* آرمان معتمد*

(solana )
  • به عذرخواهی هیچ نیازی نیست
پیش من خودت باش
بی چون و چرا دوستت خواهم داشت
فراموش کن و فقط آزاد باش
  • به عذرخواهی هیچ نیازی نیست
    پیش من خودت باش
    بی چون و چرا دوستت خواهم داشت
    فراموش کن و فقط آزاد باش
    (ترانه unconditionally از کتی پری)


    بزمی بر پا شده بود و طبق رسم معمول همه نقاب بر چهره داشتند و غرق در رقص و پایکوبی ... بوی شراب سیب در فضا پیچیده بود و در هر گوشه این مجلس بساطی بر پا بود و آغوش هایی در حال باز و بسته شدن...تردید داشت.نگاهی به گذشته میکرد و نگاهی به قدم های لرزانش..به دنبال نگاهی آشنا میگشت تا کمی بهش جرئت بده...در گوشه ای دلقک هایی مشغول انجام نمایش های ظاهرا هنری بودند و عده ای رو به خود مشغول کرده بودند..کمی اونورتر تعدادی فاحشه مشغول رقص و تحریک جماعتی بودند و در قبالش پول و توجه دریافت میکردند...آوازه خوان هایی هم در گوشه و کنار مجلس پراکنده بودند..در گوشه ای هم عده ای تصویرگر مشغول به تصویر کشیدن چهره "مطلوب" مهمانان این بزم بودند چهرهایی با نقاب های زیبا و دلخواه ... و جماعت دورشان کرور کرور سکه میدادند برای دیدن چهره مطلوب خودشان..اما کمی اونورتر آینه ای قدیمی و خاک گرفته بود با یک قاب چوبی به رنگ قهوه ای سوخته..تعدد بسیار بسیار اندکی نزدیکش میرفتند...تعداد حتی کمتر از انگشتان یک دست...
    همچنان مهبوت این جمع بود.دنبال یک جرقه میگشت تا تمام تردیدهای درونش رو به آتش بکشه...سستی های درونش.لباس های نه چندان زیباش که هیچ توجهی رو به سمتش جلب نمیکردند و نه نقابی بر چهره داشت تا بتونه کمی خودنمایی کنه...روزهای خوب و بدش از جلوی چشمانش رد میشدند و قدمهاش رو سست میکردند و طوفانی که تمام گذشتش رو در نوردیده بود...طوفانی که کلبه آرامشش رو به تلی از ویرانه تبدیل کرده بود...به کنجی از مجلس پناه برد که خلوت باشه و بتونه فقط نظاره گر جماعت رقصان و مست باشه.دید
    [ادامه...]

    • * آرمان معتمد* : (gol) درود گل بانوی مهربان.وقت شما هم بخیر.روزگار بر وفق مرادتون (gol)

      2 هفته پیش, 1 روز

    • ✿ گل بانو✿ ✿ : درود برشما جناب معتمد گرامی شامگاهتون شاد (gol)

      2 هفته پیش و 2 روز قبل

    • * آرمان معتمد* : (gol) (gol) (khoob) سلام.وقت شما هم بخیر.افتخار حضور دادین (khoob) (gol) (gol)

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

  • ساحره

فیلم ساحره یکی از شاهکارهای معناگرا،میخوکوب کننده و ساختارشکن در سال 2016 بود که متفاوت تری
  • ساحره

    فیلم ساحره یکی از شاهکارهای معناگرا،میخوکوب کننده و ساختارشکن در سال 2016 بود که متفاوت ترین نوع اندیشه و ترس رو در شما بیدار میکنه.ترس از این جهت که هر کدوم از من یا شما در هر برهه زمان و مکان میتونیم مخاطب این فیلم باشیم،.هر زمان که با اعتقاد و ایمان خالص قصد شروع یک مبارزه (از هر نوع درونی یا بیرونی) و یا شروع یک روشنگری رو داریم...جایی که با تمام وجود تصمیم میگیریم که بازنده نباشیم و از بازنده بودن دیگران هم جلوگیری کنیم...در این فیلم اصلا خبری از صحنه های دلهره آور و خونریزی و چهره های وحشتناک ومخوف جادوگران نیست.. خبری از صحنه های اکشن و موزیک تند نیست...

    خلاصه داستان فیلم درباره یک خانواده 5 نفره بسیار بسیار مذهبی و معتقد در دهه هفتاد میلادی هست که آنچنان معتقد به ایمان خودشون هستند که برای حفظ دین 2 بار دست به هجرت میزنند.اول از انگلستان به امریکا و سپس در امریکا نیز برای حفظ عقاید خودشون از خرافات سایر مسیحیان منحرف شده،به دهکده ای دورافتاده سفر میکنند...پدر و مادر کاملا مذهبی هستند و حتی در مکالمات روزمره دائم اسم خدا بر زبانشون جاری هست و هر اتفاقی در زندگی رو به مشیت الهی ربط میدهند.به نوعی حتی افراط گونه..فرزند بزرگ خانواده دختری نوجوان به اسم توماسین که مظلومترین و متعادلترین عضو خانواده هست که با اینکه در سن بلوغ هست اما شیطنت های شهوانی نمیکند و اهل دزدی های کودکانه نیست و کمترین گمراهی را دارد...فرزند دیگر پسر نوجوان و در حال بلوغیست و دوقولوهای کوچک خانواده.و همچنین بعد از مدتی فرزند پنجم این خانواده نیز در این دهکده مرموز به دنیا میاد..و اما...این خانواده تعدادی حیوان اهلی هم دارند که در راس آنها یک بز سیاه به نام فیلیپ سیاه هست که نقش شیطان رو بازی میکنه و در خلوت با دو
    [ادامه...]

    • Amir Ali : فدات ارمان جان

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • * آرمان معتمد* : (gol) سلام.منم ممنونم.چشم.باعث افتخاره (gol)

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • Amir Ali : سلام محبوبی دوست خوبم ممنون میشم عضو افتخاری گروه ما بشید گروه اول پروفایلم اسمش ★خــ×_×ـاص★ لطف میکنی دوست بسیار خوبم (gol) (gol) (

      3 هفته پیش

  • عشق و تکامل
(عکس صرفا جنبه تزئینی دارد ولاغیر...)
اصولا وقتی به تعریف و برداشتی که  از عشق شده و م
  • عشق و تکامل
    (عکس صرفا جنبه تزئینی دارد ولاغیر...)
    اصولا وقتی به تعریف و برداشتی که از عشق شده و میشه و خواهد شد در نظر اکثریت مدعیان،نگاه میکنیم،مخصوصا در برهه زمانی فعلی که الا ماشاءالله توی اکثر پروفایل های مجازی و غیرمجازی دم از عشق و عاشقی می زنند،وقتی که با کمی دید باز نگاه کنی و بدور از تعصب،متوجه میشی که *خواسته یا ناخواسته* منظورشون از عشق پایین ترین درجات اون هست...
    میگن انسان هم میتونه از حیوان پست تر و هم از فرشته ها بالاتر باشه.خب عشق هم همین مراتب رو داره.پایین ترین مرتبه اون همین کشش و جاذبه جنسی هست که به جرئت میتونم بگم همین تعبیر در 80% پروفایل های مجازی یا غیر مجازی از عشق میشه..مراتب بعدی عشق رو میشه به همون وابستگی تعبیر کرد.یعنی طرفین هدفشون والاتر از یک کشش جنسی هست و به نوعی نیاز به هم صحبت،فرار از تنهایی،احساس ستایش شدن و ستایش کردن،دوست داشتن و دوست داشته شدن،رو میشه از این نوع عشق برداشت کرد...که به نوعی منیت طرفین خیلی پررنگ هست در این نوع عشق..یعنی درسته که در ظاهر طرفین همدیگه رودوست دارند اما از نگاه کلی تر متوجه میشی که در حقیقت این شدت نیازشون به دوست داشته شدن هست که باعث شده دوست داشته باشند و در قبالش دوست داشتن رو دریافت کنند از طرف مقابل!!!
    به عقیده من هدف از خلقت (*عشق*) چیزی نیست جز یک چیز...اینکه عشق باید و میتونه نقش یک کاتالیزور بسیار قوی رو بازی کنه در مسیر رسیدن انسان به هدف نهایی خلقت که همون (*تکامل*) هست...انسان برای یک یک چیز خلق شد،یعنی برای رسیدن به تکامل و برای طی کردن این مسیر نیاز به یک توشه راه،یک محرک،یک شتاب دهنده،یک کاتالیزور داره که عشق بالاترین نوع شتاب دهنده هست
    طرفین هدفشون از عشق والاتر و مقدس تر از عوام جامعه هست،دیگه منظور و ن
    [ادامه...]

    • * آرمان معتمد* : (gol) در اولین فرصت (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • آرزو ملکی : سلام و عرض ادب.منتظر پست جدیدتون هستم (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • ♛ MeisaM ♛ : مرسی، انشاالله

      1 ماه و 2 هفته قبل

    * آرمان معتمد*

    5 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • صدای قهقه اون  لعنتی که کنارش بود آزارش میداد.قهقه ای سراسر شهوت جنسی..و همچنین نگاه های اون چند تا
  • صدای قهقه اون لعنتی که کنارش بود آزارش میداد.قهقه ای سراسر شهوت جنسی..و همچنین نگاه های اون چند تا حیوان صفت که از بس از گوشت و پوست و استخونش،و از همه اینها سخت تر،از روحش توی این 3 روز خورده بودند،یجا لم داده بودند و نای بلند شدن نداشتند.همون کسانیکه تا همین 3 روز پیش(*داداشی*) خطابشون میکرد...بدنش هنوز درد میکرد از بس از دست همین داداشی های 3 روز قبلش،کتک خورده بود.اما دردناک تر از همه اون طناب دور گردنش بود...
    همینطور که نفسش داشت بیشتر و بیشتر بند میومد،سلفی هایی که توی پروفایلش گذاشته بود از جلوی چشماش رژه میرفتند...ولی نمیدونست چرا این دمای اخر رفتن،سلفی ها عوض شده بودند.یجورایی مثل عکس های سه بعدی پشت مجلات که باید روشون تمرکز کنی تا تصویر واقعی رو در پشت اون تصویر ظاهری ببینی...آخه بجای اونهمه داداشی و آبجی خوجل و عجیج که لایکشون کرده بود،فقط مخلوقاتی عجیب و غریب و صد البته در قفس میدید(البته نه همشون و بلا نسبت بعضی ها)...یه صدایی توی گوشش وزوز میکرد...یه وزوز لعنتی که لحظه به لحظه بلندتر میشد...واسه همین نمیتونست آخرین صداهای مادرش که میومد و قربون صدقش میرفت تا کمی بره کنارش بشینه و باهاش حرف بزنه رو،درست بشنوه و یادش بیاد..آخه مادره دیگه..دلش میخواست دخترش بجای اینکه همش سرش توی این موبایل باشه کمی بره پیش اون بشینه و باهاش حرف بزنه...ولی دلش نمیخواست..چون داشت با (*چند تا از همین داداشی و آباجی*)های خوجل و عجیج خودش صحبت میکرد...دیگه کم کم چشماشم داشت سیاهی میرفت.واسه همین نمیتونست آخرین نگاه پدرش رو درست توی ذهنش بیاره...آخه پدرش توی اخرین دیدارشون بغلش کرده بود و بعد از کلی بوسیدنش بهش گفته بود که:دختر خوشکلم آخر هفته قراره واست خواستگار بیاد..پسر یکی از همکاران پدرش..وضعشون معمولی بود...با حقوق معمول
    [ادامه...]

    • * آرمان معتمد* : (gol) (gol) سلام.افتخار دادید.عید شما هم مبارک و امیدوارم همه روزهاتون عید باشه (gol) (gol)

      1 ماه, 1 هفته

    • آرزو ملکی : سلام عرض شد.ب رسم ادب خدمت رسیدم.عیدتون مبارک (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه, 1 هفته

    • KIMIYA ` : سلام دوس گلی محبوبی اگ تکراری نزد..شمام اگ عشقت کشید ی سری بزن گرو اولم (dd) بهد بعضو خب؟؟ (biggrin)

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    * آرمان معتمد*

    6 ماه پیش, 1 هفته
  • ***فاحشه***
ابلیس منم ایل و تبارم سیب است،تا باغ تویی هر چه بکارم سیب است

از یه جایی به بعد دیگه
  • ***فاحشه***
    ابلیس منم ایل و تبارم سیب است،تا باغ تویی هر چه بکارم سیب است

    از یه جایی به بعد دیگه پست ها رو واسه لایک شدن نمینویسی..از یجایی به بعد فقط میخوای بگی تا کمی آروم بشی...به قول یکی از دوستانم،این فضای مجازی مثل همون چاه معروف هست که میایی و باهاش درد دل میکنی..فقط واسه اینکه آروم بشی..این روی سخنم با شمایی هست که داری این پست رو میخونی.شاید خیلی هامون،خیلی وقتها مخاطب این پست بوده باشیم،پس لطفا بهت برنخوره و بدون تعصب به قضیه نگه کن..

    همیشه وقتی صحبت از فاحشه به میون میاد اولین تصویری که توی ذهنمون شکل میگیره،تصویر یک فاحشه جنسی هست.آیا تا حالا فکر کردی که واژه فاحشه بسیار بسیار وسعت بیشتری داره از اینکه بخوای اینقدر محدودش کنی؟!وسعتی که بعضی وقتها میتونه بینهایت ترسناک باشه و حتی خود ماهارو هم در بر بگیره!!!

    از همون ابتدای خلقت،که باز هم پای یک سیب در میون هست، بحث خرید و فروش مطرح بود(البته به عقیده من) و خود حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) هم توی یک روایت این جمله رو مطرح کردند که:
    ***بها شما چیزی جز بهشت نیست،پس خود را به کمتر از آن نفروشید***
    و یا این آیه از قرآن که میگه:
    ***ان الانسان لفی خسر***
    از همون ابتدای خلقت،این خرید و فروش شروع شد و زمینه این خرید و فروش همون جمله بالا بود.فروش تمام تمایلات نفسانی و شهوات و خصوصیات بد و در عوض خرید بالاترین پاداش ممکن که بسته به ظرفیتت بهت میدن..بهشت یا تکامل و قرب الهی...آیا به نظر شما ارزان نفروختن خود،غیر از اینه که انسان باید پا روی تمام خصوصیات بدش بگذاره و مغلوب نفس و ابلیس نشه و در عوض رشد و تکامل پیدا کنه و برسه به جایگاهیی که ازش رانده شد؟؟اولین مخلوقی که در این خرید و فروش بازنده شد
    [ادامه...]

    • زینب دهقان : سلام.خوبی؟میشه پست اولم که درباره ارسال نامه الکتریکی به ریس جمهور نظرتون بدهید.ممنون

      1 هفته و 6 روز قبل

    • * آرمان معتمد* : همچنین بانوی میم

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • м : لایکو مَحبوبیـــ.. (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

  • ***هفت آسمان و اوج فلک را که رد کنی...قدت نمی رسد که علی را رصد کنی***

یه دوستی چند وقت پیش تعریف
  • ***هفت آسمان و اوج فلک را که رد کنی...قدت نمی رسد که علی را رصد کنی***

    یه دوستی چند وقت پیش تعریف می کرد:
    یه مشکلی واسم پیش اومده بود که به هر دری میزدم برطرف نمیشد...یه گره کور که هرچی بیشتر تلاش میکردم،کورتر میشد...(این رو هم بگم که این دوستم یه آدم معمولی هست مثل خیلی از ماها..نه سیاهه و نه سفید.نه دیو هست و نه فرشته..یه آدم معمولی)...خلاصه این دوستم میگفت تصمیم گرفتم یه ختمی،یه توسلی،یه دعایی رو به کار ببندم تا شاید فرجی شه...میگفت گشتم و گشتم تا اینکه از بین تمام ختومات 2 تا رو انتخاب کردم...یکی ختم صلوات و یکی دیگه ختم چهل روزه زیارت عاشورا.اول به نیت فرج امام زمان دوم به نیت گشایش همه گرفتارا سوم هم به نیت مشکل خودم..میگفت تصمیم گرفتم برای یکبار هم که شده امتحان کنم این جور چیزهارو..ببینم آیا واقعا همونطور که میگن راهگشا هستند یا اینکه طبق گفته خیلی از روشنفکرا،یه خود فریب دادن هست توسط یک عده جهان سومی از تمدن عقب مونده که از واقعیت فرار کنند و اشتباهاتشون رو به گردن قضا و قدر بندازن و بجای تلاش کردن جهت رفع مشکل،میشینند یه گوشه و کنج عزلت میگزینند..خلاصه..میگفت از روز پنج شنبه شروع کردم به شروع ختم...هر روز 1000 تا صلوات هدیه به یکی از 14 معصوم جهت تعجیل در فرج و یکبار هم زیارت عاشورا.میگفت خیلی آسون تر از چیزی بود که فکر میکردم...صلواتهارو در حین انجام کار میفرستادم،حین رانندگی و مطالعه و راه رفتن و توی اتبوس و...خلاصه حین انجام کارهای روزمره.و هیچ وقت اضافه ای واسش نمیگذاشتم...و زیارت عاشورا رو هم طی روز فقط 5 دقیقه وقتم رو میگرفت...5 دقیقه ای که در مقابل وقتی که اکثر ماها توی فضای مجازی میگذاریم،هیچی به حساب نمیاد...میگفت به هیچکسم چیزی نگفتم..نمیخواستم بهم بخندن..میگفت که چندباری منصرف شدم
    [ادامه...]

    • آرزو ملکی : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • * آرمان معتمد* : و همچنین بنده..در پناه حق باشید..

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • نسرانه ..... : تشکر از مهرتون خوشحال شدم از هم صحبتی با شما شبتون زیبا

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • سلام.
یه بنده خدایی بالای منبر می گفت :
  • سلام.
    یه بنده خدایی بالای منبر می گفت :""انسان برای لذت بردن خلق شده و فلسفه ایجاد حلال و حرام هم این است که هر لذتی که انسان رو از رسیدن به لذت بالاتر محروم کنه،حرام به حساب میاد...چه در لذات مادی و چه معنوی...""در زندگی لذتی بالاتر از آرامش نیست و آرامش به دست نخواهد آمد مگر با قدم در راه فهم حقیقت نهادن...

    حتما برای شما هم پیش اومده که،2 اتفاق عادی وقتی همزمان با هم اتفاق می افتند،تاثیر ماندگاریشون توی ذهن و خاطره انسان چندین برابر میشه...یادمه چند سال پیش داشتم کتاب خاطرات سینوهه طبیب مخصوص فراعنه رو میخوندم(در رابطه با اصل حقیقت محتوای کتاب فعلا قصد بحث ندارم).بطور اتفاقی داشتم آهنگ{آن قصر که جمشید در او جام گرفت
    آهو بچه کردو شیر آرام گرفت_
    بهرام که گور می گرفتی همه عمر_
    دیدی که چگونه گور بهرام گرفت_
    ای دیده اگر کور نئی گور ببین_
    وین عالم پر فتنه و پر شور ببین_
    .شاهان و سران و سروران زیر گلند_
    روهای چو مه در دهن مور ببین}_ رو از محسن چاهوشی گوش میدادم...و تاثیر همزمان بودن این دو،آنچنان قوی بود که برای همیشه توی ذهنم موندگار شد...اون قسمت از زندگی سینوهه(تقریبا فصل بیست به بعد) که سینوهه،دختری به نام مینا که از سرزمین کرت بود،رو از اسارت نجات میده و با اون دختر همراه میشه تا اون رو به رو سرزمین دختر،یعنی شهر کرت ببره.شهر کرت در همسایگی کشور مصر قرار داشت و بسیار آباد و خوش و خرم بود و مردمش به شدت اهل عیش و نوش بودند. در سرزمین کرت رسم بر این بوده که بهترین دختران و پسران نوجوان و باکره ،انتخاب میشدند و طی چندین سال آموزش رقص و گاوبازی،مهارت پیدا میکردند تا در مسابقه سالانه ای که برگزار میشد بطور برهنه و بدون هیچ حفاظی با گاوهای وحشی مبارزه کنند و در
    [ادامه...]

    • ❦ khคຖ໐໐๓ ❦ r໐ฯค : ممنونم قابل شما رو نداشت .

      6 ماه پیش

    • * آرمان معتمد* : (khoob) (gol) (gol) (gol) (khoob)

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • ❦ khคຖ໐໐๓ ❦ r໐ฯค : عالی بود دوست وبرادر خوب ومهربانم ...موفق باشید ...این پست رو جا انداخته بودم وامشب موفق شدم وخوندم ... (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (ghalb) (ghalb)

      6 ماه پیش, 1 هفته

  • باز هم سیب داری!؟

سیب ...سیب...و باز هم سیب...فلسفه ای به اندازه خلقت بشر...که مصادف شد با آغاز ی
  • باز هم سیب داری!؟

    سیب ...سیب...و باز هم سیب...فلسفه ای به اندازه خلقت بشر...که مصادف شد با آغاز یک سقوط و یا آغاز یک تکامل...درباره این سقوط و یا تکامل 3 نظریه هست
    .1_عده ای مثل دکتر شریعتی این سیب(میوه ممنوعه) رو به آگاهی و یا اصولا چیز خوبی میدونند(برگرفته از تورات عهد عتیق).2_عده ای مثل شهید مطهری این میوه ممنوعه رو چیزی بدی مثل حرص و طمع و حسد و اصولا چیز حرامی میدونند که خدا استعمال اون رو حرام کرده.3_اما بهترین نظری که در این باره خوندم از امام خمینی بود که(ترکیبی از 2 نظریه قبل است) این میوه ممنوعه رو مبدا بسط کمالات و منشاء گشایش ابواب فیض می داند که این نظر هم عقلی است و هم قرآنی.هم جامع است و هم مانع..***در یک کلمه امام خمینی میوه ممنوعه رو بهانه ای برای تکامل آدم و گسترش رحمت خدا و خارج کردن آدم از سکون میدونه..***...

    فیلم "باز هم سیب داری"یکی از فیلم های سورئالی هست که 10 سال پیش ساخته شد که در نوع خودش در تاریخ سینمای ایران بی نظیر هست...داستان فیلم در یک ***فضای بی‌زمان و بی‌مکان*** اتفاق می افتد و درباره مردیست ایلیاتی ،که با زنی جوان که از دهکده‌ای جنگ زده فرار کرده است همسفر می‌شوند. در این سفر آنها به هر آبادی که می‌رسند، درمی‌یابند که تمام مردم آن آبادی‌ها تحت تسلط و زیر کنترل گروهی به نام داس داران قرار دارند. داس داران قومی قدرتمند هستند که زمام امور ***ممالکی بی زمان و بی مکان را*** در دست دارند و هر کدام از مناطق زیر دست خود را به شیوه های خاصی اداره می کنند.که این مرد و زن ایلیاتی ناخواسته كنترل اوضاع را از دست آن ها درمي آورند. داس داران راه هاي ساده اي براي مقابله دارند...فیلم فضایی زیبا و شاعرانه و پر از احساس داره... فیلم به سادگی و سرراستی قصه‌های بچگی‌مان آغا
    [ادامه...]

    • * آرمان معتمد* : (gol) (gol) (gol) درود خانم ملکی (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • آرزو ملکی : جالب بود (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • * آرمان معتمد* : سلام از ماست...خیلی ممنون برادر عزیزم..سال نو شما هم مبارک با آرزوهای بهترین ها برای شما بزرگوار. (gol) (gol) (gol) (gol)

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    * آرمان معتمد*

    2 سال پیش و 10 ماه قبل [قلب♡سبز]
  • **حتی اگر قلبی به وسعت زمین داشته باشی،باز احتیاج داری به یکی که سنگ صبورت باشد، حتی به کوچکیه
یک د
  • **حتی اگر قلبی به وسعت زمین داشته باشی،باز احتیاج داری به یکی که سنگ صبورت باشد، حتی به کوچکیه
    یک درخت***

    یک نفر باید باشد که
    بدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی
    تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت می گندد را به زبان بیاوری
    از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند
    و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند
    حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال می شوی!

    یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگوید آره می دانم، اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند
    یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد...
    یک نفر که وقتی برایش تعریف میکنی که کارم دارد به جاهای باریک می کشد،
    پوزخند نزند، به شوخی نگیرد
    جدی بگیرد، خیلی هم جدی بگیرد،
    آنقدر که یک سیلی جانانه مهمانت کند و با تمام قدرت اش بزند زیر گوشت
    یک نفر که تجربه ی هیچ چیز را نداشته باشد،
    مثل همه ی آنهایی که خود را علامه دهر می دانند نباشد!
    وقتی که برایش تعریف میکنی دستپاچه شود، گوش بدهد،
    برایت فتوای ابوموسی اشعری صادر نکند،
    راه کار ندهد، فقط گوش کند ..
    یک نفر که بداند این چیزهایی که تو تعریف میکنی جواب منطقی ندارد،
    اصلا منطق در مقابل این حرف ها بیچاره است

    خیلی از آدم ها میخواهند حرف بزنند صرفا برای اینکه دردشان آرام بگیرد
    بعضی آدم ها درونشان روی کمربند زلزله است،
    گاهی حرف می زنند تا ویرانی زلزله درونشان را به تعویق بیاندازند
    حرف زدن گاهی مُسکن است،
    آدم ها گاهی حرف می زنند نه برای اینکه چیزی بشنوند، نه اینکه کمک بخواهند
    حرف می زنن
    [ادامه...]

    • * آرمان معتمد* : خوشحالم که پسندیدید خانم محیا.بازهم افتخار حضور بدید.

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • ⚫ محیا ⚫ : چقدر اين پست به دل نشست...

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • * آرمان معتمد* : خیلی ممنون جناب مشکات.

      7 ماه پیش و 3 هفته قبل

    * آرمان معتمد*

    2 سال پیش و 10 ماه قبل [قلب♡سبز]
  • با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر...
دوستم داری ولیکن من تو را... خُــب بیشتر!

لحظه ای مال منی
  • با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر...
    دوستم داری ولیکن من تو را... خُــب بیشتر!

    لحظه ای مال منی و "تو" خطابت می کنم
    گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما" خب بیشتر

    غیر معمولی ست رفتار منو شک کرده اند...
    اهل خانه، دوستــانِ آشنا خب بیشتر

    اشک های بی هوا، بعضا سکوت بی دلیل ..
    شعر اما می کند رسوا مرا، خب بیشتر !

    فاطمه سادات مظلومی

    • kosar :) : (mosbat) خوآهش میکنم (dd)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • * آرمان معتمد* : (gol) (gol) تشکر از حضورتون (gol) (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • kosar :) : (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • سیّد علیرضا سلطان پناه
    • آقا معین
    • najmeh 123
    • علی حسینی
    • melika salehifar
    • لیلا سروش
    • ستایش77 س
    • سجاد صادقي راد
    • کن بی
    • نهان ...
    • ... . مشکات
    • tanhaye tanha
    • حیدر صالح
    • هلاله احمدی
    • لی لی گل 2 man
    • vahid joorabchi
    1285 هواداران
    بازدیدکنندگان