zahra ,m

(zahram78 )

ت تاکسی نشسته بودم یهو ی دختره گفت چی

منم گفتم هیچی!!

دختر چی

من:ب ارواح خاک اقام هیچی!!

دختر چی

من:ب حضرت عباس هیچی!!

دختر چی

من:اقای راننده جون مادرت بزن بغل این دختره ول کن ما نیس.!

راننده:خفه شو بتمرگ خانوم داره عطسه میکنه

ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا

سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز
بلبل روی سیه مانده ز گلزار جدا

ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا

دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم
مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا

نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این
مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا

دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت
زود برگیر و بکن رخنه دیوار جدا

می دهم جان مرو از من، وگرت باور نیست
پیش ازان خواهی، بستان و نگهدار جدا

حسن تو دیر نپاید چو ز خسرو رفتی
گل بسی دیر نماند چو شد از خار جدا

 

‍ گاهی خدا را صدا بزن.
بی آنکه چیزی بخواهی, بی آنکه برایش توصیه و سفارشی داشته باشی. بی آنکه از گرفتاریهای حقیرانه و روزمره ات برایش بخواهی بگویی.بدون هیچ گله و شکایتی, بدون آنکه بگویی چرا...کاش.... اگر....
بی آنکه بخواهی تمام نداشتن هایت را به او نسبت بدهی و طلبکارش باشی.
حتی بی آنکه بخواهی توبه کنی...
فقط صدایش کن...
باور کن او برای شنیدن خالصانه نامش که از غنای قلبت زبانه میکشد لحظه شماری میکند.
تو همان چیزی که می توانی باشی هستی.
هدفی در کار نیست,
ما به هیچ کجا نمی رویم
و در همین جا زندگی را جشن
می گیریم.
هستی سفر نیست,
جشن و سرور است,
به زندگی به چشم جشن و شادمانی و خوشی نگاه کن.
زندگی را به صورت درد و رنج و انجام وظیفه و کار در نیاور,
بگذار زندگی یک بازی باشد. مقصود من از مذهبی شدن همین است.
بدون گناه,
بدون منیت,
بدون هیچ مقصد و.مقصود.
فقط در اﻳﻨﺠﺎ و در حال بودن,
با درختان و پرندگان و رودخانه ها و کوه ها بودن.
این را بدان, تو در زندان نیستی,
در خانه خدایی,
در معبد خداوندی,
پس آن را زندان ندان,
چراکه زندگی زندان نیست,
تو زندگی را نفهمیدی , آن را به اشتباه معنا کرده ای.
پس آزاد باشید,
فکر زندان بر اثر عادت اسارت در انسان بوجود آمده است.

اشو

  • چون تو دارم، همه دارم ؛
دِگَرَم هـیــچ نباید ...!
  • چون تو دارم، همه دارم ؛
    دِگَرَم هـیــچ نباید ...!

    • درآکولآیِ غَمگين : صَـلآم (hihi) خٌـوبي؟! (cheshmak)ميـگَم (cheshmak) اَع انگـشتآيِ نآزتـ خَسـتع نمـيشع عٌـضو گروهِ سومم شـو (boghz) ▲Nεɠąŧï√ε▼ كآربراي فعالٌ عضوامون كمع (delgir) تازع تاييد شدع (ninja) مَـمنون عضو شٌـدي (haa)شَـبت رَنـگي

      5 ماه پیش

    ادامه... دوستان
    96 هواداران
    بازدیدکنندگان