی آدم ها را نمی شود داشت ، جنسشان بگونه ایست که در تملک کسی نمی آیند .
    آن ها را تنها می توان نگاه کرد ، فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت .
    دورادور ... بی بهانه ...
    بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها .
    آنها تنها برای اینند که دوستشان بداری .
    آن هم نه دوست داشتنی معمولی ، و نه حتی عشق .
    یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست .
    دوست داشتنشان نوعی ریسمانست برای بیرون آمدن از خویش .
    این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم ،
    در کنج دلت تا ابد یک جور خاصی دوست داشته خواهند شد .
    بعضی آدم ها را نمی توان داشت . آنها در تملک کسی نمی آیند .
    آن ها را تنها می توان نگاه کرد و نگاه کرد و نگاه کرد و ... دوست داشت .
    آن ها ، فقط برای اینند که " باشند " .
    چرا که نبودنشان تهی بزرگی است برای آفرینش .

    • .... .... : ممنونم...محبت دارین شما . ...

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

    • m s : زیبااااااا بود

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

  • شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد
که تواند همه شب گریه ی بی شیون کرد
زود رفت آنکه ز اسرار جهان آ
  • شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد
    که تواند همه شب گریه ی بی شیون کرد
    زود رفت آنکه ز اسرار جهان آگه شد
    از دبستان برود هر که سبق روشن کرد
    ناله گفتم دل صیاد مرا نرم کند
    این اثر داد که آخر قفسم ز آهن کرد
    دیده اش پاکی دامان مرا خواب ندید
    زاهد خشک که عیب من تردامن کرد
    مار در پیرهنت به که رگ اندر گردن
    که به افسون نتوان چاره ی این دشمن کرد
    ناله گر برق شود با دل سنگین چه کند
    راهزن را چه غم از اینکه جرس شیون کرد
    خانه ی دیده سیه باد به مرگ بینش
    خلوت دل را تاریک همین روزن کرد
    سینه را از نمد فقر اگر بنمایم
    می توان شمع ز آیینه ی من روشن کرد
    چاک را همچو قفس جزو بدن ساز کلیم
    تا به کی خواهی از آن زینت پیراهن کرد .

    ادامه... دوستان
    1846 هواداران
    بازدیدکنندگان