.... ....

(sila )

⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه
پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟
پدرم لبخندی زد و گفت:
یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
بدجوری بغض گلمو گرفت..

سلامتی همه باباها
................واما ..................

به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیم
میگن:جانم!
و هروقت صدامون می کنن،میگیم:چیه؟ها...؟

به سلامتی مادرایی که می تونند تا 10 تا فرزندشونا
نگهداری کنند اما 10 فرزند نمی تونند
از یک مادر
نگهداری کنند!

به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادند ،
ولی تو پیری
بچه هاشون خجالت میکشند
ویلچرشون
رو هل بدند!

به سلامتی مادری که وقتی غذا سرسفره کم میاد
،اولین کسی که از اون غذا
دوست نداره خودشه!

به سلامتی مادر .
تنها کسی که وقتی شکمشو لگد می زدم
از شدت شوق می خندید!

به سلامتی
مادر که دیوارش
از همه کوتاه تره !!!!! خدایا هر کی این پست رو کپی کرد درد دلش رو رفع کن..

  • اينقد نگو داغونم !!!!

شكست عشقي خوردي ميگي داغونم...

-داغون اون كسيه كه جلو بيمارستان آس و پاس
  • اينقد نگو داغونم !!!!

    شكست عشقي خوردي ميگي داغونم...

    -داغون اون كسيه كه جلو بيمارستان آس و پاس نشسته چون هر آمپولش دو مليون پولشه

    -داغون اون كسيه كه ضامن نداره بهش وام بدن واسه كرايه خونه

    -داغون اون مادريه كه هفته اي دوبار دياليز ميشه

    -داغون اون دانشجوييه كه كليه ميفروشه كه اخراج نشه

    -داغون اون پسريه كه روش نميشه با وضع ماليش حتي بره خواستگاري

    -داغون اونيه كه تا جيبش خالي ميشه دورش هم خالي ميشه

    -داغون اون پسرك فال فروش سر چهارراهه

    -داغون اون دختريه كه تو بهشت زهرا گل ميفروشه

    ميفهمي؟

    من و تو داغون نيستيم...

    اگه موافقی بازنشر کن

    خدایا کفر نمی گویم

    پریشانم

    چه می خواهی تو از جانم !

    مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

    خداوندا !

    اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

    لباس فقر پوشی

    غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی

    و شب ، آهسته و خسته

    تهی دست و زبان بسته

    به سوی خانه باز آیی

    زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

    خداوندا !

    اگر در روز گرما خیز تابستان

    تنت بر سایه دیوار بگشایی

    لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری

    و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی

    و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

    زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

    خداوندا !

    اگر روزی بشر گردی

    زحال بندگانت با خبر گردی

    پشیمان می شوی از قصه خلقت

    از این بودن ، از این بدعت

    خداوندا تو مسئولی

    خداوندا !

    تو می دانی که انسان بودن و

    ماندن در این دنیا چه دشوار است

    چه رنجی می کشد آنکس که انسان است

    و از احساس سرشار است.

    • (علیرضا )- رویای بامدادی : فلسفه خلقت .....اختیار وانتخاب ........فلسفه جبر ...........عقل وهوش ....

      1 سال و 7 ماه قبل

  • پــرنــده ای کـــه بـال و پــرش #ریختــه بـــاشد ...

#مظلـومیت خـاصـی دارد .

بــاز گذاشتن در ق
  • پــرنــده ای کـــه بـال و پــرش #ریختــه بـــاشد ...

    #مظلـومیت خـاصـی دارد .

    بــاز گذاشتن در قفسش تـــوهینــی است بـــه او

    #در قفس را ببنـــد...!

    تــــا زنـدان دلیل زمین گیر شدنش بــــاشد

    #نـــه پـــر و بــال و ریختــــه اش..

    • (علیرضا )- رویای بامدادی : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) بسیار زیبا ونظر منصفانه ای بود .

      1 سال و 7 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    1855 هواداران
    بازدیدکنندگان