سینا پیروتی

(sina_mm )
  • از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب
شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب
پشت ستون سایه ها روی درخت ش
  • از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب
    شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب
    پشت ستون سایه ها روی درخت شب
    می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب
    می دانم آری نیستی اما نمی دانم
    بیهوده می گردم بدنبالت چرا امشب ؟
    هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
    نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها
    سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
    ایكاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
    هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
    حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
    امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
    بشكن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
    گشتم تمام كوچه ها را یك نفس هم نیست
    شاید كه بخشیدند دنیا را به ما امشب
    طاقت نمی آرم تو كه می دانی از دیشب
    باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
    ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
    آخر چگونه سركنم بی ماجرا امشب
    محمد علی بهمنی

  • دوباره می سرایمت تو را كه شاعرانه ای
بهانه می كند دلم تو را كه بی بهانه ای
همیشه چشم های تو دلیل ش
  • دوباره می سرایمت تو را كه شاعرانه ای
    بهانه می كند دلم تو را كه بی بهانه ای
    همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من
    میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای
    خدا تو را نیافرید مگر برای قلب من
    كه از تبار صبحی و زلال صادقانه ای
    بخند خنده های تو بهانه ی ترانه هاست
    دلیل هر سكوتی و شروع هر ترانه ای
    تو ضربدر دل منی و حاصل شما غزل
    همیشه جذر تو منم تویی كه بی كرانه ای
    نهاد بی گزاره ای اگر چه بی خبر ولی
    رسیدی و برای من همیشه جاودانه ای

  • من هستم و دوباره دلی بی قرار تو
این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو
منظومه ی بلند غزل های ناز من!
خ
  • من هستم و دوباره دلی بی قرار تو
    این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو
    منظومه ی بلند غزل های ناز من!
    خورشید هم ستاره شود در مدار تو
    زیبا ترین تغزل بارانی منی
    می بالد عاشقانه غزل در بهار تو
    عطری نجیب می وزد از واژه های من
    هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو
    بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات
    باشد که بی بهانه شود در کنار تو
    جایی که عشق نیز دچار تو می شود
    از من عجیب نیست شوم بی قرار تو

  • ای چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن
ای که حرفای قشنگت ، منو آشتی داده با من
من و گنجشکای خونه
  • ای چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن
    ای که حرفای قشنگت ، منو آشتی داده با من
    من و گنجشکای خونه ، دیدنت عادتمونه
    به هوای دیدن تو ، پر می گیریم از تو لونه
    باز میای که مثل هر روز برامون دونه بپاشی
    منو گنجشکا می میریم ، تو اگه خونه نباشی
    همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
    بس که اسم تو رو خوندم ، بوی تو داره نفس هام
    عطر حرفای قشنگت ، عطر یک صحرا شقایق
    تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق
    شعر من رنگ چشاته ، رنگ پاک بی ریایی
    بهترین رنگی که دیدم ، رنگ زرد کهربایی
    من و گنجشکای خونه ، دیدنت عادتمونه
    به هوای دیدن تو ، پر می گیریم از تو لونه
    گوگوش منو گنجشکای خونه
    ای چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن
    ای که حرفای قشنگت ، منو آشتی داده با من
    من و گنجشکای خونه ، دیدنت عادتمونه
    به هوای دیدن تو ، پر می گیریم از تو لونه
    باز میای که مثل هر روز برامون دونه بپاشی
    منو گنجشکا می میریم ، تو اگه خونه نباشی
    همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
    بس که اسم تو رو خوندم ، بوی تو داره نفس هام
    عطر حرفای قشنگت ، عطر یک صحرا شقایق
    تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق
    شعر من رنگ چشاته ، رنگ پاک بی ریایی
    بهترین رنگی که دیدم ، رنگ زرد کهربایی
    من و گنجشکای خونه ، دیدنت عادتمونه
    به هوای دیدن تو ، پر می گیریم از تو لونه

    سینا پیروتی

    6 ساعت پیش و 32 دقیقه قبل [دلپسند]
  • ترانه و شعر آهنگ بی تاب پازل باند و حمید هیراد
مزن دست به این مست , مزن دست به این مست , مزن دست به
  • ترانه و شعر آهنگ بی تاب پازل باند و حمید هیراد
    مزن دست به این مست , مزن دست به این مست , مزن دست به این مست
    به هر طرف که رو کنم عشقه تو آید نظرم من از تمامه عاشقان ببین که مبتلا ترم
    بی تاب میچرخیدم دور و بر تو بی تاب میرقصیدم اطرافو بر تو
    بی تاب میچرخیدم دور و بر تو بی تاب میرقصیدم اطرافو بر تو
    بخته منه مست زد به دلم دست , دست به این مست مزن چون شکنندست
    دست به این مست مزن چون شکنندست
    بخت منه مست زد به دلم دست , دست به این مست مزن چون شکنندست
    دست به این مست مزن چون شکنندست
    تکست آهنگ بی تاب پازل باند و حمید هیراد
    گیسو افشان کرد و منو پریشان کرد و گیسو افشان کرد و منو پریشان کرد و
    گیسو افشان کرد و منو پریشان کرد و سلسله ی قامت او قافله ویران کرد و
    گیسو افشان کرد و منو پریشان کرد و سلسله ی قامت او قافله ویران کرد و
    بی تاب میچرخیدم دور و بر تو بی تاب میرقصیدم اطرافو بر تو
    بی تاب میچرخیدم دور و بر تو بی تاب میرقصیدم اطرافو بر تو
    بخته منه مست زد به دلم دست , دست به این مست مزن چون شکنندست
    دست به این مست مزن چون شکنندست
    بخت منه مست زد به دلم دست , دست به این مست مزن چون شکنندست
    دست به این مست مزن چون شکنندست
    **

  • گریه نمی‌کنم، نه این‌که سنگم
گریه غرورم رو به هم می‌زنه
مرد برای هضم دلتنگیاش
گریه نمی‌کنه، قدم م
  • گریه نمی‌کنم، نه این‌که سنگم
    گریه غرورم رو به هم می‌زنه
    مرد برای هضم دلتنگیاش
    گریه نمی‌کنه، قدم می‌زنه


    یه ماجرای تلخ ناگزیرم
    یه کهکشونم، ولی بی‌ستاره
    یک قهوه که هرچی شکر بریزی
    بازم همون تلخی ناب رو داره

    اگر یکی باشه مَنو بفهمه
    براش غرورم رو به هم می‌زنم
    گریه که سهله، زیر چتر شونه‌ش
    تا آخر دنیا قدم می‌زنم



    حامد عسکری

  • همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد

زمانی از حقیقت های ما

افسانه می سازد

سر مغرور من!
  • همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد

    زمانی از حقیقت های ما

    افسانه می سازد

    سر مغرور من!

    با میل دل باید کنار آمد

    که عاقل آن کسی باشد

    که با دیوانه می سازد ...

    فاضل نظری

    • سینا پیروتی : ممنون و سپاس

      3 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • ایرانی ایراندوست : (gol) (gol) (gol) (gol) درود و سلام ...مضمون قشنگی دارد.. (gol) (gol)

      3 روز پیش و 8 ساعت قبل

  • شاعر نیستم

گاهی اما

گل رزی

از باغ  روسری جامانده ات  را

می چینم  و

نثار واژه  ها بی م
  • شاعر نیستم

    گاهی اما

    گل رزی

    از باغ روسری جامانده ات را

    می چینم و

    نثار واژه ها بی معنیم میکنم

    واژه ها بوی مو های تو را می گیرند و شعر می شوند ...!

    یاشار امانی

    • قوی سپید زیبا : خواهش میکنم اختیار دارید ، افتخار میدید دوست عزیز و بزرگوار .

      19 ساعت پیش و 55 دقیقه قبل

    • سینا پیروتی : تشکر

      1 روز و 5 ساعت قبل

    • ... ملکی : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 8 ساعت قبل

  • هیچ میدانی که صب شد من شدم ، دیوانه ات
بی سر و سامان شدم اواره در ویرانه ات


هیچ میدانی که در ق
  • هیچ میدانی که صب شد من شدم ، دیوانه ات
    بی سر و سامان شدم اواره در ویرانه ات


    هیچ میدانی که در قلبم شدی سلطان عشق
    مست مِی بودم مرا راندی تو از میخانه ات


    هیچ میدانی قسم خوردم که لیلایت شوم
    مو پریشان کرده ای دانی شوم من شانه ات


    خوب فهمیدی که در قلبم حکومت میکنی
    پر نمودم از شرابی ناب من پیمانه ات


    رسم عاشق این نباشد دل ز دلبر بشکند
    صب شد و من باز هم دیوانه ام ، دیوانه ات

  • مرا  وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی

مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردی
 

_دوباره روی ماه
  • مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی

    مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردی


    _دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب

    تو با زیبایی‌ات این حرف‌ها را نخ نما کردی...


    نماز عشق می خواندم، امامم حضرت دل بود

    کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی


    به هم نزدیک بودیم، آتش از لب‌هات می‌تابید

    دلت می‌خواست لب‌های مرا، امّا حیا کردی


    من از خود نیمه‌ای را دیده بودم "عاقل" اما تو

    مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی


    امان از آخرین دیدار و وای از آخرین بوسه

    لبت را و دلت را و مسیرت را جدا کردی...



    محمد رضا طاهری

    ادامه... دوستان
    • reza rastgar
    • هانا
    • شرکت علم و صنعت
    • نگار شیرازی
    • مانی قاسمی
    • امیر رضا
    • ملودی فاضلی
    • ایلیا رهگذر
    • Matina :)
    • sima azizi
    • aydw nopo:)
    • seo fara
    • Mikail Khaldi
    • هیله وفا
    • قامت استوار
    • زینب دهقان
    4448 هواداران
    بازدیدکنندگان