.............. ...

(simin65 )

.............. ...

11 ماه پیش, 1 هفته [پست ثابت] [حضرت عشق]

چه عاشقانه ای بنویسم
ڪه دلتان برایم بلرزد؟!
وقتی
نه دستانش را گرفته ام،
نه در آغوشش ڪشیده ام،
و نه حتی او را ... بوسیده ام !
من فقط از دور ...
او را در خویش گریسته ام ...
عشقِ میانِ ما...
معصوم ترین عشقِ تاریخِ جهان بود . . .

  • ava3

فاصله ی تولد تا مرگ چیزی نیست جز "زندگی" .................. هر کاری میخواهی بکن، هر سفری میخواهی برو، با هر کسی میخواهی باش، هر کتابی میخواهی بخوان، هر هدفی میخواهی برگزین، هر غلطی میخواهی بکن.................. فقط این را بدان که زندگی یک بار است... یک بار برای همیشه ... پس ... یک بار برای همیشه "زندگی کن". ضمنا، بیشتر از هر کسی و هر چیزی، مراقب خودت و کسانی که در زندگی ات نقش معناداری دارند باش

.... اگر پابه خلوتت گذاشتم؛ اگر سکوتت را بهم زدم؛ اگر آمدنم بی دلیل بود ؛ اگر نسبت به تو دچار تشویشم و در خلوتم به تو می اندیشم؛ اگر بیقرارم اگر تو را بطور مستمر چک میکنم .... همه و همه را میدانی و میدانم.... این به منزله ی بازی دادن یا بازی خوردن نیست.... گاهی اوقات برای فارغ شدن از روزمرگیهایت پناهی می یابی.... پناهی که با حضور عزیزی برایت رنگ و بویی تازه دارد وتورا پابرجا میکند برای بودن در کنارش.... چونکه در وجود خود احساس تنهایی میکنی ولی باحضورش دلشادی؛قوت میگیری.... مهم نیست دست نیافتنی باشد... مهم نیست در کدام موقعیت جغرافیایی باشد... مهم نیست در چه شرایطی است مهم این است که او تمام دغدغه و دلخوشی توست... مهم وجودش ...حضورش و تصورش است... اینجا تنهایی گاه چهره ات را درهم میتند ولی عطر حظورش شادی آفرینت میشود وتمام کاستی ها و آلامت را ازخاطر می بری... بمان باش اما دوردست ودست نیافتنی تو ای ممنوع ترین ممنوعه ی دوست داشتنی.....

گاهی باورت نمی‌شود چه اتفاقی افتاده. فقط حس می‌کنی چیزی را گم کرده‌ای. چیزی که تنها از یک نفر می‌توانی سراغش را بگیری، وقتی تمام هوش و حواست را از دست دادی، وقتی چشم باز کردی و دیدی پشت پنجره‌ی خیس از باران به نقطه‌ای نامعلوم در دوردست خیره شده‌ای، وقتی ضربان قلبت دیگر ضربان قلب خودت نیست و وقتی بی‌اراده گفتی مواظب خودت باش، تازه آنجاست که می‌فهمی عاشق شده‌ای. وقتی عاشق شوی دیگر نه در ته یک فنجان قهوه و نه در دیوان حافظ، که در یک فنجان چای و یا در پیاده روی در یک خیابان پر خاطره دنبال آرامش می‌گردی.

.............. ...

2 هفته پیش و 3 روز قبل [حضرت عشق]

روی موج دوست داشتنت بودم...
بی هوا صدایم زدی...
دست پاچه شدم...
همه ی تنهایی ام روی زمین ریخت...
و بغض هایم ترک برداشت...
تو آهسته گفتی...
فدای سرت عزیز دلم...
نبودنم قضا و بلایی بود...
که بخیر گذشت...

ادامه... دوستان
  • محمد حسنی
  • روزبه آرام
  • مرتضی قویدل
  • رفعت رفعت
  • حمید آذری
  • NOOO TWO
  • سینا زرتشت
  • ایدین آذری
  • mohammad ........
  • سعید کورد
  • ميرشجاع سيدين
  • A Z
  • هرچه کنی به خود کنی
  • عبدالله عبداللهی
  • * sonat *
  • آرزو هاشمی
447 هواداران
بازدیدکنندگان