.... ....

(sila )

.... ....

2 سال پیش و 7 ماه قبل [پست ثابت]

...
اغوشت بی محابا مرا به میهمانی فرا میخواند
ومن شرم کردم از نه گفتن!
وچه نه گفتنی؟؟؟
وقتی این امن ترین جایی بود که میشد پناهنده اش شد

دیدار ما یک قرار ساده بود
نه یک قرار صمیمی!
قرار نبود دوست داشتنی باشی...
قرار نبود دوستت داشته باشم...
قرار نبود......... اما ...............

  • ava3
  • عاشقانه ها
  • عاشقانه ها

    • .... .... : سپاس از بازدیدتون ...

      8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • مهرتن مهراني : (ghalb) (ghalb) (ghalb) (gol) (gol) (gol)

      8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • سيامك زيبايي : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (ghalb) (ghalb) (ghalb)

      8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    ⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه
    پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
    منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟
    پدرم لبخندی زد و گفت:
    یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
    بدجوری بغض گلمو گرفت..

    سلامتی همه باباها
    ................واما ..................

    به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیم
    میگن:جانم!
    و هروقت صدامون می کنن،میگیم:چیه؟ها...؟

    به سلامتی مادرایی که می تونند تا 10 تا فرزندشونا
    نگهداری کنند اما 10 فرزند نمی تونند
    از یک مادر
    نگهداری کنند!

    به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادند ،
    ولی تو پیری
    بچه هاشون خجالت میکشند
    ویلچرشون
    رو هل بدند!

    به سلامتی مادری که وقتی غذا سرسفره کم میاد
    ،اولین کسی که از اون غذا
    دوست نداره خودشه!

    به سلامتی مادر .
    تنها کسی که وقتی شکمشو لگد می زدم
    از شدت شوق می خندید!

    به سلامتی
    مادر که دیوارش
    از همه کوتاه تره !!!!! خدایا هر کی این پست رو کپی کرد درد دلش رو رفع کن..

    ادامه... دوستان
    1847 هواداران
    بازدیدکنندگان